تبليغاتX
شجر
موسیقی سنتی و مقامی ايراني

بزرگترين خائنان موسيقي ملي در سيستم آموزش کشورند که با تفکيک آموزش موسيقي کلاسيک از موسيقي ملي و رد ساز سنتي از لحاظ جهاني باعث حذف موسيقي ايراني از سيستم جهاني شده اند.

هوشنگ جاويد - پژوهشگر موسيقي منطق و محلي - در نشست «موسيقي پژوهي دو تار ايران» که شب گذشته در حوزه هنري خراسان رضوي برگزار شد، با بيان اين مطلب بر ضرورت پرداختن به موسيقي پژوهي در استان خراسان بويژه در عصر حاضر تاکيد کرد و گفت: بيشتر آموزشگاه هاي موسيقي به جاي آموزش فرهنگ درک موسيقي محلي و ملي به فکر آموزش ظاهري موسيقي هستند.

وي گفت: طي سال هاي پس از انقلاب گرچه فضاي مناسبي براي تفهيم موسيقي معنوي و صحيح در جامعه باز شد، اما متاسفانه در طي اين مدت هر متخصص و غير متخصصي هر چه توانست در مورد موسيقي و هنر ناب اين مملکت گفت.

وي در خصوص ضربات اصلي وارد شده از سمت نظام آموزشي کشور به موسيقي ملي و محلي ايران ابراز داشت: بزرگترين اشتباه نظام آموزشي ما اين بود که در دانشگاه فردي اگر با ساز سنتي ايران با مهارت کامل امتحان مي داد، از لحاظ جهاني مورد قبول نبود که همين امر باعث مهجوريت ساز محلي شد.

وي معتقد است: در حال حاضر، با اتفاقاتي مواجهيم که جوان دو تار يا تنبورنواز در دانشگاه از رو کردن ساز تخصصي خود هر چند که علمي آموخته باشد، خجالت زده است.

جاويد تصريح کرد: با اين مقايسه ما مي توانيم به اين نتيجه برسيم که آيا موسيقي نواحي ايران جهاني نيست؟ موسيقي با صبغه مستند حداقل 5500 سال آيا صحيح است که در رده موسيقي دنيا قرار نگيرد؟

وي با بيان اين که حتي بيشتر آموزشگاه هاي موسيقي به جاي آموزش فرهنگ درک موسيقي محلي و ملي به فکر آموزش ظاهري موسيقي هستند، در خصوص مشکلات ميان اهالي موسيقي گفت: متاسفانه موسيقي دانان ما هم با ديگر اهالي اين هنر مشکل دارند و در برخي مقاطع حتي نمي توانند پيشرفت هم نوع خود را ببينند و پيشکسوت ترين افراد هم در پي بدنامي ديگران هستند. با اين مقايسه نمي توان توقع داشت موسيقي که از داخل در حال ضربه خوردن است از بيرون حمايت شود.

وي در رابطه با وضعيت موسيقي در کشور گفت: در حال حاضر در کشور ما به برخي کارهاي سنتي يا مقامي و محلي نام مبتذل اطلاق مي شود که در کنار اين ها آثاري بي محتوا با سبک هاي موسيقي جديد غربي که حتي ادبيات و زبان ما را نيز به مخاطره مي اندازند و بالواقع مبتذل هستند مجوز گرفته و بين جوانان ما به وفور يافت مي شود که اگر در اين رابطه تدبيري انديشيده نشود مسلما اثري از موسيقي محلي و ملي ما طي چند دهه آينده نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 15:9  توسط علی سه تاری  | 

در حال حاضر عده اي بر اين بهانه اند که در موسيقي محلي يا سنتي ما، موسيقي بدون کلام و درخور توجه وجود ندارد و به واسطه «آواز» اين موسيقي قابل بررسي مي شود.

هوشنگ جاويد پژوهشگر موسيقي مناطق و نواحي ايران، در دومين نشست "موسيقي پژوهي دوتار ايران" در مشهد با بيان اين مطلب افزود: ما بسيار ناجوانمرديم که در اين دوران نا درخت بي گنجشک به اين راحتي فرهنگمان را نه تنها فراموش کرديم بلکه به تاراج بيگانگان گذاشتيم. بايد گفت خراسان مهد موسيقي بي کلام مطابقت يافته با آيين هاي مذهبي و باستاني ماست که در خيلي موارد کاربرد بهينه داشته است.

