|
موسیقی سنتی و مقامی ايراني
|

چهرههايي كه امسال جايزهي يك عمر فعاليت هنري را از جايزهي "گرمي" دريافت ميكنند، معرفي شدند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آكادمي علوم و هنرهاي صوتي آمريكا اعلام كرد، طي مراسمي در ماه فوريه، جايزهي افتخاري يك عمر دستاورد موسيقي به گروه راك "The Band"، "برت باخاراخ - آهنگساز - و "دوريس دي" - خواننده - اعطا خواهد شد.
به گزارش رويترز، در فهرست افرادي كه جايزهي "گرمي" يك عمر دستاورد موسيقي را دريافت خواهند كرد، همچنين نام "كب كالووي" - خوانندهي جاز -، "ايتزاك پرلمن" - ويولونيست كلاسيك -، "مكس روچ" - درامر جاز - و "ارل اسكروگز" - بانجونواز - ديده ميشود.
گفتني است "كب كالووي" در سال 1994 و "ماكس روچ" نيز در اوت سال گذشته چشم از جهان فروبستند. همچنين گروه راك "The Band" كه مورد تقدير قرار خواهد گرفت، دو عضو خود را بهنامهاي "ريچارد مانوئل" و "ريك دانكو" از دست داده است.
اين تنديسهاي افتخاري روز نهم فوريه، يك روز پيش از اعطاي پنجاهمين جوايز سالانهي "گرمي"، طي مراسمي در لسآنجلس اعطا خواهند شد.
جايزهي يك عمر دستاورد موسيقي به هنرمندان سرشناسي اعطا ميشود كه هرگز موفق به دريافت جايزهي رقابتي "گرمي" نشدهاند.

آسين چلپي، نشان طلايي بارگاه مولانا جلالالدين محمد را در قونيه به سينهي شهرام ناظري چسباند.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روز گذشته صداي مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسيگوي ايران زمين پيچيد.
آسين چلبي - نواده شانزدهم پسري مولانا از سلطان ولد - با تقدير از فعاليتهاي شهرام ناظري دربارهي توسعه افكار و انديشه مولانا عنوان كرد كه از سوي خانواده چلپي مركزي تاسيس شده است كه خدمت و اشاعهي انديشه حضرت مولانا در دنيا هدف قرار دادهاند؛ اين موسسه به ثبت رسيده و مركز آن در قونيه است.
به تعبير چلبي، شهرام ناظري شايستهترين كسي است كه رياست افتخاري اين مركز پژوهشي را در ايران برعهده داشته باشد.
در ادامه، نايب رييس خانه موسيقي ايران نيز، اظهار داشت: خانهي موسيقي ايران بهمناسبت سال جهاني مولانا از دو موسيقيدان بزرگ و تاثيرگذار در موسيقي عرفاني تقدير و تشكر كرد.
اشارهي نوربخش به شهرام ناظري و كيخسرو پورناظري بود.
نوربخش گفت: خانه موسيقي براي توسعه و اشاعهي انديشههاي مولانا در تالار سلطان ولد ( قونيه) انجام داد.
در ادامهي اين مراسم كنسرت شهرام ناظري اجرا شد.
بخش نخست كنسرت شهرام ناظري در دستگاه نوا با اشعاري از مولانا و قطعات اسطوره، مثنوي معنوي، قفل زندان، راست بگو نهان نكن همراه بود.
گروه مولوي بهسرپرستي و نوازندگي تار محسن نفر، نوازندگي كمانچهي سينا جهانآبادي، سهيل امينزاده - بربط، حسين رضايينيا - دف و خوانندگي شهرام ناظري خواند:
چون خيال تو درآيد به دلم رقصكنان چه خيالات دگر نيز سر آرد ز ميان
گرد بر گرد خيالت همه در رقص شوند و آن خيال چو مه تو به ميان رقصكنان
و:
عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل
با تشويقها ادامه پيدا ميكرد و در ادامه شهرام ناظري باز هم خواند:
باز آمدم چون عيد نو تا قفل زندان بشکنم وين چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بي آب را کاين خاکيان را مي خورند هم آب بر آتش زنم هم بادههاشان بشکنم
از شاه بيآغاز من پران شدم چون باز من تا جغد طوطيخوار را در دير ويران بشکنم
زآغاز عهدي کردهام کاين جان فداي شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پيمان بشکنم
امروز هم چون آصفم شمشير و فرمان در کفم تا گردن گردن کشان در پيش سلطان بشکنم
در ميانهي اجرا خبر اعطاي كليد طلايي مقبرهي شمس تبريزي خوي به ناظري اعلام و موجب شور و شعف و تشويق بيامان حاضرانش شد.
شهرام ناظري بخش دوم كنسرت خود را با مثنويخواني آغاز كرد و تصنيف قديمي اندك اندك به اصرار حاضران اجرا شد.
اعطاي مجموعهي كامل هفت سي دي از جشنواره و كنگره بينالمللي شمس تبريزي خوي توسط خبرنگار ايسنا و عبدالملك اوتاگين - مدير كل فرهنگ شهر قونيه - از ديگر برنامههاي اين مراسم بود.

