
در حال حاضر عده اي بر اين بهانه اند که در موسيقي محلي يا سنتي ما، موسيقي بدون کلام و درخور توجه وجود ندارد و به واسطه «آواز» اين موسيقي قابل بررسي مي شود.
هوشنگ جاويد پژوهشگر موسيقي مناطق و نواحي ايران، در دومين نشست "موسيقي پژوهي دوتار ايران" در مشهد با بيان اين مطلب افزود: ما بسيار ناجوانمرديم که در اين دوران نا درخت بي گنجشک به اين راحتي فرهنگمان را نه تنها فراموش کرديم بلکه به تاراج بيگانگان گذاشتيم. بايد گفت خراسان مهد موسيقي بي کلام مطابقت يافته با آيين هاي مذهبي و باستاني ماست که در خيلي موارد کاربرد بهينه داشته است.
وي در خصوص تفکر منتقل شده به نسل جوان امروز در رابطه با موسيقي محلي و سنتي ابراز داشت: خيلي از افراد در جامعه امروز ايران اين تفکر را به عمد رواج مي دهند که موسيقي نواحي به علت درصد بالاي حزن انگيز بودن جوابگوي نسل جوان ما نيست.
وي در مورد علت جدايي جوانان از موسيقي محلي اذعان داشت: در حال حاضر راه موسيقي محلي بر روي رسانه هاي ملي خصوصا صدا و سيما بسته شده است. صدا و سيما در اکثر مواقع موسيقي بي هويت غرب را پخش مي کند که در اين ميان سهم موسيقي محلي کشور ١٠ درصد است که با اين تفاسير سهم موسيقي محلي خراسان به هيچ وجه در حد قدمت و عظمت آن نيست.
جاويد با بيان اينکه بي برنامگي فرهنگي از اصلي ترين دلايل مهجوريت موسيقي محلي کشور در صدا و سيما شده است، درباره کاربرد اين موسيقي در زندگي روزمره تصريح کرد: وقتي در اعماق موسيقي محلي کاوش مي کنيم، مشاهده مي شود اين موسيقي در ابتدا در زمين هاي کشاورزي و در قالب هاي ستايش خواني و فريادخواني به کشاورزان و خرمن کوب ها احساس نشاط داده و باعث مي شده است که کار با هماهنگي و سرعت بيشتر پيش رود.
وي خاطر نشان کرد: قالبي چون «کله فرياد» که با دوبيتي يا اشعار محلي خوانده مي شده است در کمترين کاربرد خود باعث مي شد خرمن کوبي که در زمين کشاورزي از ساعت ٩ شب تا ٣ يا ٤ بامداد کار مي کرده، کار را با هشياري انجام داده و دچار خواب آلودگي نشود. حال سوال که مطرح است اين است: "آيا مي شود اين کاربرد موسيقي که ايرانيان از آن استفاده مي کردند را با برنامه ريزي دقيق در زندگي پرمشغله امروز استفاده کرد؟"
وي يادآور شد: جالب است که کشاورز امروز ما نه تنها آن نواها و آواهاي معنوي را فراموش کرده بلکه از آنها استفاده نمي کند و در مقابل با وسايل مدرن مانند mp3 Player يا CD man يا واکمن در حال کار به آهنگ هاي خواننده هاي لس آنجلس گوش مي دهد.
هوشنگ جاويد در خصوص تاثير موسيقي ايران زمين بر موسيقي جهان گفت: در ايران با تاريخ مستند سير تحول علمي بعد از اسلام کاملا واضح است که غرب که امروز مهد موسيقي دنيا شده با تشکيل ارکستر سمفوني هاي عظيم يا اپراهاي شگرف همه سازهايي را که دارد از ايران برده، به تکامل رسانده و حال چنين شده است.
