|
موسیقی سنتی و مقامی ايراني
|











با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزه های پریشان به من بگو
اندیشه های سوخته ی ارغوان بین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو
آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خشک و بی کسی نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو
از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو
زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو
سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به اینه ی دل شکن بگو
آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

يك پيانسيت لهستاني با نواختن پيانو به مدت 101 ساعت، نام خود را در كتاب ركوردهاي جهاني گينس ثبت كرد.

سلطاني كارگروه موسيقي ايكوم از اهداي وسايل شخصي «علينقي وزيري»به موزه موسيقي خبر داد.
كنسرت
بداههنوازي «كيهان كلهر» و «مجيد خلج» روز شنبه -26 ديماه - در پاريس
برگزار ميشود.
اين دو هنرمند ايراني كه طي سالهاي اخير
كنسرتهاي بينالمللي متعددي را در كنار هم برگزار كردهاند، قرار است
هفته آينده كنسرت بداههنوازي خود را در يكي از سالنهاي تئاتر پاريس
برگزار كنند.
اين دو هنرمند نهم مي سال 2010
نيز دونوازي ديگري در اين شهر خواهند داشت.
همچنين خلج فروردينماه سال آينده
(دوم آپريل) قرار است در فستيوال موسيقي فرانسه قطعاتي را تكنوازي كند.
کيهان کلهر آهنگساز و نوازنده
ايراني كه سالهاي با ساز کمانچه به عنوان ساز تخصصي و سهتار به عنوان ساز
دوم خود در كنسرتهاي داخلي و خارجي حضور دارد، در سال 2004 نامزد جايزه
گرمي براي دو قطعهاش شد.
او در اين سالها براي معرفي
موسيقي ايراني به غير ايرانيها تلاشهاي بسياري کرده است. همکاري كلهر با
هنرمندان هندي از جمله «شجاعت حسين خان» و يا اعضاي کوارتت کرونوس (جاده
ابريشم)، يويو ما و ارکستر فيلارمونيک نيويورک و ... او را به هنرمندي
جهاني تبديل کرده است.
مجيد خلج هم كه تنبک زن حرفهاي
مقيم سوئيس است، از هفت سالگي تنبک نوازي را فرا گرفت و امروز از اساتيد
تنبک و سازهاي کوبهاي ايراني به شمار ميرود. او موسس آموزشگاه تنبک در
پاريس و استاد موسيقي آکادمي دولتي موزيک در بازل سوييس است و در بسياري از
کنسرتها و مراسم جهاني هنرنمايي کرده است.

درین شبها
که گل از برگ و
برگ از باد و
باد از ابر میترسد
درین شبها
که هر آیینه با تصویر بیگانهست
و پنهان میکند هر چشمهای سر و سرودش را
چنین بیدار و دریاوار
تویی تنها که میخوانی.
تویی تنها که میخوانی
رثای قتل عام و خون پامال تبار آن شهیدان را
تویی تنها که میفهمی
زبان و رمز آواز چگور ناامیدان را.
بر آن شاخ بلند ای نغمهساز باغ بیبرگی
بمان تا بشنوند از شور آوازت
درختانی که اینک در جوانههای خرد باغ در خواب اند
بمان تا دشتهای روشن آیینهها،
گلهای جوباران
تمام نفرت و نفرین این ایام غارت را
ز آواز تو دریابند.
تو غمگینتر سرود حسرت و چاووش این ایام،
تو بارانیترین ابری که میگرید
به باغ مزدک و زرتشت،
تو عصیانیترین خشمی که میجوشد
ز جام و ساغر خیام.
درین شبها
که گل از برگ و
برگ از باد و
باد از ابر و
ابر از خویش میترسد
و پنهان میکند هر چشمهای سر و سرودش را
درین آفاق ظلمانی
چنین بیدار و دریا وار
تویی تنها که میخوانی.محمدرضا
شجريان شامگاه سهشنبه -15 ديماه - رودرروي اعضاي انجمن بازيگران خانه
سينما نشست تا به سوالات آنها پاسخ بدهد.
شانزدهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران
سينماي ايران با حضور محمدرضا شجريان استاد آواز ايران برگزار شد.