شهرام ناظري تنهاي آوازخوان ايراني كه نشان شواليهاش را فرانسويها يك ماه پيش برسينهاش چسباندند، روز گذشته بر مزار شمس تبريزي براي اهالي شهرستان "خوي" و هنرمندان خواند.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كنسرت كه در حاشيهي مراسم پاياني كنگرهي شمس تبريزي با 45 دقيقه تاخير ساعت 15:45 آغاز شد.
شهرام ناظري به صحنه آمد و صبر كرد تا جمعيت آرام شوند؛ پس از 15 دقيقه سكوت، گفت: خداي بزرگ را سپاسگزارم كه به ما سعادت حضور در جوار "مرقد شمس" و مردم شريف "خوي" را داده است.
وي تشكر كرد، از هنرمندان سينما و اهالي خانه سينما كه او را مورد توجه قرار دادند؛ از كساني كه اين مراسم را برپا كردند، كه به اعتقاد او حتماً نتايج مثبتي در آينده براي كشور خواهد داشت.
ناظري كه ميگفت بهخاطر اجرا بر مزار شمس، خودش را از خارج از كشور به ايران رسانده است؛ اضافه كرد: به قول يكي از بزرگان صاحبنظر، اينجا "قونيه دوم" ميشود كه بدون شك همينطور هم خواهد شد. بيشك اين اقدام بزرگ فرهنگي تأثير مثبتي براي فرهنگ ايران خواهد داشت و مسلماً نقطعه عطفي در تاريخ است.
او ابراز كرد، در دورهي كه كره زمين وارد جنگ شده است، نگاه كردن به اين مسايل انساني و فرهنگي در آسايش انسان و صلح بشريت موثر خواهد بود.

شهرام ناظري افزود: شمس گفته است در بدترين دوران تاريخي من يار بيياران هستم و اين جمله بايد بر سر در سازمانهاي دنيا قرار بگيرد.
سپس، گروه مولوي بهسرپرستي و نوازندگي تار محسن نفر، نوازندگي كمانچهي سينا جهانآبادي، سهيل امينزاده - بربط، حسين رضايينيا - دف و خوانندگي شهرام ناظري خواند:
چون خيال تو درآيد به دلم رقصكنان چه خيالات دگر نيز سر آرد ز ميان
گرد بر گرد خيالت همه در رقص شوند و آن خيال چو مه تو به ميان رقصكنان

ادامه داد:
پيدا شدم، پيدا شدم، پيداي ناپيدا شدم
شيدا شدم، با او بُدم، بي او شدم، ...
اجرا با تشويق پياپي گل ريختن كودكي بر سر گروه ادامه پيدا كرد:
عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل
با مكثها، تشويقها ادامه پيدا ميكرد و در ادامه شهرام ناظري باز هم خواند:
باز آمدم چون عيد نو تا قفل زندان بشکنم وين چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بي آب را کاين خاکيان را مي خورند هم آب بر آتش زنم هم بادههاشان بشکنم
از شاه بيآغاز من پران شدم چون باز من تا جغد طوطيخوار را در دير ويران بشکنم
زآغاز عهدي کردهام کاين جان فداي شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پيمان بشکنم
امروز هم چون آصفم شمشير و فرمان در کفم تا گردن گردن کشان در پيش سلطان بشکنم
...