وي در خصوص تفکر منتقل شده به نسل جوان امروز در رابطه با موسيقي محلي و سنتي ابراز داشت: خيلي از افراد در جامعه امروز ايران اين تفکر را به عمد رواج مي دهند که موسيقي نواحي به علت درصد بالاي حزن انگيز بودن جوابگوي نسل جوان ما نيست.

وي در مورد علت جدايي جوانان از موسيقي محلي اذعان داشت: در حال حاضر راه موسيقي محلي بر روي رسانه هاي ملي خصوصا صدا و سيما بسته شده است. صدا و سيما در اکثر مواقع موسيقي بي هويت غرب را پخش مي کند که در اين ميان سهم موسيقي محلي کشور ‌١٠ درصد است که با اين تفاسير سهم موسيقي محلي خراسان به هيچ وجه در حد قدمت و عظمت آن نيست.

جاويد با بيان اينکه بي برنامگي فرهنگي از اصلي ترين دلايل مهجوريت موسيقي محلي کشور در صدا و سيما شده است، درباره کاربرد اين موسيقي در زندگي روزمره تصريح کرد: وقتي در اعماق موسيقي محلي کاوش مي کنيم، مشاهده مي شود اين موسيقي در ابتدا در زمين هاي کشاورزي و در قالب هاي ستايش خواني و فريادخواني به کشاورزان و خرمن کوب ها احساس نشاط داده و باعث مي شده است که کار با هماهنگي و سرعت بيشتر پيش رود.

وي خاطر نشان کرد: قالبي چون «کله فرياد» که با دوبيتي يا اشعار محلي خوانده مي شده است در کمترين کاربرد خود باعث مي شد خرمن کوبي که در زمين کشاورزي از ساعت ‌٩ شب تا ‌٣ يا ‌٤ بامداد کار مي کرده، کار را با هشياري انجام داده و دچار خواب آلودگي نشود. حال سوال که مطرح است اين است: "آيا مي شود اين کاربرد موسيقي که ايرانيان از آن استفاده مي کردند را با برنامه ريزي دقيق در زندگي پرمشغله امروز استفاده کرد؟"

وي يادآور شد: جالب است که کشاورز امروز ما نه تنها آن نواها و آواهاي معنوي را فراموش کرده بلکه از آنها استفاده نمي کند و در مقابل با وسايل مدرن مانند mp3 Player يا CD man يا واکمن در حال کار به آهنگ هاي خواننده هاي لس آنجلس گوش مي دهد.

هوشنگ جاويد در خصوص تاثير موسيقي ايران زمين بر موسيقي جهان گفت: در ايران با تاريخ مستند سير تحول علمي بعد از اسلام کاملا واضح است که غرب که امروز مهد موسيقي دنيا شده با تشکيل ارکستر سمفوني هاي عظيم يا اپراهاي شگرف همه سازهايي را که دارد از ايران برده، به تکامل رسانده و حال چنين شده است.

وي در مثالي در خصوص تاثير موسيقي ايران بر جهان ابراز داشت: سندي ‌١٥ برگي متعلق به حدود يک هزار سال پيش از ايران در موزه لندن موجود است که در آن اسم سازي به نام "الواح" آورده شده و طريق ساخت و حتي کوک آن نيز بيان شده است. اين ساز بسيار شبيه پيانو داراي سه رديف لوح فلزي است که تقريبا شبيه سنتور نواخته مي شده است. جالب است که در اين سند يا رساله که ريشه آن در ايلام است جهت تغيير شکل اصوات هر يک از الواح اين ساز تعريفي بدين شرح آمده است: "چون الواح آن دراز و عريض و طويل است نغمه آن ثقيل و هرگاه لوح کوتاه باشد و عرض کم صدا غليض و نغمه سنگين و اگر کشيده بود صدا تيز شود."

وي در مورد تاثيرات چنين اسنادي بر اصلاح تفکر نسل جوان توضيح داد: چرا ما بايد جوانان کشورمان را از دانستن چنين مواردي محروم کنيم. افراد مدعي فرهنگ نه تنها از اين اسناد چشم پوشيده اند بلکه آن ها را به راحتي در اختيار بيگانگان قرار داده اند. حتي جوانان ما نمي دانند که فردي چون محمدتقي مسعوديه يکي از موثرترين افراد در تخصصي شدن موسيقي محلي و ملي ما فردي برخواسته از خراسان است.

