تبليغاتX
شجر
موسیقی سنتی و مقامی ايراني

گروه‌هاي سه‌گانه شيدا به سرپرستي «محمدرضا لطفي» از امروز تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور به اجراي برنامه مي‌پردازند.

فارس،در اين كنسرت كه دومين فعاليت صحنه‌اي لطفي پس از بازگشت به ايران است،گروه‌هاي «هم‌نوازان شيدا» به خوانندگي «محمد معتمدي»، «بانوان شيدا» به خوانندگي «عليرضا شاه‌محمدي» و «بازسازي شيدا» به خوانندگي «امير اثني‌عشري» به سرپرستي، آهنگسازي و مديريت هنري محمدرضا لطفي به روي صحنه خواند رفت.


در اين برنامه كه توسط مؤسسه فرهنگي -هنري آواي شيدا برگزار مي‌شود ابتدا گروه «بازسازي شيدا» متشكل از «اميرحسين شريفي» و «آرش غفاري»: تار،«ماهيار تمسكني»: سنتور،«هوشمند عبادي»:ني،«رضا پرويززاده»:كمانچه،«احمد مستنبط» تمبك‌ و «امير اثني‌عشري»:خواننده به اجراي قطعاتي بازسازي شده از آثار «درويش‌خان» و «علي‌اكبر شيدا» در مايه آواز ابوعطا خواهند پرداخت كه بازسازي و تنظيم قطعات را «محمدرضا لطفي» انجام داده است.


در بخش ديگري از اين برنامه گروه «بانوان شيدا» متشكل از عليرضا شاه‌محمدي:خواننده و نوازبندگاني چون بهاره فياضي،ساناز ستار زاده، هنگامه مشهدي الاصل:تار، سپيده مشكي:سه تار، آزاده شمس:قيچك، بهنوش بهنام نيا:كمانچه، بهناز بهنام نيا و نيره فخري:عود، نسترن سادات هاشمي:سنتور، گهرناز مسائلي:تمبك، نفيسه طباطبائي: ني و الميرا نصيري:دف آثار منتشر نشده‌اي از «محمدرضا لطفي» در دستگاه ماهور را اجرا خواهند كرد.


بخش اصلي اين كنسرت به اجراي گروه هم‌نوازان شيدا اختصاص دارد. اين گروه با تركيبي متفاوت و متشكل از نوازندگان جوان با حضور محمدرضا لطفي پس از حدود 20 سال با احياي نام گروه شيدا آثار منتشر نشده و بعضا جديدي از محمدرضا لطفي در مايه آواز دشتي را اجرا خواهند كرد.
گروه هم‌نوازان شيدا را به غير از لطفي، نوازندگاني چون فرخ مظهري:تار،حميد سكوتي:سه‌تار ابريشم ، حميد خبازي، پويان بيگلر و مازيار شاهي:تار، هادي آذرپيرا:عود، فرهاد زالي و هوشمند عبادي:ني‌، آرش كامور، روزبه اسديان و حميدرضا خلعتبري:كمانچه،آريا محافظ:سنتور،عيسي شكري:دايره،‌ شهريار فاميل‌نظري:دف و احمد مستنبط:تنبك و محمد معتمدي:خواننده تشكيل مي‌دهند.
در اين كنسرت «محمدرضا لطفي» به تكنوازي خواهد پرداخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:5  توسط علی سه تاری  | 

دیشب دلم خیلی گرفته بود و ناخودآگاه شعری به ذهنم آمد. شعر را بر برگ کاغذ آوردم و امروز در وبلاگ آوردم. اگر در مورد کیفیت آن نظر بدهید خوشحال می شوم
 