داود رشيدي رييس انجمن بازيگران
سينماي ايران با اظهار خرسندي از حضور محمدرضا شجريان در جمع بازيگران گفت:
نميدانيد كه امروز چه حالي دارم و چه بغضي از حضور ايشان گلويم را
ميفشارد؟ همه ما عاشق ايشان و هنرشان هستيم و خوشحالم كه بعد از مدت زيادي
از اولين درخواستم براي حضور ايشان در جمع بازيگران، بالاخره اين درخواست
به نتيجه رسيد.
او سپس به جايگاه ويژه محمدرضا
شجريان در هنر ايران زمين اشاره كرد و افزود: پيگيري و كار مستمر و
اهميتدادن به هنر در وجود اين استاد برجسته ديده ميشود.
اين بازيگر با يادآوري خاطرهاي
ادامه داد:پشتكار شجريان براي يادگيري قابل توجه بود و نشان ميداد كه او
تا چه اندازه به حرفهاش اهميت ميدهد و از اينروست كه امروز او به چنين
جايگاه شايستهاي دست يافته است.
رشيدي سپس با تشريح چگونگي دعوت
انجمن بازيگران براي اين نشست،گفت: از آنجا كه ايشان يكي از برجستهترين
اساتيد ما هستند و خيليها علاقه به حضور ايشان دارند،اگر ما اين برنامه را
به صورت رسمي اعلام ميكرديم امروز اينجا جاي سوزن انداختن هم نبود به
همين دليل عذر ما را بپذيريد كه اين نشست را به صورت تلفني به هنرمندان
اطلاع داديم.
در ادامه محمدرضا شجريان
نيز از حضور در جمع هنرمندان اظهار خرسندي كرد وگفت: قطعا امروز يكي از
روزهاي خوب زندگيام است كه در كنار تمام گرفتاريهايمان در كنار هم جمع
شدهايم و قطعا اين روزها در زندگي همه ما خواهد ماند و نقش ارزندهاي
دارد.
او ادامه داد: من سخنران
نيستم و فقط آواز ميخوانم. پس نميتوانم از قبل سخناني را آماده كنم. اما
اگر شما سوالي داريد من اينجا حاضر هستم تا به اين سوالها پاسخ بدهم.
شجريان سپس در پاسخ به پرسش داود
رشيدي درباره معرفي اساتيد تأثيرگذار او در عرصه آواز، گفت: قطعا اساتيد من
يكي دو نفر نبودند بلكه من از هر كسي چيزي ياد گرفتم و زندگيام چيزي جز
تقليد نبوده است.
او با اشاره به شروع فعاليتش در
مشهد ادامه داد: نتوانستم در حوزه موسيقي كسي را پيدا كنم و تنها از
برنامههاي راديو استفاده كردم. اما با ورود به تهران و راديو نزد «احمد
عبادي» رسيدم و از او بسيار آموختم. هفتهاي يكي دو روز هم نزد «اسماعيل
مهرتاش» در جامعه «باربد» و يا در منزلاش رديفها و تصانيف را آموختم.
«فرامرز پايور» هم ديگر استادي بود كه سنتور و رديفهاي صبا را از او فرا
گرفتم و در تالار رودكي و راديو در كنار او و گروهش كار كردم.
شجريان،استاد دوامي و برومند را
از ديگر اساتيد خود دانست و گفت: اساتيد بسياري بودند كه من از هركدامشان
چيزي ياد گرفتم. اما «جليل شهناز» هنرمندي بود كه آنقدر كه ساز او را گوش
كرده بودم به ساز ديگري گوش نداده بودم و قطعا بيشترين موفقيت من آشنايي با
توانايي و خلاقيت او بود. در اين ميان نوازندههاي ديگري هم وجود دارند كه
مجموع آموختههايم از آنها، شجريان امروز است.
استاد آواز ايران در ادامه و در
پاسخ به سوالي درباره نقش «اسماعيل مهرتاش» و «جامعه باربد» در عرصه موسيقي
و تئاتر و لزوم شناخت خوانندگان از اصول فن بيان و تئاتر، تصريح كرد: نوع
خوانندگي كه پيگيري ميكردم، بازيگري همراه خود نداشت اما هر خوانندهاي
بايد به گونهاي شعر را بيان كند كه انگار بازيگري در صحنه درحال بيان است.
