|
موسیقی سنتی و مقامی ايراني
|
روح الله خالقي در سال 1285 در كرمان متولد شد ، سالها شاگرد ممتاز استاد علينقي وزيري و از مفاخر موسيقي ملي ايران بود بهترين سالهاي زندگيش را صرف دل انگيز ترين هنرها كرد و به تشخيص اهل فن موسيقي ايراني و فرنگي ، شناخت او صلاحيت كامل يافت در سال 1325 انجمن موسيقي ملي ، به همت اوتاسيس شد و سه سال پس از آن با تاسيس هنرستان ملي موسيقي به يكي از آرمان هاي هنري كشور ما جامه عمل پوشاند . انتشار آثار متعدد شامل متد و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي خدمت بزرگي به هنر كرد . هم اكنون قطعات آواز ، قطعات اركستري ، اتودها ، آثار ساده مدرسه يي ، كتاب ها و رسالات علمي مانند نظري به موسيقي ، از او به جاي مانده است كه هر كدام داراي ارزش فراواني است .
مرحوم خالقي در موسيقي سخت پيرو استادش مرحوم كلنل علينقي وزيري بود وهمواره اعتقاد داشت كه وزيري خدمتي به موسيقي اين كشور كرده است كه تابحال احدي به هيچيك از صنايع ظريفه اين مملكت نكرده است و مي گفت تا موسساتي وجود نداشته باشند كه بدان وسيله بتوان اين روش ترويج كرد زحمات وزيري آن چنان ثمر بخش نخواهد بود .
منوچهر همایون پور ،خواننده موسیقی ایرانی دهه 1330 ، شنبه شب گذشته، جهان فانی را وداع گفت.آغاز کار هنری همایون پور به سال 1324وبا اجرای آوازی در بی سیم (رادیو)باز می گردد.آشنایی او با استاد صبا درسال 1326 موجب پیشرفت سریع او در عالم موسیقی شد ودر تکوین شخصیت هنری وی بسیار تاثیر گذاربود.به طوری که بعدها ازوی به عنوان یکی از خوانندگان صاحب سبک ومسلط به شعر و ادبیات یاد می شد .همایون پور در مدت کوتاه فعالیت جدی و اجرایی خود در عرصه خوانندگی آثار جاودانی ساخت که در این میان می توان به قطعات نوای چوپان،رهگذر،حسرت عشق و... اشاره کرد.
وی در طول بیش از 60سال فعالیت در زمینه آواز به عنوان یکی از صاحبنظران به راهنمایی هنرجویان موسیقی می پرداخت .
وی از وزارت کشاورزی به وزارت دارایی منتقل ودر سال 1354 بازنشسته شد.او تا چند سال پیش ازدواج نکرده بود و فرزندی نیز از خویش برجای نگذاشت.
خانه موسیقی در گذشت این هنرمند موسیقی را به جامعه موسیقیدانان، هنرمندان کشور و بویژه خانواده آن مرحوم تسلیت می گوید.
احمد باربد، استاد موسيقي اصيل ايراني و نوازنده برجسته تار در گذشت .
شب گذشته استاد احمد باربد، يكي از بزرگان موسيقي يزد واز اساتيد ساز ايراني تار بر اثر بيماري در گذشت.
مرحوم استاد احمد باربد، متولد بهمن ماه سال 1300 در محل گازارگاه بود و از سن 8 سالگي با ورود به عرصه موسيقي ايراني توانست با استعداد والاي خود مسير ترقي را طي نمايد.وي از بزرگان موسيقي ومسلط به نواختن انواع سازهاي ايراني بود، ولي بيشتر مهارت خود را در نواختن تار به كار برد.مرحوم باربد، در مدت 84 سال زندگي با بركت شاگردان بسياري را به جامعه موسيقي كشور تقديم كرد
مراسم تشييع اين استاد بزرگ موسيقي فردا 8 صبح از كوچه گازارگاه به محل قطعه هنرمندان خلدبرين يزد خواهد بود .
روحش شاد و یادش گرامی باد .