او همچنان ميخواند تا اجراي 45 دقيقهاي بهپايان رسيد و علي نصيريان و داود رشيدي نيز به احترام استاد آواز ايران برخاستند و او را تشويق كردند و نوبت به تقدير خانهي سينما از استاد آواز ايران رسيد. عليرضا رييسيان و محمدرضا اصلاني بهنمايندگي از اهالي سينما لوح تقدير خانهي سينما و كليد طلايي بارگاه حضرت شمس تبريزي به استاد آواز ايران اهدا و سپس نشان "شمس" جشنواره نيز توسط ايوبي - معاون فرهنگي، اجتماعي و شوراهاي وزارت كشور - به ناظري اهدا شد.
عليرضا رييسيان هم به نمايندگي از اهالي سينما در سخناني گفت: خانه سينما با توجه به جايگاه سينماي ايران كه قدرداني را از وظايف خودش ميداند، قصد دارد اين مراسم تقدير را انجام بدهد.
محمدرضا اصلاني در ادامه متن لوح شهرام ناظري را خواند كه در هشتصدمين سالگرد تولد مولانا به پاس و احترام ملت ايران خانه سينما اين مراسم را انجام ميدهد.

در اين مراسم به نمايندگي از اهالي سينما، فرشته طائرپور، حميد جبلي، هانيه توسلي، داود رشيدي، علي نصيريان، منوچهر شاهسواري، مسعود رايگان، مهتاب كرامتي، فاطمه گودرزي، منوچهر محمدي، سيروس الوند، عبدالحسن برزيده، فرهاد توحيدي و به نمايندگي از هيات مديرهي خانه سينما كامران ملكي، رويا تيموريان و رضا ميركريمي حضور داشتند.
در حاشيه:
- همزمان با اجراي كنسرت، امضا و فيلمبرداري از هنرمندان ادامه داشت.
- تا مسافت زيادي اطراف محل اجراي كنسرت، پشتبامهاي خانهها، تير چراغ برقها، حتا مقابل جلوي سن نيز مملو از جمعيت بود.
- فرمان سكوت از سوي مجري برنامه براي شروع برنامه بيش از 15 دقيقه راه به جايي نبرد و برنامه با تاخير آغاز شد.
- كنسرت شهرام ناظري بعد از كنسرتهاي حسامالدين سراج و عبدالحسين مختاباد اجرا شد.