او اضافه كرد: در كارگاههايي كه
در فرهنگستان هنر با شاگردانم برپا ميكنم تأكيد دارم كه شعر را روايت
نكنند بلكه آن را بازي كنند. هنرمند تئاتر وقتي روي صحنه ميآيد با بيان
خود بازي را آغاز ميكند و همهچيز را از دل آن نشان ميدهد، اين بيان
بيننده را تحتتأثير خود قرار ميدهد پس خواننده هم بايد شعر را به گونهاي
بيان كند كه با كلمات و فرم بيان آنها شنونده تحتتأثير قرار بگيرد.
خواننده «مرغ سحر» تاكيد كرد: يك
خواننده نبايد رديف را صرفا ارايه و شعر را روخواني كند، بلكه بايد به
گونهاي آن را بيان كند كه مثل يك هنرپيشه بر بينندهي خود تأثير بگذارد.
از اين رو بود كه اسماعيل مهرتاش در «جامعه باربد» به شدت روي فن بيان
تأكيد داشت. خواننده به اعتقاد او بايد از تحريرهاي نابهجا و نادرست پرهيز
كند تا شعر به درستي به شنونده منتقل شود.
او همچنين درباره اهميت لطافت و
زيبايي گفتار در اداي كلمات به ذكر خاطرهاي بسنده كرد و گفت: در سالهاي
47 و 48 در راديو، زندهياد «بنان» كه دوران بازنشستگي خود را سپري ميكرد
هرچندگاهي با حضور در استوديو خوانندههاي جوان را چك ميكرد. در يكي از
همين روزها به من گفت كه شجريان وقتي شعر ميخواني همانطور عمل كن كه حرف
ميزني، يعني از تأكيد نادرست و بيخود روي كلمات پرهيز كن،زيرا كششهاي
بيجا باعث ميشود كه شعر از فرم درست خود خارج شود.
شجريان در بخش ديگري از اين نشست
در پاسخ به اهميت شخصيت يك هنرمند در مقابله با مخاطبان خود، گفت: در هر
شرايطي بايد ديد كه پشت هنر چه كسي قرار دارد؟ پشت اين صدا چه كسي زندگي
ميكند؟ زيرا مردم ناخواسته آن شخصيت را دنبال ميكنند و هنرمند در اين
مسير بايد به گونهاي خود را نشان دهد كه در برابر مخاطب خود ارزش هنرمندي
داشته باشد. هنرمند بايد سعي كند در راه انسانيت قدم بردارد و با عاطفه و
وجدان خود حركت، فكر و عمل كند.
استاد آواز ايران خطاب به حاضران
گفت: هنرمان را دستكم نگيريم و در هرجا كه سزاوار هنر است آن را عرضه
كنيم. ارزش هنر والاست و بايد جايگاه آن را پيدا كرد، زيرا هنر بدون هنرمند
وجود ندارد و به همين دليل رفتار هنرمند بايد هنرمندانه باشد.
او همچنين درباره نقش اعتماد در
هنر تصريح كرد: قطعا خواننده بايد به گونهاي اجرا برود كه مردم در شروع به
او اعتماد كنند. يادم است يكي از اساتيدي كه از محضر او علوم انساني را
فرا گرفتم، استاد «دادبه» بود كه تأكيد داشت هيچ هنرپيشهاي نميتواند پشت
دفتر نگاه خود پنهان شود.
شجريان ادامه داد: هرچهقدر شما
بهعنوان بازيگر نقش يك شخصيت مثبت و يا منفي را بازي كنيد، باز اين نگاه
شماست كه شخصيت واقعيتان را براي تماشاگران آشكار ميكند. «نگاه» و «صدا»
دو عاملي است كه بازگوكننده حقيقت هنرمند است و من كه سالها با صدا زندگي
كردهام به راحتي با گوشدادن به صداي هر فردي ميتوانم شخصيت او را تشخيص
دهم و نوع ارتباطم با او را مشخص كنم. نگاه هم به همين شكل است. موجي كه از
نگاه انسانها بيرون ميآيد به صورت مستقيم بر شنونده و بيننده تأثير
ميگذارد به همين دليل هم همواره سعي كردهام ارتباطم با افراد به گونهاي
باشد كه در نگاه و صدايم، فردي متظاهر و رياكار ديده نشوم.