جاويد درباره تقسيم بندي که ايرانيان براي موسيقي قايل شده اند، عنوان کرد: ايرانيان در دوره فاطميون نهضتي مخالف با عباسيان به نام "اخوان الصفا" را ايجاد کردند و حدود ‌١٢٠٠ سال پيش يک رساله موسيقي شبيه موزيکولوژي يا اکنوتولوژي امروز نگاشته اند که در آن تقسيمات بسيار جالبي به شرح ذيل نوشته شده است: "گويي هر قومي را در موسيقي نوعي است" که واضح است موسيقي را طبق سلايق مختلف شناسايي و تفکيک کرده اند.

وي گفت: در اين رساله حتي موسيقي زنان، مردان، کودکان و پيران هم تفکيک شده و بدين شکل که "ترنم کودکان"، ويله ديلمان، نوحه زنان، جديت مردان، دستبند عراقيان(نوعي آئين در عراق است)، صلح و جنگ و ... به وضوح براي هر لحظه از زندگي موسيقي خاص را مشخص کرده اند و آن را بسيار مختلف دانسته اند. جالب است که در بخشي آمده "چنانکه آن موسيقي را در محراب ها زنند و مفسدان توبه کنند" يا براي مسايل پزشکي که امروزه بحث شديدي به نام موسيقي درماني مطرح است آمده "در بيمارستان ها و درمانگاه ها مي زنند و سبب شفاي بيماران است."

وي توضيح داد: ما حتي به مقوله موسيقي درماني که از ‌١٢٠٠ سال پيش در ايران عملي و در حال اجرا بوده هم امروزه توجهي نداريم. در توضيح اين موضوع (موسيقي درماني) در رساله از لحاظ زيست شناسي آمده "آواز موسيقي و آنچه در آن است بر نفس تاثير گذارد و اين به تن منتقل شود و تن بدان حالت عوض نمايد." در طبقه بندي ديگري آمده موسيقي"بزرگ، کوچک، سبک، گران، نرم، درشت، آشکار و پوشيده است و در شان پوشيده نيست که آن را سبک بشمارند."

جاويد درباره تاثير خرد بر موسيقي ابراز داشت: خرد و موسيقي درفرهنگ ما دائما با هم تعامل داشته اند که والاترين آن فلک خواني يا دعاي آب است که به آناهيتا، اسطوره زرتشت بازمي گردد.

وي گفت: در واضح ترين مثال که حافظ به عينه به ساز دوتار اشاره کرده و به واسطه آن ملوليت خود را برطرف نموده است، اين بيت را مي توان آورد:

«مغني ملولم دوتايي بزن/به يکتايي او که تايي بزن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 15:2  توسط علی سه تاری  | 

نخستين كنسرت تكنوازي كه ششم شهريور در سرسراي كاخ  نياوران برگزار شد، بااستقبال حسين عليزاده آهنگساز و نوازنده نامي تار و سه تار روبرو شد.

عليزاده كه براي ديدن اجراي يار ديرينش علي اكبر شكارچي به اين برنامه آمده بود ، با ابراز خوشحالي از برگزاري كنسرت‌هاي تكنوازي كه در آن يك چهره نامي و چند نوازنده جوان بااستعداد به اجراي برنامه مي پردازند آنرا گامي در جهت شناساندن نسل تازه نوازندگان سازهاي سنتي ايران دانست.

عليزاده دراين برنامه براي لحظاتي به روي صحنه رفت و به ذكر خاطره اي ازشهريور ماه سال 57 پرداخت.
وي كه معتقد بود اين خاطره از تكنوازي شكارچي چيزي كم ندارد گفت: شهريور سال 57 بود و ما به دليل كشتاري كه رژيم پهلوي از افراد بيگناه كرده بود همگي به اتفاق آقاي سايه از راديو و تلويزيون استعفا داديم. همزمان در منزل يكي از دوستان تمرين يكي از كارهاي مربوط به ابتداي انقلاب را انجام مي داديم و آقاي شكارچي هم در گروه ما بود و كمانچه هم در كار بسيار نقش داشت. اگرچه آقاي شكارچي فردي منظم بود، اما آن روز نيامد و من بسيار آزرده خاطر شدم كه وي چرا ما را قال گذاشته است. يك ساعتي گذشت كه ديديم آقاي شكارچي با تني خون آلود به داخل آمد. از وي ماجرا را پرسيديم گفت: يكي از شهروندان در تظاهرات زخمي شده بود كه بين آمدن به موقع در سر تمرين و رساندنش به بيمارستان دومي را نتخاب كردم.