واشنگتن پست در گزارشي با موضوع "پيوند هنر شرق و غرب" نوشته است: شهرام و حافظ ناظري، سنت كلاسيك ايراني و آموزش غربي را به ميزان برابر با يكديگر پيوند دادهاند.
به گزارش بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مقاله بهقلم سردبير مجلهي آسيا سوسايتي نگاشته و به بررسي جوانب مختلف موسيقي غرب و شرق پرداخته است.
نگارنده معتقد است: موسيقي شرقي از اصالتي برخوردار است كه ريشه در گذشتهي دور دارد و هرگز تحت تاثير غرب قرار نگرفته است. اما اكنون كه عصر جهانيسازي و ارتباط ميان فرهنگهاست، ارزشهايي چون "اصالت" يا "خالص بودن" موسيقي، كمرنگتر شده و تعارضها ميان موسيقي غربي و شرقي از ميان رفته و نيويورك، بمبئي يا توكيو به ميزان مشابه از اين هنر برخوردارند.
بهزعم وي امروزه كه هنر آسياي معاصر و فعاليتهاي بينالمللي موسيقيدانان آسيايي، روزهاي آفتابي خود را ميگذارند، به يادآوردن آن دوران گذشته بسيار دشوار است.
او شهرام ناظري را يكي از پيشگامان عرصهي موسيقي و خوانندگي در ايران دانسته است.
اين روزنامه آمريكايي در ادامه با اشاره به فعاليت و تحصيلات حافظ ناظري در عرصهي موسيقي كلاسيك غرب افزوده است، تصنيفهاي حافظ ناظري كه اشعار عرفاني را مورد ستايش قرار داده است، با بهكارگيري ابزارهاي موسيقي غربي و ابزارهاي موسيقي ايراني مانند دف و سهتار ساخته شدهاند. اگرچه بعضي مواقع صداي ناب شهرام بهنظر ميرسد ديگر موسيقيدانها را تحتالشعاع خود قرار دهد، اما اين گروه مستعد توانسته است به طرز زيبايي اين صدا را به تعادل بكشاند. ناظري توانسته است با قراردادن آثار كلاسيك در محوريت كارهاي تجربياش، پويايي بيشتري خلق كند.
اين گزارش، موسيقي غربي، شرقي، آسيايي و ... را مورد بررسي و مقايسه قرار داده است.

همزماني اجراي كنسرت با عيد کريسمس و سال جديد ميلادي و اختصاص تالار دانشگاه آمريکايي دبي به مراسم و برنامههاي ديگر، دليل لغو كنسرت محمدرضا شجريان و گروهش در امارات متحدهي عربي - دبي - عنوان ميشود. در هر صورت در حالي که کمتر از دو هفته ديگر به زمان اجراي کنسرت محمدرضا شجريان در دبي مانده بود، دانشگاه مورد اشاره از برگزاري كنسرت استاد آواز ايران صرف نظر كرد.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در امارات، اين در شرايطي است که دوستداران موسيقي سنتي از روز نخست اعلام برنامه، بليتهايي با قيمتهاي بيش از يکصد هزار تومان در امارات خريداري کرده بودند.
گفته ميشود كه مسوولان طرف قرارداد با مدير برنامههاي شجريان بهطور يکجانبه قرارداد را لغو کرده و کنسرت نيز برگزار نخواهد شد.
مسوول فروش بليت اين کنسرت در گفتوگو با خبرنگار ايسنا در دبي اعلام کرد، علت اصلي لغو کنسرت، همزماني با عيد کريسمس و سال جديد ميلادي است که تالار دانشگاه آمريکايي در دبي به مراسم و برنامههاي کريسمس اختصاص يافته است!
وي دربارهي بليتهايي كه بعضا با چند برابر قيمت خريداري شده است، اظهار کرد: ما تا يک ماه ديگر صبر ميکنيم تا تکليف برگزاري اين کنسرت مشخص شود؛ درصورتيکه کنسرت اجرا نشد، افرادي که بليت تهيه کردهاند، ميتوانند تنها مبلغ مشخصشده بر روي بليت را باز پس گيرند.
وي گفت: قيمت بليتها از 150 تا 300 درهم بوده، درحاليکه افرادي با مبلغ بيش از 450 درهم نيز آنها را خريداري کردهاند؛ ما مسوول قيمتهاي بالا نيستيم و فقط قيمت درجشده روي بليت را استرداد خواهيم کرد.
اين در حالي است كه كتايون خوانساري - همسر شجريان - در پيگيريهاي خبرنگار ايسنا، گفت: بهطور قطع كنسرتي تا نوروز در دبي برگزار نخواهد شد، پس از آن نيز برگزاري اجرا در شهر دبي بعيد خواهد بود.
به گزارش ايسنا، در حالي که شور و هيجان ايرانيان مقيم امارات براي شرکت در کنسرت استاد آواز ايران رو به افزايش بود، پس از اعلام خبر لغو کنسرت ايرانيان مقيم را با حسرت و نگراني روبهرو کرد.
قرار بود کنسرت يادشده روزهاي 29 و 30 آذرماه سال جاري در تالار آمفي تئاتر دانشگاه آمريکايي دبي برگزار شود.