در حالی که چند روز پیش مطلبی در مورد هم نوازی استاد محمدرضا لطفی و استاد کیهان کلهر در ۶ اردیبهشت در شیراز درج شد حال مهر خبر جالبی را به شرح زیر عنوان کرده است :
كنسرت محمدرضا لطفى در شيراز قطعيت ندارد و در صورت اجرا، او همنوازى نخواهند داشت. در پى اعلام كنسرت موسيقى «محمدرضا لطفى» نوازنده تار و كمانچه و آهنگساز برجسته ايرانى و «كيهان كلهر» نوازنده كمانچه و آهنگساز در ارديبهشت ماه امسال در دانشگاه شيراز از سوى برخى از اعضاى كانون موسيقى اين دانشگاه، در پى اعتراض لطفى و كلهر مبنى بر قطعى نبودن اين برنامه كانون موسيقى دانشگاه شيراز اعلام كرد: در ارديبهشت ماه امسال و در قالب نشست مجمع موسيقى دانشجويان كشور، دانشگاه شيراز ميزبان دبيران كانون هاى موسيقى دانشگاه هاى كشور خواهد بود. تنها برنامه اى كه در اين زمينه قطعى شده است، حضور گروه موسيقى ايرانى خورشيد به سرپرستى مجيد درخشانى است. صحبت هاى مقدماتى مبنى بر حضور استاد لطفى صورت گرفته است كه البته هنوز موافقت ايشان در اين زمينه اعلام نشده است. ضمن اينكه همنوازى استاد لطفى با ديگر هنرمندان موسيقى ايران صحت ندارد.
محمدرضا لطفى و كيهان كلهر ارديبهشت ماه امسال در شيراز كنسرت برگزار مى كنند. مجمع موسيقى دانشجويان سراسر كشور اقدام به برگزارى كارگاه هاى موسيقى با حضور استادان برجسته موسيقى ايرانى كرده است. اين كارگاه ها در شهريورماه از سوى كانون موسيقى دانشگاه شيراز كه پنج سال پياپى به عنوان بهترين كانون موسيقى دانشگاه ها انتخاب شده است، برپا مى شود كه هشتمين كارگاه كانون هاى موسيقى دانشجويى سراسر كشور است. در اين كارگاه استادان موسيقى ايرانى به تدريس در مستر كلاس هاى ساز و رديف موسيقى ايرانى مى پردازند. محمدرضا لطفى براى ساز تار، مجيد درخشانى براى رديف تار، محمدعلى كيانى نژاد براى ساز نى، اردشير كامكار براى ساز كمانچه و مرتضى اعيان براى ساز تنبك در جمع دانشجويان كانون هاى موسيقى حضور مى يابند. همچنين به گفته غلام نژاد دبير موسيقى كانون موسيقى در روز ششم ارديبهشت ماه امسال محمدرضا لطفى نوازنده تار ايرانى و كيهان كلهر نوازنده كمانچه در اختتاميه نشست تشكيلاتى پژوهشى و آموزشى مجمع موسيقى دانشجويان سراسر كشور به اجراى قطعاتى از موسيقى ايرانى مى پردازند.





|
پس از ورود نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند. در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد. این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا" با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند. دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد ( در آمریکا و اروپا موسیقی بقدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ! تجربه ای هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه بقدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست! ضربه ای سنگین می خورد…) دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا" آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که ... بگذریم! ) با این حال همچنان وزیری بکار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!. وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.) وزیری در کهنسالی اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود "سبکبال" را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند! پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا" تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد. "از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم "راز دل): از خون جوانان وطن این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند. در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار " مرگ بر آمریکا" دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!) با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته. |
در تهران زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردنها به من جرأت خوانندگی داد.»
در جوانی پس از آشنائـی با استاد مرتضی نیداود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده است.
قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانههایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچههای یتیم اختصاص داده شد.
گشایش رادیو در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزوینی و ایرجمیرزا و تیمورتاش وزیر دربار، شیفته او شده بودند. با اینهمه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز میکرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان میداد.
قمرالملوک وزیری در شامگاه پنجشنبه پانزدهم مرداد ماه ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر کسالت قلبی در خانه یکی از نزدیکانش در گذشت.
|
شهنازي - علي اكبر (١٢۷٦-١٣٦٢) |
|||||||||||||||||
|
علي اكبر شهنازي، فرزند حسينقلي فراهاني، نوازنده تار در تهران به دنيا آمد. از چهارده سالگي به ضبط صفحه به همراه پدرش مبادرت ورزيد. وي از نوازندگاني است كه در تار نوازي ايران سبك و روش خاص خود را دارد و راوي شيوه و سبك پدرش بود. شهنازي كلاس آموزش تار را در تهران داير كرد كه در آن شاگردان زيادي تربيت كرد. از شاگردان وي مي توان به اين افراد اشاره كرد: محمد رضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، داريوش پيرنياكان، رضا وهداني، محسن نفر، حبيب اله صالحي و .... وي صفحات زيادي را در ايران و خارج از ايران ضبط كرده است و همچنين در راديو و تلويزيون ايران برنامه هاي زيادي را اجرا كرده بود. رديف سازي وي كه به گفته خودش به رديف دوره عالي شهرت دارد، از دريافت هاي شخصي وي از رديف سازي حسينقلي فراهاني است كه با ترتيبي خاص و ساخت قطعات سازي از وي به جا مانده است.