اين استاد آواز كه
سالهاست به كار ساخت ساز هم مشغول است در بخش ديگري از اين نشست درباره
دغدغههايش در اين حوزه توضيح داد: هنرمندان هرچهقدر ابزار و وسايل بيشتري
داشته باشند با تنوع بيشتري هم ميتوانند كار كنند. در ايران بيش از 120
نوع ساز وجود دارد، اما آنچه در اركسترهاي ما استفاده ميشود گاه خلأ
«رنگ» و «وسعت» صدا را نشان ميدهند. به خصوص در حوزه سازهاي بم، توان ما
كافي نيست و من كه در اين سالها بسيار به صحنه رفتهام و در استوديو با
ساز و آواز سروكار داشتهام اين خلأ را همواره احساس كردم و از آنجا كه
كسي در اين حوزه به فكر ما نبود و دستي بالا نميبرد ترجيح دادم تا خودم
اين كار را شروع كنم.
او اضافه كرد: از سالها قبل
مطالعه درباره سازها را شروع كرده بودم و حتي تجربههايي در اين زمينه
داشتم و با اين اتفاق تصميم گرفتم تا دست به كار شوم و سازهاي جديدي ارايه
كنم. اميدوارم هنرمندان به اين عرصه ارزش دهند تا اين سازها ماندگار شوند.
من اين سازها را براساس صداهايي كه نياز داريم طراحي ميكنم.
تاامروز 9 ساز طراحي و ساختهام و
چند ساز ديگر را در مرحله تست دارم. خوشحالم كه اين 9 ساز هيچكدام رد
نشده است و در اجراهاي ما جواب داده است. زيرا در هنگام ساخت آنها توجه
داشتم كه هر هنرمندي بتواند به راحتي با آن كار كند و اذيت نشود. البته
هنرمندان بعد از كار با اين سازها نظرات خودشان را به من منتقل ميكنند و
من هم بر اساس ايدهها و مشكلات طراحي خود را كامل ميكنم اما سازندگان
ديگر هم بايد بدانند كه در كنار سازهاي سنتي بايد سازهاي جديدي هم درست كرد
تا براي سليقهها و رنگهاي مختلف صدا قابل استفاده باشد.
او همچنين در پاسخ به اهميت
«ريتم» و ارزش «سكوت» در موسيقي، گفت: ريتم در زندگي همه ما حضور دارد و
وقتي اين ريتم در چرخش كائنات به هم بخورد همهچيز به هم ميخورد. پس آواز و
موسيقي هم براي اين ريتم در بستر زمان حركت ميكنند. از سوي ديگر سكوت هم
بايد ريتم داشته باشد. سكوت خودش بخشي از موسيقي است و تمام شرايطي كه در
نتها وجود دارد در مورد سكوت هم بايد رعايت شود.
محمدرضا شجريان در بخش ديگري از
سخنانش درباره ارتباط ادبيات، موسيقي و شعر مطرح كرد: شعر و موسيقي مكمل هم
هستند، اما موسيقي همواره فراتر از شعر و هر هنر ديگري حركت ميكند و به
اين هنرها جان ميبخشد. مثلا اگر شما در سينما موسيقي را از كار خود
برداريد ديگر آن كار روح ندارد. موسيقي روان شعر، زبان و ادبيات است. در
سخن ما نيز موسيقي وجود داشته باشد و اگر نبود بيان درست به وجود نميآمد.

اين هنرمند با بيان اينكه موسيقي
فراگيرترين هنر است، ادامه داد: ميتواند در همهحال و همهجا شنيده شود و
تأثير خوب و يا بد بگذارد. اما وقتي هنرمند دست به كار ميشود، بايد موسيقي
كلمات و مفاهيم را پيدا كند. شاعر و نويسنده اين موسيقي را درون كلام خود
گذاشتهاند و هنرمند بايد موسيقي كلام را كشف كند همانطور كه سازنده
موسيقي فيلم بايد براساس محتواي آن فيلم دست به كار شود.
او در بخش ديگري از اين نشست
درباره ارتباط جوانان با موسيقي و دلايل گريز آنها از موسيقي سنتي گفت:
موسيقي به هر شكلي خوب است و به شخصه تعصبي روي گوشدادن به موسيقي سنتي و
يا غربي ندارم. زيرا ما نميتوانيم براي كسي نسخه بپيچيم و او را وادار به
گوشدادن به سبك خاصي كنيم. اما در عينحال وظيفه داريم تا موسيقي خود را
به شكلي درستي ارايه دهيم تا جوانان نسبت به آن تمايل پيدا كنند.