شانزده درخت بالابلند - از عكسهاي عباس كيارستمي - شامگاه گذشته در شب آذرماه تهران قد برافراشتند تا 16 نوازنده و خواننده گروه موسيقي عارف، بر بستري از برگهاي زرد پاييزي، تمي از خاطرات هنرنماييهاي سالهاي نهچندان دور گروه تحت سرپرستي پرويز مشكاتيان را براي مخاطبان زنده كنند.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اجراي گروهي كه حسن ناهيد (ني) پير آن بود و كيوان ساكت (تار)، محمود دلنوازي (بربط)، نويد افقه (تنبك) و بهداد بابائي (سهتار) از هنرنمايانش، طبق معمول كنسرتهاي ما، با تاخيري 45دقيقهيي، از ساعت 20:45 آغاز شد تا در دو بخش و وقت استراحتي هر كدام حدود يكساعته، هواي سرد سالن نهچندان شلوغ وزارت كشور را با حرارت خويش گرم سازند.
برنامه با همنوازي گروه در مايههاي ابوعطا، شور و دشتي آغاز شد تا پس از آن، با تكنوازي سنتور مشكاتيان در پيشدرآمد ابوعطا، حميدرضا نوربخش كه ميتوان گفت در هر اجرا، نواي استادش محمدرضا شجريان را بهخاطر ميآورد، حس گرفته، پس از چهارمضراب خسرو و شيرين، بخواند:

اي دل به کوي عشق گذاري نميکني
اسباب جمع داري و کاري نميکني
چوگان حکم در کف و گويي نميزني
باز ظفر به دست و شکاري نميکني
اين خون که موج ميزند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوي نگاري نميکني
مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوي دوست گذاري نميکني...

در اين اجرا كه با سنتورباس (عليرضا جواهري)، تار (بهرام ساعدي) بمتار (سياوش پورفضلي)، قيچك (رضا آبائي)، قيچكباس (سيامك آقائي)، كمانچه (نويد دهقان و آرش كامور) و رباب (آرشام قادري) همراه بود، نواي دف (آيين مشكاتيان) حضور چشمگيري نداشت، تا صداي سنتورنوازيهاي سرپرست گروه، مثل هميشههاي كارهاي مشكاتيان باشد؛ كه اين روزها گفته آخرين اجرايش را پيش از همكاري مجدد با بزرگان موسيقي اصيل ايراني چون محمدرضا شجريان و حسين عليزاده به صحنه ميبرد.
تصنيف فرياد با شعري از هوشنگ ابتهاج (سايه) اثر بعدي بود كه با شعرخواني نوربخش، سرانجام دف هم مهلت بروز يافت؛ تا پس از آن در چهار مضراب حجاز، اينبار تكنوازي تار كيوان ساكت توجهها را بهخود جلب كند و در ميانهها، بازهم سنتور مشكاتيان كه كل برنامه بر تكيهگاه دستان او ميگشت.

پس از ساز و آواز بعدي با تكنوازي سهتار:
دل از من برد و روي از من نهان کرد / خدا را با که اين بازي توان کرد... / چرا چون لاله خونين دل نباشم / که با ما نرگس او سرگران کرد... / بدان سان سوخت چون شمعم که بر من / صراحي گريه و بربط فغان کرد...
باز تصنيف "شكر و شكايت" با شعري از حافظ همراه شد؛ آنجا كه آغاز هر همنوازي و تصنيفي، با رخصت سرپرست گروه آغاز ميشد:
زان يار دلنوازم شكري است با شكايت
گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت
بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم
يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت...