به گزارش همشهري آنلاين قرار است كنسرت‌هاي تكنوازي در هفته هاي آتي نيز با اجراي اردشير كامكار ، پشنگ كامكار و برخي ديگر از نوازندگان نسل نو موسيقي ايران ادامه يابد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 12:10  توسط علی سه تاری  | 

یقین درم امشو به های های مو نیست

که یار مسته و گوشش به گریه های مو نیست

خداخدا چه ثمر موذنا کامشو

خدا خدای شمای خدا خدای مو نیست

نمود خونمه پامال و خونبهامه نداد

زدم چو بر دمنش دست گفت پای مو نیست

بریز خونمه با دست نازنین خودت

چره که بهتر از ایی هیچی خونبهای مو نیست

بهار اگر امشو صدبار بمیرم از غم دوست

به جرم عشق و محبت هنوز جزای مو نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 16:46  توسط علی سه تاری  | 

اين خاک هر هزار سال تنها يک تن را به خود مي پذيرد؛
در هزاره ما نيز تنها يک تن را ...

باغ توس زمين شگفت انگيزي است؛ اين خاک هر هزار سال تنها يک تن را به خود مي پذيرد؛ در هزاره ما نيز تنها يک تن را ....

شانزدهمين مراسم سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث شب گذشته با حضور دوستداران ادب در آرامگاه اين شاعر معاصر برگزار شد.

اين مراسم با شعرخواني استاد محمد قهرمان با عنوان «يک ماه بي اميد» که به گفته خودش هميشه در مراسم سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث، يار و همراه روزگار جواني اش آن را مي خواند، آغاز شد. در ادامه نيز دکتر رضا افضلي، تقي خاوري، قاسم رفيعا، حامد عليزاده و جمعي ديگر از شاعران به قرائت آخرين سروده خود در باب شاعر زمستان پرداختند.

در ادامه اين مراسم جواد ميزبان - شاعر و محقق - نيز در خصوص بخشي از اشعار اخوان که در مجموعه‌اي به نام «سواحلي» چاپ شده است، گفت: اين منظومه‌ بلند فرياد اشعاري است که بين سال هاي 49 تا 53 در آبادان سروده شده است و در سال 81 به همت زرتشت اخوان(پسر اخوان ثالث) به چاپ رسيده است .

وي افزود: اين مجموعه شامل 18 شعر است که در آنها اخوان رو به خوزستان که به طور عام، «ايران» منظور است سخن مي‌راند.

وي با بيان اين نکته که اين مجموعه به قوت و استواري اشعاري چون «زمستان» ، «مرد و مکتب»، «کتيبه» و... نيست ولي در نوع خود قابل بررسي و بحث است، گفت: منظومه‌ «سواحلي» بيان دلتنگي‌ها و افسوس بر ايام از دست رفته شاعر است. اخوان در اين مجموعه ميهمان خاطر خود و به نوعي وجدان خويش است.

«و بدين سان باز ديدم

ميهمان خاطر خود را

چشم بگشود و نگاهي کرد

ميهمان خاطرم آن روز هم خوش خوش

شط کناران را به تماشاي کسي مي‌رفت

و اين ميهمان خاطر خود را خداي خويش مي‌داند ...

ميهمان خاطرم

يعني خداي من ....»

در ادامه زرتشت اخوان پسر مهدي اخوان ثالث با تشکر از حضور همه دوستداران م. اميد، اينگونه يا پدر زمزمه کرد:

«مرا ببخش اگر سنگ قبري آنگونه که بايد برايت نگذاشتند و به ما هم اجازه ندادند که بگذاريم. وضع خانه‌ات هم بهتر نيست، از آن به عنوان ميراث باستاني ياد مي کنند اما در حال خرابي و ويراني است و به وارثانت هم اجازه فروش يا تعمير آن را نمي‌دهند».