استاد آواز ايران سپس به اهميت
دوران جنيني كودكان در نوع انتخاب آنها اشاره كرد و افزود: موسيقي كه كودك
در دوران جنيني ميشنود زمينهساز علاقه او در دوران جواني ميشود. يعني
اگر ما در دوران جنيني موسيقي سنتي گوش دهيم، قطعا گرايش فرزندمان در
نوجواني به اين سبك بيشتر است. اما فراموش نكنيد كه موسيقي سنتي براي
بچهها كمي سنگين است، مگر اينكه در دوران جنيني آن را شنيده باشند و كمي
بعدتر بتوانند شجريان گوش دهند. اما نبايد روي بچهها فشار آورد زيرا
موسيقي، موسيقي است. حال چه تار باشد و چه گيتار.
او در پاسخ به سوال ديگري درباره
غمانگيزبودن موسيقي سنتي ايران گفت: موسيقي هر ملتي در گذر زمان همراه با
آن ملت حركت كرده است و در دل خود مجموعهاي از شكستها، پيروزيها،
عروسيها، عزاداريها و غيره را دارد ،پس براي بررسي موسيقي هر ملتي بايد
نگاه كرد كه در گذر تاريخ چه چيزي بر مردم آن كشور گذشته است، زيرا موسيقي
تمام اين حالات را در دل خود دارد.
شجريان سپس به تفاوت دو واژه سنتي
و اصيل اشاره كرد و افزود: اصالت همواره وجود دارد اما سنت ما را در يك
چهارديواري قرار ميدهد كه از هر طرف محصور آن هستيم. سنتها در گذر زمان و
در طول تاريخ ساخته ميشوند و از يك نسل به نسل بعدي اين سنتها تغيير
پيدا ميكنند و اين خاصيت بشر است. اما اصالت چيزي است كه ما به هر طريقي
ميتوانيم از آن استفاده كنيم. كودكان ما موسيقي سنتي را دوست ندارند اما
خود را در چهارچوب اصالتها نگه ميدارند پس نبايد آنها را وادار كرد تا
در سنت باقي بمانند. بلكه بايد به سنت احترام گذاشت و آن را نگه داشت ولي
در كنارش حركت كرد.

او عنوان كرد: موسيقي ما غمانگيز
نيست بلكه موسيقي ما موسيقي تفكر است. اين غم نيست بلكه چيزي است كه ما را
به عنوان شنونده به فكر ميبرد. فراموش نكنيد كه كشور ما يكي از غنيترين
موسيقيها را به لحاظ دروني و بيروني دارد و اگر در موسيقي جهان دو گام
وجود دارد در موسيقي ايران پنج گام ديده ميشود. اما بايد ديد كه در طول
تاريخ چه بر موسيقي ما گذشته است كه به اين شكل ارايه ميشود. موسيقي ايران
در ذات خود پتانسيل و استعداد بالايي دارد، اما بايد براي اعتبار آن
هنرمنداني تقويت كرد.
شجريان درباره استفاده از شعر نو
در موسيقي امروز نيز، گفت: آنچه براي هنرمند مهم است مفاهيم دروني اشعار
است كه يا به اوزان عروضي برميگردد و يا به شكل كلمات است. اما امروز هم
شعر نو و هم شعر كلاسيك جايگاه خود را در جامعه باز كرده است و به خصوص شعر
نو در اين سالها جايگاه ويژهاي در ميان هنرمندان دارد.
استاد آواز ايران درباره اهميت
بداههخواني در موسيقي و ساير هنرها نيز توضيح داد: هرچهقدر هنرمند از
هنرش آگاهي بيشتري داشته باشد نكات بيشتري را ميتواند از آن دريافت كند.
در كار خوانندگي در كشور ما نيز ارزش كار هنرمند بر بداههخواني اوست.
درحاليكه در ساير كشورها اينگونه نيست و همهچيز از قبل آماده ميشود.
اما در كشور ما هر اجرا با اجراي ديگر تفاوت دارد و كار هنرمند وابسته به
بداههگويي اوست.
شجريان در بخش ديگري از نشست
درباره اهميت اذان «موذنزاده اردبيلي» و پيوند آن با قلب و جان مردم ايران
گفت: اين اذان دو ويژگي قابل توجه دارد، يكي اينكه زندهياد موذنزاده آن
را در «بيات ترك» خوانده است. زيرا بيات ترك همواره پيام ميدهد و
نويددهنده و آگاهكننده است و اين انتخاب به درستي از سوي ايشان انجام شده
است تا در هر زماني به شما نويد دهد.از سوي ديگر او با خلوص نيت اين اذان
را خوانده است و من كه سالهاست در عرصه موسيقي كار ميكنم بيش از 60 سال
است كه اين اذان را شنيدهام و با آن زندگي كردم.