آخرين بخش قسمت اول برنامه، تصنيف زيباي "گون" بود با تركيب دلنشين سازهاي مختلف و شعر معروف محمدرضا شفيعي كدكني:
بهكجا چنين شتابان؟!... / سفرت بهخير اما / توو دوستي، خدارا / چو از اين كوير وحشت / به سلامتي گذشتي / به شكوفهها به باران / برسان سلام مارا.
قسمت دوم شب نخست اجرا نيز باز با رخصت مشكاتيان و تكنوازي تنبك در بيات ترك، دشتي و كرد بيات آغاز شد كه انگار يك اپرا يا پردهخواني را اجرا ميكرد. سپس تصنيف بهار هم با شعري از سايه (بهارا بهارا چه شيرين و شاد آمدي!) با همراهي دف اجرا شد كه پس از بيت: بهاري به اين نازنيني كجاست / كه اين خونبهاي شهيدان ماست، اعضاي گروه با نواي «بهارا بهارا»ي خويش با نوربخش همراهي كردند.
ساز و آواز بعدي نيز با همنوايي سنتور و ني با شعر معروف حافظ (يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت / باز آيد و برهاندم از بند ملامت...) به استقبال تصنيف كجائي با شعر علياكبر دهخدا رفت:
اي مردم آزاده كجاييد كجاييد
آزادگي افسرد بياييد بياييد

اما تكنوازي بعدي گروه به قيچك باس رسيد؛ و اين يكي از معدود كنسرتهايي بود كه چنين سازي براي اجراي تكنوازي ساز انتخاب ميشد.
در ادامهي قسمت دوم برنامه كه ساختاري مشابه با قسمت اول داشت، تصنيف "پنهان چو دل" با شعر مولانا (اي با من و پنهان چو دل از دل سلامت ميكنم / تو كعبهاي هر جا روم قصد مقامت ميكنم) پيش از تصنيف پاياني با عنوان "ققنوس" اجرا شد كه باز شعري در قالب نو نيمايي براي آن انتخاب شده بود: پرندهي سپيدبال سرخچشم تيزپر..
اما پس از ترك صحنه، تشويق ممتد حاضران، گروه را دوباره به صحنه آورد تا اينبار تصنيف معروف "اي ايران" را در حالي اجرا كنند كه مردم، ايستاده به آن گوش فرا ميدادند و مشكاتيان آنان را بههمراهي با خواننده گروهش تشويق ميكرد.

پيشتر اعلام شده بود محمدرضا هنرمند مسووليت تهيهي فيلم اين اجراي گروه عارف را كه تا جمعه نهم ادامه خواهد داشت، برعهده گرفته است كه شامگاه گذشته تالار بزرگ كشور از دوربين فيلمبرداري خالي بود و گويا اين امر در دوشب پاياني اجرا محقق خواهد شد.
|
محمدرضا شجریان در دومین نشست سالانه اهل ادب،اندیشه و هنر که عصر دیروز در مجتمع فرهنگی آسمان برگزار شد گزارش کاملی از چگونگی تشکیل کارگاه آموزش آواز را ارائه داد. | |
|
درابتدای این مراسم مجید درخشانی نوازنده تار درباره حضوردر کارگاه آموزش آواز محمدرضا شجریان گفت: کارگاه های آموزش آواز از لحاظ چگونگی کاربرد تکنیک های آوازی برای خود من مانند کلاس درس بود چراکه استاد درنهایت صبر و بزرگواری این کارگاه را تشکیل داد و از بین تمامی هنرجویان آواز بهترین ها را انتخاب کرد و من هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده موسیقی این همه بزرگواری را ارج می نهم و یاد گرفتم که برای تعلیم هنرجویان موسیقی مانند استاد باید بردباری و صبوری به خرج داد. |