دلبرم غمگين است
ناخودآگاه مرا با غم خود مي شويد
به نگاهي مبهم
دل من اكنون از دوري يار
به نگاهي راضيست
دل من ناراضيست
غم آن جان كه به سان نفس است
در دلم مي بارد
دل من بارانيست
كاش مي شد قدحي گيرم و با يار سبك بال كنم شور و شعف
ولي حيف، يار من غمگين است
كاش با تک نفسي ناز نگاهش بخرم
كاش تنها بشود كه به او خيره شوم
اما حيف، زندگي غمگين است
كاش تنها مي شد، كه بگويم نرو اي دوست
دگر اي پاره جان
تو مرا پاک در اين ظلمت و دور
بي صدا جا مگذار
نفسم مي گيرد
بغض ناجور قدم بر نگهم مي راند
بي گمان وقت براي دگرين بار نخواهد آمد
به خدا، به خدا خسته شدم
نتوانم دگر اين بار گران مايه ي هجران بردن
وقت آن است دگر، من و يار
با هم و گرد جهان موج زنيم
ما همانند دو قمري ته اين پست كبود
خسته از سنگ و خس و خاشاكيم
ما به اميد بهار و نگه ملتمسيم
خسته ام
دل من مي خواهد
 به خدا شكوه كند
كاش فردا، سر صبح
دست آن نازك سيمين ساقم
به برم بركشد
از غم برهاند روحم
 
«شعری بداهه از اشعار خودم» 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:15  توسط علی سه تاری  | 

حسين عليزاده نه‌تنها از موسسان، بلكه اولين مديرعامل خانه موسيقي بود كه سال 1378 قدم به اين خانه نهاد. گرچه به دليل مشغله‌هاي مهم‌تر كه آهنگسازي و نوازندگي بود اين خانه را ترك كرد، اما هرگز به آن پشت نكرد. او همچنان با واقع‌بيني و نگاهي منطقي و به دور از افراط و تفريط‌هاي رايج آينده خانه را روشن مي‌بيند به شرطي كه هنرمندان آنجا را خانه خود بدانند و همچون وطنشان از آن حمايت كنند.
اينك دوره 2 ساله كانون‌هاي تخصصي و هيات‌مديره به پايان رسيده است و از سوم خرداد سال جاري انتخابات براي گزينش مديران جديد برگزار مي‌شود؛ به همين مناسبت با نخستين مديرعامل خانه موسيقي كه خود از هنرمندان برجسته موسيقي ايراني است گفتگويي كرده‌ايم كه مي‌خوانيد:

سير موسيقي ساليان اخير، بويژه تفاوت‌هاي آن قبل و بعد از تاسيس خانه موسيقي چگونه بوده است؟

متاسفانه برخي مسوولان و كارگزاران دولتي درك درستي از موسيقي ندارند و مدافع واقعي موسيقي ارزشمند نيستند؛ حتي بعد از 30 سال، هنوز تعريف هنر موسيقي گنگ است، اين كه موسيقي هنري چيست يا موسيقي فاخر كدام است و... تعريفي در دست نيست؛ جالب آن كه از طريق ارگان‌هاي مختلف موسيقايي هم رنگ و بوي آن را حس نمي‌كنيد؛ البته يك سري برنامه‌هاي راديويي نيمه‌شب هست كه مي‌خواهند در اين زمينه فعاليت كنند؛ اما آنها هم به علت نداشتن مديريت و برنامه‌ريزي مناسب راه به جايي نمي‌برند.

از ديگرسو، متاسفانه هر تهيه‌كننده‌اي به خودش اجازه مي‌دهد درباره موسيقي اظهارنظر كنند؛ نه‌تنها آنها بلكه در بسياري جاها براحتي درباره موسيقي اظهارنظر مي‌شود. در صورتي كه در پزشكي يا سياست، افراد غيرمتخصص چنين با جسارت نظر كارشناسي نمي‌دهند.

چه كار بايد كرد؟

به نظرم خانه موسيقي مي‌تواند در اين زمينه مشاوران خوبي براي مديران باشد.