وي در مثالي در خصوص تاثير موسيقي ايران بر جهان ابراز داشت: سندي ١٥ برگي متعلق به حدود يک هزار سال پيش از ايران در موزه لندن موجود است که در آن اسم سازي به نام "الواح" آورده شده و طريق ساخت و حتي کوک آن نيز بيان شده است. اين ساز بسيار شبيه پيانو داراي سه رديف لوح فلزي است که تقريبا شبيه سنتور نواخته مي شده است. جالب است که در اين سند يا رساله که ريشه آن در ايلام است جهت تغيير شکل اصوات هر يک از الواح اين ساز تعريفي بدين شرح آمده است: "چون الواح آن دراز و عريض و طويل است نغمه آن ثقيل و هرگاه لوح کوتاه باشد و عرض کم صدا غليض و نغمه سنگين و اگر کشيده بود صدا تيز شود."
وي در مورد تاثيرات چنين اسنادي بر اصلاح تفکر نسل جوان توضيح داد: چرا ما بايد جوانان کشورمان را از دانستن چنين مواردي محروم کنيم. افراد مدعي فرهنگ نه تنها از اين اسناد چشم پوشيده اند بلکه آن ها را به راحتي در اختيار بيگانگان قرار داده اند. حتي جوانان ما نمي دانند که فردي چون محمدتقي مسعوديه يکي از موثرترين افراد در تخصصي شدن موسيقي محلي و ملي ما فردي برخواسته از خراسان است.
جاويد درباره تقسيم بندي که ايرانيان براي موسيقي قايل شده اند، عنوان کرد: ايرانيان در دوره فاطميون نهضتي مخالف با عباسيان به نام "اخوان الصفا" را ايجاد کردند و حدود ١٢٠٠ سال پيش يک رساله موسيقي شبيه موزيکولوژي يا اکنوتولوژي امروز نگاشته اند که در آن تقسيمات بسيار جالبي به شرح ذيل نوشته شده است: "گويي هر قومي را در موسيقي نوعي است" که واضح است موسيقي را طبق سلايق مختلف شناسايي و تفکيک کرده اند.
وي گفت: در اين رساله حتي موسيقي زنان، مردان، کودکان و پيران هم تفکيک شده و بدين شکل که "ترنم کودکان"، ويله ديلمان، نوحه زنان، جديت مردان، دستبند عراقيان(نوعي آئين در عراق است)، صلح و جنگ و ... به وضوح براي هر لحظه از زندگي موسيقي خاص را مشخص کرده اند و آن را بسيار مختلف دانسته اند. جالب است که در بخشي آمده "چنانکه آن موسيقي را در محراب ها زنند و مفسدان توبه کنند" يا براي مسايل پزشکي که امروزه بحث شديدي به نام موسيقي درماني مطرح است آمده "در بيمارستان ها و درمانگاه ها مي زنند و سبب شفاي بيماران است."
وي توضيح داد: ما حتي به مقوله موسيقي درماني که از ١٢٠٠ سال پيش در ايران عملي و در حال اجرا بوده هم امروزه توجهي نداريم. در توضيح اين موضوع (موسيقي درماني) در رساله از لحاظ زيست شناسي آمده "آواز موسيقي و آنچه در آن است بر نفس تاثير گذارد و اين به تن منتقل شود و تن بدان حالت عوض نمايد." در طبقه بندي ديگري آمده موسيقي"بزرگ، کوچک، سبک، گران، نرم، درشت، آشکار و پوشيده است و در شان پوشيده نيست که آن را سبک بشمارند."
جاويد درباره تاثير خرد بر موسيقي ابراز داشت: خرد و موسيقي درفرهنگ ما دائما با هم تعامل داشته اند که والاترين آن فلک خواني يا دعاي آب است که به آناهيتا، اسطوره زرتشت بازمي گردد.
وي گفت: در واضح ترين مثال که حافظ به عينه به ساز دوتار اشاره کرده و به واسطه آن ملوليت خود را برطرف نموده است، اين بيت را مي توان آورد:
«مغني ملولم دوتايي بزن/به يکتايي او که تايي بزن