شجريان - محمد رضا (١/٦/١٣١٩) در مشهد به دنيا آمد. از كودكي و تحت تعليم پدرش به فراگيري آواز مشغول شد. موسيقي را نزد اساتيد بزرگ موسيقي ايران به كمال رساند. اساتيدش اسماعيل مهرتاش، احمد عبادي، عبداله دوامي، محمود كريمي و... بودند. سنتور را نيز نزد فرامرز پايور آموخت. كنسرت هاي زيادي از شجريان به يادگار مانده كه از مهمترين آنها مي توان از كنسرت راست پنجگاه به همراه محمد رضا لطفي و ناصر فرهنگفر ياد كرد. از كارهاي ديگرش، همكاري با گروه هاي عارف و شيدا و همچنين چاووش بود كه آثاري به يادماندني موسيقي ايران را شامل مي شوند. پس از آن با اجراي كنسرت هاي بسيار به همراه اساتيد ديگر به شناساندن موسيقي ايران در جهان، كارهاي بسياري انجام داد كه هنوز هم ادامه دارد. جايزه پيكاسو كه هر پنج سال به بزرگترين هنرمندي كه در جهت شناساندن فرهنگ و هنر كشور مي كوشد اهدا مي شود را دريافت كرد. قبل از وي اين جايزه را نصرت فاتح عليخان از پاكستان دريافت كرده بود. به همراه مشكاتيان، لطفي، عليزاده، موسوي، پيرنياكان، كسايي و ديگر استيد كارهاي بسياري ضبط كرده است. هم اكنون نيز به اجراي كنسرت به همراه حسين عليزاده و كيهان كلهر مشغول است.
در شهرستان آمل در استان مازندران به دنيا آمد. فرهنگ شريف نوازنده تار است و يكي از بداهه نوازان موسيقي ايراني كه سابقه اي طولاني در اين امر دارد. اساتيدش علي اكبر شهنازي و عبدالحسين شهنازي بودند ولي روش او از اساتيدش متفاوت است. او در گروه اركستر گلها در راديو تار مي نواخت و كارهاي بسياري را نيز ضبط كردا است. او كاستهاي بسياري ضبط كرده است و كنسرتهاي بسياري در ايران و كشورهاي ديگر اجرا كرده است.
شهناز در اصفهان متولد شد. شهناز نوازنده تار است و همچنين ويولن، سنتور و تنبك نيز مي نوازد. اساتيدش پدرش (شعبان خان كه او سنتور مي نواخت) و برادرش ( حسين كه نوازنده تار بود) و غلامرضا سارنگ ( او كمانچه مي نواخت) بودند. جليل و پدرش با تاج اصفهاني نيز كارهايي انجام داده است. او به همراه اساتيد موسيقي ايراني حسين تهراني، فرامرز پايور، علي اصغر بهاري، محمد اسماعيلي، حسن ناهيد و هوشنگ ظريف در گروه اساتيد موسيقي ايران سازمي نواخت. كاستهاي بسياري ضبط كرده است و همچنين وي در راديو آهنگهاي بسياري ضبط كرده است. او در گروه اركستر گلها نيز تار مي نواخت.
مسعود شعاري (٢٢/١٠/١۳٤٠) مسعود شعاري در سال هزار و سيصد و چهل در تهران به دنيا آمد. آموزش موسيقي را از سيزده سالگي با ساز سنتور آغاز كرد. در ادامه ساز تار را نزد ارشد تهماسبي، محمد رضا لطفي، و سه تار را نزد حسين عليزاده آموزش ديد و سه تار را به عنوان ساز تخصصي برگزيد. براي آشنايي بيشتر با شيوه هاي مختلف موسيقي و شيوه هاي اجرايي از محضر علي اصغر بهاري و مهدي كماليان نيز بهره جست. وي كنسرت هاي بسياري در ايران و خارج از ايران اجرا كرده كه تجربياتي نيز از تلفيق موسيقي ايران و ديگر مناطق به دست آورده. مانند كاست «انتظار» كه همنوازي سه تار و طابلا و كاست « سير» كه اجراي سه تار به همراه موسيقي الكترونيك و اركستر زهي است. وي هم اكنون مدرس سه تار در دانشكده موسيقي دانشگاه آزاد است. | |||||||||||||||||
|
|
|
|
در شهر طالقان دراستان مركزي به دنيا آمد. شيدا شاعر و آهنگساز و نوازنده سه تار بود. وي يكي از بزرگترين اساتيد موسيقي در زمينه ساخت تصنيف است. شيدا آهنگهاي بسياري براي موسيقي كلاسيك ايران ساخته است. خوانندگان و آهنگسازان بسياري آهنگهاي او را ضبط كردند. شيدا بهمراه عارف از بزرگترين تصنيف سازان موسيقي ايران بود.
| |