اما به خود اين خانه هم انتقاداتي هست، نظر شما در اين باره چيست؟

بله. اين انتقادات هميشه بوده است اما بايد درباره آن به نكاتي توجه داشته باشيم؛ از نكات بسيار مثبت خانه موسيقي اين است كه آنجا ارگاني نيست كه مال شخص باشد؛ خانه در واقع خانه و وطن همه موسيقيدانان است هرچند كه ممكن است هرازگاهي سياست‌هايش و اجرائياتش دچار گرايش‌هايي شود؛ اما آن هم طبيعي است چراكه در هر انتخاباتي و در هر تغيير و تحولي طبعا گرايش‌هايي هم پديد مي‌آيد.

همان طور كه مردم مملكت و ميهنشان را دوست دارند، هنرمندان هم با غلظت بيشتري اين حس ميهن‌دوستي را دارند و اگر صحبتي مي‌شود و انتقادي هست، علتش اين است كه شايد گمان مي‌كنيم ما دلسوزتر از بقيه هستيم.

قبل از پرداختن به انتقادات شما به عنوان نخستين مديرعامل خانه موسيقي درباره تشكيل اين خانه چه نظري داريد؟

بعد از انقلاب ايجاد خانه موسيقي يك ضرورت اجتماعي و تاريخي بود؛ اساسا تمام هنرمندان با يك دغدغه دائمي زندگي مي‌كنند و هنگامي كه مسائل اجتماعي به آن اضافه مي‌شود، اهميت مضاعف پيدا مي‌كند؛ در عرصه موسيقي هنرمندان با مشكلات زيادي مواجه بوده و هستند و طبيعتا وجود ارگان و نهادي كه از جنس خودشان باشد و بتواند آنها را درك و به مسائل آنها رسيدگي كند بسيار مهم است؛ خيلي وقت‌ها پيشكسوت‌ها فراموش مي‌شدند و مشكلات و مسائل زيادي وجود داشت كه ايجاد خانه موسيقي در اين مسير شكل گرفت.

درخصوص انجام اين وظايف آيا خانه موسيقي موفق بوده است؟

در سال گذشته مسووليتي كه خانه موسيقي به عهده گرفت خيلي مهم و خوب بود؛ برگزاري كنسرت‌ها و حمايت معنوي از هنرمندان ازجمله كارهاي خوبي بود كه در اين خانه انجام شد. همان طور كه مي‌دانيد، شرايط برگزاري كنسرت بسيار سخت است و خود من تا آخرين زخمه‌اي كه به ساز مي‌زنم نمي‌توانم بگويم كه كنسرت برگزار شد؛ اما در سال گذشته با خيالي آسوده كنسرت گروه هم‌آوايان را برگزار كردم.

از زماني كه مديرعامل خانه بوديد و طرح‌هايي كه داشتيد و اينك كه خانه را در اين وضعيت مي‌بينيد چه برداشتي داريد؟ اصولا شما چه دورنمايي را براي خانه موسيقي ترسيم مي‌كنيد؟

آن موقع كه من مديرعامل بودم، اوضاع با امروز كاملا فرق مي‌كرد. الان گفته مي‌شود خانه حدود 8 هزار نفر عضو دارد. اين تعداد خيلي شوق‌آور است و اين كه اين تعداد به هنر ارزشمندي چون موسيقي اعتقاد دارند و گردهم آمده‌اند باور نكردني است؛ اما من مي‌گويم بياييم يك كاري بكنيم (اين كه مي‌گويم بياييم منظورم هم به دولت است و هم به ملت و هم به هنرمندان)‌.

بياييم خانه موسيقي را از كارهاي ابتدايي فارغ كنيم؛ امروزه در هر جامعه مترقي همه افراد بيمه هستند و از مزاياي اوليه زندگي برخوردارند، خانه موسيقي در اين سال‌ها درگير بيمه اعضا بوده و بسياري از اعضايش را هم بيمه كرده است، دستشان درد نكند.

من مي‌دانم اين كارها خيلي دوندگي دارد، ولي خانه موسيقي بايد از اين پس بيشتر به اعتلاي موسيقي بينديشد. بايد براي راديو و تلويزيون و تمام ارگان‌هايي كه با موسيقي سروكار دارند راهنما باشد؛ ما بايد تجربيات خودمان را به ديگران منتقل كنيم ما هنوز خيلي مشكل داريم.