او در بخش پاياني اين نشست و با
ياد از «علي حاتمي» و فيلم «دلشدگان» خاطرات خود را از حضورش در اين فيلم
بازگو كرد.
شجريان گفت: علي حاتمي براي من
مرد بزرگي در سينماي ايران بود و وقتي درباره ساخت موسيقي اين فيلم
پيشنهادهايش را مطرح كرد آن را به فال نيك گرفتم و بعد از برگزاري
كنسرتهايم در آمريكا به ايران آمدم تا درباره اين كار بيشتر صحبت كنيم.
حتي يادم است آن زمان حسين عليزاده كه موسيقي فيلم را ساخته بود عنوان كرد
كه اگر شما در اين فيلم حاضر نشويد من هم آهنگهايم را برميدارم.
او يادآور شد: سناريو را خواندم و
عكسهاي فيلم را ديدم .نظرات حاتمي و عليزاده را شنيدم ،اما از آنجا كه
هيچوقت موسيقي سينما شرايط خوبي نداشت از خواندن در سينما پرهيز داشتم و
معتقد بودم كه مردم صداي مرا ميشناسند و نميتوان اين صدا را روي چهره
ديگري لبخواني كرد. خلاصه به سختي خودم را راضي كردم تا در سينما بخوانم.
اما همان زمان هم اين شرط را گذاشتم كه در فيلم اعلام شود كه شجريان
افتخاري اين كار را انجام داده تا به دنبال آن حرف و حديث در نيايد كه
شجريان قرار است از اين پس در سينما بخواند و پول درآورد. حتي بعد از اتمام
فيلم حق آن را از آقاي حاتمي خريدم تا از طريق نشر دلآواز منتشر كنم.
شجريان تصريح كرد: بعد از خواندن
سناريو، شعرهايي انتخاب كردم اما احساس كردم كه در تمام صحنهها نميتوانم
در استوديو بخوانم. به همين دليل با ضبط صوتي كه داشتم به كوههاي پونك
رفتم و آنجا برخي از قطعات را خواندم تا حال و هواي فيلم را داشته باشد.
بخشي از كار را هم حسين عليزاده مجددا با ساز خود كار كرد. در اين ميان
نبايد نقش و توجه زندهياد «فريدون مشيري» را براي اين كار فراموش كرد. به
خوبي يادم است كه براي هر بيتي كه ميساخت به من زنگ ميزد و با تركيب شعر و
موسيقي آن را تست ميكرديم.
او در پايان گفت: فيلم «دلشدگان»
مثله شد و آنچه شما ديديد آنچيزي نبود كه حاتمي ساخته بود. وقتي من فيلم
را ديدم هيچي از آن باقي نمانده بود. تمام ارتباطات فيلم از بين رفته بود و
چيز بيسروتهي شده بود اما زندهياد حاتمي به خوبي آن را درست كرد.

در پايان اين مراسم لوح تقدير و
هداياي خانه سينما به شجريان اهدا شد.
محمد سرير، مهتاب
نصيرپور،ستاره اسكندري، مريم بوباني،فرخ نعمتي،بيتا فرهي، سهيلا رضوي،
فريده سپاهمنصور، اكبر زنجانپور، بيژن امكانيان، هما روستا، افشين هاشمي،
مهدي ميامي، آتش تقيپور و.... از هنرمندان حاضر در اين برنامه بودند.

تور اروپايي گروه «دستان» با اجراي «به نام گل سرخ» با صداي سالار عقيلي و همراهي يك هنرمند هندي از ماه آپريل سال 2010 ـ فروردين ماه سال 89 ـ آغاز ميشود.
آلبوم «به نام گل سرخ» كه بهمن ماه سال 87 منشر شد و «حميد متبسم» آهنگساز آن در يادداشتي كوتاه در سال 86 درباره اين آلبوم،ميگويد:«اولين باري که اين شعر را شنيدم آنقدر سواد خواندن نداشتم که خود نگاهي بر « کوچه باغهاي نيشابور» شفيعي کدکني بياندازم، ليکن آهنگ کلمات و پيام روشن آن تاثيري ژرف وفراموش نشدني در روح کودکانه من گذاشت.