وی در ادامه خاطرنشان کرد : در پایان باید این نکته را نیز متذکر شوم که جامعه موسیقی ایران در دوران معاصر به واسطه صدای ایشان خود را به مخاطب شناسانده است و بسیاری از آهنگسازان مرهون صدای جاودانه این استاد بزرگ موسیقی هستند.
درادامه این نشست محمدرضا شجریان به روند تشکیل کارگاه آموزش آواز اشاره کرد و گفت : طی جلسات متعددی که با آقای حیدریان داشتیم بارها و بارها در خصوص تخصص های میان رشته ای و راهکارهای ارائه یک برنامه منسجم صحبتها و برنامه ریزی های مختلف انجام دادیم چراکه معتقدم باید به این تخصص ها توجه ویژه ای شود و از آنجا که سال های سال در حوزه موسیقی آواز ایران فعالیت کرده ام نیاز به توجه و تشکیل کارگاه آموزش آواز را به عنوان یک تخصص میان رشته ای به شدت احساس کردم.
وی در ادامه خاطرنشان کرد : به همین منظور طی جلسه های متعدد برنامه ریزی منسجم برای تشکیل این کارگاه ها صورت گرفت و طی فراخوانی از همه متقاضیان دعوت کردیم تا برای حضور در این کارگاه ها ثبت نام کنند و از بین تعداد بسیاری از متقاضیان با رای کارشناسانی چون حمیدرضا نوربخش ،مظفرشفیعی و محسن کرامتی 300 نفر به این کارگاه ها راه یافتند.
پس از پایان این کلاس ها تمام فیلم های کارگاه را بازبینی کردم و به این نتیجه رسیدم که بیش از هر مسئله ای باید روی صدا و تکنیکهای آوازی کارکنم و در ادامه سطح دانش هنرجویان را از شماره 1 تا 6 نمره گذاری کردم در نتیجه تعداد محدودی ازهنرجویانی که نمره 4 به بالا را کسب کردند به مرحله نهایی کارگاه آموزش آواز راه یافتند.

شجریان درادامه به رابطه موسیقی با سایرهنرها اشاره کرد و گفت : هرهنرمندی برای تداوم هنرخود بایستی با جامعه ، آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی خود آشنایی داشته باشد و تا زمانی که این آشنایی میسر نشود هنرمند به موقعیت چشم گیری دست نخواهد یافت چراکه معتقدم هر هنری راز و رمزهای ویژه ای دارد که این رازو رمزها در سایر هنرها به کارخواهد آمد به عنوان مثال من سالهای سال در انجمن خوشنویسان نزد استاد حسین میرخانی تعیلم خط دیدم و در سال 1350 مدرک ممتاز ازاین انجمن را دریافت کردم و پس از آن هم آواز را در پیش گرفتم و به نوعی خط را رها کردم اما در هنرخطاطی نکاتی را آموختم که بعدها در آواز به دردم خورد.
وی افزود : بین خط و موسیقی وجه مشترکی وجود دارد به این معنا که خط نستعلیق یکی ازسخت ترین انوع خط درهنر خوشنویسی است و یکی از نکاتی که من در نستعلیق یاد گرفتم این بود که در یک مصرع بیش از دو کشش خطی زیبا نیست و درآوازهم به همین شکل است هیچگاه در یک مصرع دو آوای کششی در کنار هم قرارنمی گیرند و این شیوه ای است که استاد سید حسین طاهرزاده و بنان نیز به کار گرفتند.

این خواننده در پایان به رابطه موسیقی و شعر معاصر اشاره کرد و گفت : آواز موسیقی ایرانی سالیان سال باغزل همراه بوده است اما شعر معاصر مانند غزل نیست و شرایط آوازخوانی در شعرمعاصر معنا و مفهومی ندارد خودمن هم سال های زیادی روی شعر معاصر و پیوند آن با موسیقی آوازی ایران تحقیق کردم و در تجربیات شخصی به خوبی دریافتم به دلیل اینکه تحریردر شعرنو جایگاهی ندارد عملا نمی توان شعر معاصر را در موسیقی ردیف دستگاهی ایران جاری کرد به همین دلیل در خواندن شعرنو باید آن را با دکلمه همراه کرد و این نکته را در آلبوم "پرکن پیاله را" و "زمستان است" به کار گرفتم.