در پايان اين مراسم حاضران با گلباران مزار مهدي اخوان ثالث با او بدورد گفتند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 15:39  توسط علی سه تاری  | 

جان مايه‌ اصلي شعر اخوان سنت‌هاي جوانمردي است
او سوگوار مردي و نامردمي‌هاست

 «گويند که اميد و چه نوميد                ندانند که من مرثيه گوي وطن مرده خويشم»

«نااميدي» که برخي از منتقدان در شعر اخوان به آن اشاره کرده‌اند در حقيقت نااميدي نيست بلکه دريافت واقعيت و بيان آن است.

دکتر محمدرضا راشد محصل - عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد - در مراسمي که به مناسبت شانزدهمين سالروز درگذشت مهدي اخوان ثالث شب گذشته در آرامگاه اين شاعر معاصر برگزار شد، با بيان اين مطلب گفت: اخوان گزارش دهنده واقعيت‌هاي عيني اجتماع در پهنه تاريخ است و برتري وي به ديگر شاعران در همين ويژگي است.

وي با بيان اين که شخصيت شاعر در سه شکل من فردي شاعر، شخصيت اجتماعي شاعر و شخصيت انساني تقسيم مي‌شود، اظهار داشت: شخصيت اجتماعي اخوان بسيار قويتر از شخصيت فردي اوست و شخصيت انساني‌اش در مرحله دوم قرار مي‌گيرد، به همين دليل است که شعر او هنوز ماندگارترين اشعار معاصر و شخص او شناخته‌ترين شاعرمعاصر است.

محصل ماندگاري شعر اخوان را درمسائلي دانست که در ابتداي شاعري اخوان از طرف منتقدان ضعف گماشته شده بود و اذعان داشت: به نظر من آن مسائل نقطه‌ قدرت شعر اخوان است. در حقيقت اخوان روح جمعي ملت را شناخته و به جاي ارتباط فيزيکي يا زباني ارتباط روحي برقرار کرده است.

وي در ادامه افزود: اين همدلي که ناشي از شناخت درست اخوان از روح جمعي ملت است باعث برسر زبان ها افتادن شعر او شده است.

وي با بيان اين مطلب که جان مايه‌ اصلي شعر اخوان سنت‌هاي جوانمردي است، گفت: درخوان هشتم به خوبي در مي‌يابيم که او در حقيقت سوگوار مردي و نامردمي‌هاست؛ سوگوار مردي‌ها و سنت‌هاي پهلواني است. «نا اميدي» که برخي از منتقدان در شعر اخوان به آن اشاره کرده‌اند در حقيقت نااميدي نيست بلکه دريافت واقعيت و بيان آن است.

«گويند که اميد و چه نوميد

ندانند که من مرثيه گوي وطن مرده خويشم ... »

محصل با بيان اين مطلب که شعرهاي اخوان بيدارگر است و در واقع تلنگرهايي هستند که در صورت موثر واقع شدن، انگيزه بخش حرکت‌هاي اجتماعي مي‌شوند، اظهار داشت:‌ ويژگي کار اخوان عشق است، عشق به همين لحظه. علت اينکه اکثر افراد پيام او را در مي‌يابند نيز همين ارتباط دل است؛ بنابراين شعر او در عين سادگي زبان قابليت پذيرش در دل‌ها را دارد.

وي ادامه داد: اخوان راوي افسانه‌هاي از ياد رفته است اما راوي صرف نيست . وي زمان حال را در گذشته مي‌بيند و افسانه‌هاي امروز را تکرار ديروز و ديروزهاي ديگر مي‌بيند و گذشته را در حال نافذ.

وي با اشاره به اين مطلب که برخي از منتقدان معتقدند که بسياري از آثار اخوان به خصوص «کتيبه» از کشف المحجوب گرفته شده است، اظهار داشت: ابتکار در اين است که عناصر خيال را تجزيه بکنند و بعد از اين عناصر صورت‌هاي ابتکاري تازه بسازند. بنابراين اگر ريشه سنگ يا کتيبه درجاي ديگر باشد، هنر اين است که ما با آن زمينه‌ مطرح شده مساله ديگري را طرح کنيم که واقعيت عيني زمان ماست.

وي اذعان داشت: توصيف ها و تجسم مسائل آنچنان است که ما در تاريخ بيهقي مي‌بينيم و ويژگي ديگر شعر او اينست که واژه‌ها را متناسب با شخصيت‌ها و موقعيت بيان مي‌کند که در واقع هنر کار اوست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 15:36  توسط علی سه تاری  |