آن روزها در خانه ما، شعر و موسيقي جاي پرارزشي داشت. مادرم داراي طبعي لطيف و موسيقايي بود، پدرم تار مينواخت و فروشگاه لوازم و صفحات موسيقي داشت، برادران بزرگتر يکي نوازنده ويلن و ديگري عاشق شعر بود و گاهي شعري از او در مجله فردوسي به چاپ ميرسيد. ذوق و شوق موسيقي و شعر در خواهر و برادران ديگر هم، هميشه بود و هست.خانه ما براي من اولين مکتب هنر بود.گوش فرا دادن به موسيقي هنرمنداني چون محجوبي و بنان، آشنائي با شعر بزرگاني چون شفيعي کدکني، پايهگذار آينده هنري من شد و مرا براي گسترش آموختههايم به مدارس تخصصي هنر سوق داد و امروز نيز اين شوق وجسارت را به من ميدهد تا «به نام گل سرخ» را به آهنگي و آوازي ديگر تقديم شما کنم.»
او در ادامه اين يادداشت آورده است: «کلام شفيعي کدکني دلت را گره ميزند با آن ور دنيا، مرز نميشناسد و براي همه انسانهاست، باشد که «به نام گل سرخ» نيز چنين کند. زهي سعادت که ساز بدستان توانمند «دستان» و ديگر نوازندگان اين اثر و خوش صدائي همچو سالار عقيلي در اين نغمه همآواز مناند تا «به نام گل سرخ» را عاشقانه بخوانيم.»
در اين آلبوم هنرمنداني همچون سعيد فرج پوري با کمانچه ، پژمان حدادي با تنبک، بهنام ساماني با کوزه و حسين بهروزينيا با بربط ،رضا آبايي با قيچک و پويا سرايي با سنتور و ... متبسم را در ساخت قطعات اين آلبوم همراهي کردهاند.
در تور اروپايي اين مجموعه نيز قرار است «راجيب چاكرابورتي» هنرمند هندي گروه دستان را همراهي كند.

كنسرت گروه «بهار» با صداي هنگامه اخوان به ياد «درويشخان» روز پنجم آذرماه در تالار وحدت برگزار ميشود.
گروه «بهار» اين كنسرت را در دو بخش آواز ابوعطا و ماهور برگزار ميكند.
در بخش نخست،قطعاتي همچون مقدمهگيري ابوعطا براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، دو نوازي سهتار و تنبك، آواز سيخي همراه با سهتار با شعري از سعدي، تصنيف «امان زهجر رخ يار» با شعر و آهنگ امير جاهد، حجاز همراه با تار با شعري از حافظ و سعدي، چهار مضراب حجاز از استاد صبا، ضربي رامكلي براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، آواز چهارپاره همراه سهتار با شعري از هاتف اصفهاني، ضربي ابوعطا يا آهنگي از اديب خوانساري، آواز ديلمان با شعري از سعدي، تصنيف «نرگس مست» با شعر و آهنگي از امير جاهد، رنگ ابوعطا از ساختههاي درويشخان اجرا ميشود.
همچنين در بخش دوم كه در دستگاه «ماهور» است،قطعاتي همچون پيش درآمد از بيتا رضوي، درآمد گشايش با شعري از شفيعي كدكني، تصنيف «به گردش فروردين» با شعر و آهنگ از امير جاهد، آواز شكسته با شعري از شفيعي كدكني، ضربي شكسته، تصنيف «زفروردين» با شعري از ملكالشعرا بهار، آهنگ از زرين پنجه، آواز دلكش با شعري از شفيعي كدكني، آواز عراق با شعري از شفيعي كدكني، چهار مضراب از آذر زرگريان، تصنيف «مرغ سحر» با شعري از ملكالشعرا بهار و آهنگ مرتضي نيداوود، رنگ ماهور از ساختههاي مرتضي نيداوود اجرا ميشود.
دراين كنسرت ،هنگامه اخوان سرپرست گروه و خواننده است و بيتا رضوي سطوتي (سهتار)، آذرزرگريان
(تار)، نغمه فرهمند (تنبك)، مرجان راوندي (عود)، سونيا نظامي (كمانچه) مينوازند.
اين كنسرت در تاريخ پنجم آذرماه ساعت 17 تا 19 در تالار وحدت برگزار ميشود.
مراسم نكوداشت و تجليل از مقام هنري شهريار فريوسفي با حضور حسين عليزاده و هوشنگ ظريف برگزار شد.
در اين مراسم كه با حضور هوشنگ ظريف ، حسين عليزاده، فاضل جمشيدي، عبدالحسين مختاباد، سهيل محمودي، هادي منتظري، مسعود حبيبي، بيژن بيژني، قاسم رفعتي، عباس سجادي، محمدعلي خبري مدير كل دفتر موسيقي ارشاد و تني چند از هنرمندان در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، در ابتدا آياتي از قرآن مجيد پخش و سپس با پخش نماهنگي از زندگي هنري شهريار فريوسفي ، هوشنگ ظريف نوازنده برجسته تار گفت: از تمام كساني كه امروز براي مراسم بزرگداشت فرزند عزيز من آمدهاند ، تشكر ميكنم.

وي در ادامه به بيان خاطراتي از حضور شهريار فريوسفي از 11 سالگياش در هنرستان موسيقي تا آخرين روزهاي مرگش پرداخت و گفت: اين بزرگداشتها بهجاست اما اي كاش قبل از فوت افراد از اين برنامهها گرفته شود.
در ادامه اين برنامه قطعه از ساختههاي پدرام فريوسفي با عنوان
«پرواز پدر» و دكلمهاي از پانيذ فريوسفي در مدح پدر پخش و سپس اركستر زهي
تهران به سرپرستي حسين ميشگان به روي صحنه آمدند و قسمت دوم كنسرتو
ويوالدي را اجرا نمودند.
در ادامه اين مراسم، حسين عليزاده گفت: چهره زيباي شهريار نگاه به
دوردست دارد و عشق و اميد را در دلها زنده ميكند پس بهتر است به جاي اين
يأس و نااميدي از چهره او درس بگيريم و سعي كنيم زندگي نماييم. ما امروز
از شهريار به خاطر زنده بودن و زنده نگاشتنش درس ميگيريم چرا كه كسي كه
هنرمند و روح جامع است با رفتنش اطرافيان را غم انگيز ميكند اما هنرمند
با بودن و نبودنش به ما زندگي ميدهد.
وي ادامه داد: مرگ شهريار براي ما سخت است اما فكر كردن به خوبي هاي
او و موسيقي و وجود شادش به ما زندگي و انرژي ميدهد. در اين مجالس آدم
احساس ميكند يك خانواده بزرگ دور هم جمع شدهاند چرا كه هنرمندان عضو
خانواده ملت هستند و مردم وقتي هنرمندي را از دست مي دهند گويي عضو
خانوادهشان را از دست دادهاند. اين مجالس قوت قلبي به ما و مردم است كه
غم و كمبود هنرمند را به تنهايي به دوش نكشيم.
اين نوازنده تار ادامه داد: چيزي كه مثبت و زيباست وجود دو فرزند از
شهريار فريوسفي است كه وقتي ساز ميزند احساس پدرشان را به ما منتقل
ميكنند.
«حسين عليزاده» در پايان صحبتهاي خود با قدرداني از «هوشنگ ظريف»،
گفت: در جامعه موسيقي همه شاگردان هوشنگ ظريف البته منهاي من همه
موزيسينهاي خوب و انسانهاي خوبي هستند. من معتقدم در موسيقي ايران حضور
شفاهي استاد و انتقال سينه به سينه آموختههاي او به شاگردش هميشه بوده
است اما استادان تنها چند نت و رديف را انتقال ندادهاند بلكه اصل قضيه
روح، منش و دل پاك استاد است كه شاگرد را ميسازد و اين قدرداني جامعه ما
از هوشنگ ظريف است كه تمام وجود و روحش در شاگردانش نهفته است.
اين آهنگساز بيان داشت: وقتي كسي را ميبنيم كه خوب ساز ميزند يا
شاگرد هوشنگ ظريف بوده و يا از درب كلاس او رد شده است. همه خوبيهاي
شهريار فريوسفي و ديگران شاگردان مديون استاد ظريف است.
بزرگداشت شهريار فريوسفي با اجراي گروه موسيقي دالاهو به سرپرستي مسعود حبيبي در فرهنگسراي هنر ساعت 21:45 پايان يافت.