از ديگر انتقاداتي كه شايد از بدو تاسيس خانه به آن شده است، اين بوده كه مي‌گويند خانه موسيقي وابسته به دولت و حيات خلوت است. در اين باره چه نظري داريد؟

هر كسي كه انتقاد مي‌كند ابتدا بايد راه درست را نشان و پيشنهادش را ارائه دهد. در جامعه ما اين عادت هست كه ما از همه چيز ايراد مي‌گيريم. وقتي به خانه موسيقي مي‌توپيم و آن را به باد انتقاد مي‌گيريم، بايد ببينيم ما چه نقشي در آن داريم؛ بيشتر آن كساني كه انتقاد مي‌كنند اگر نزديك شوند و با مشكلات آشنا شوند آن وقت از ذره ذره پيشرفت آن خرسند مي‌شوند... اما درباره اين صحبت و اين سوال كه خانه حيات خلوت است من نمي‌دانم اين انتقاد را بايد به خانه موسيقي كرد يا به دولت؟! آيا يك نهاد صنفي مستقل اين آزادي را دارد كه براي خودش تصميم بگيرد يا نه؟ اگر ارگان يا يك نهاد مدني هست كه براساس راي اعضا اداره مي‌شود و مي‌خواهد روي پاي خودش بايستد و جداي از سياست‌هاي دولت در عرصه فرهنگ و هنر فعاليت كند ما بايد آن را وابسته دولت بكنيم؟ چرا بايد چنين كاري كرد؟ خانه موسيقي از موسيقيداناني تشكيل مي‌شود كه هيچ اصراري ندارند دولتي باشند؛ حال اگر اين اتفاق بيفتد آن اشكال از نهاد نيست، بلكه اشكال از دولت است كه مي‌خواهد همه چيز را دولتي كند. بنابراين ايراد به خانه موسيقي نيست بلكه ايراد اصلي به قانون و قواعد اجتماعي ما بازمي‌گردد. در واقع اگر دولت به مردم اعتماد داشته باشد و هر كاري را به متخصصان بسپرد، مشكلات حل مي‌شود.

پس شما مستقل شدن يا نشدن خانه را در عملكرد دولت مي‌دانيد؟

به نظر من پايه اصلي و شرط اساسي براي استقلال هر تشكلي استقلال اقتصادي است؛ بايد اول ببينيم خانه موسيقي مي‌تواند درآمد كافي داشته باشد و به استقلال اقتصادي برسد؟ يكي از راه‌هاي كسب درآمد برگزاري كنسرت‌هاست. البته راه‌هاي ديگري هم مي‌شود پيدا كرد. به عنوان مثال اگر خانه موسيقي فقط يك سالن مي‌داشت آن وقت اجاره آن به نفع همه فعالان موسيقي ازجمله خود خانه بود يا راه‌هاي ديگر... وقتي 8 هزار نفر اعضاي خانه دلشان قرص باشد كه خانه موسيقي با پشتوانه مالي قوي از آنها حمايت مي‌كند، طبعا آنها هم آثار بهتري به وجود مي‌آورند. الان خانه سينما به اين درآمد رسيده است. فكر مي‌كنم مقداري از فروش بليت سينما مربوط به خانه سينما باشد.

آيا به نظر شما خانه موسيقي هم بايد از هر كنسرتي كه برگزار مي‌شود درصدي بردارد؟

بله. خانه موسيقي هم مثل خانه سينما بايد درصدي را از فعاليت‌هاي هنرمنداني كه تحت پوشش دارد بردارد. البته بهتر است خانه موسيقي مسووليت برنامه‌ها و كنسرت‌ها را خود بپذيرد؛ هر كسي يك وظيفه دارد؛ به عنوان مثال كار ما ساخت و اجراي موسيقي است و اگر خانه در اجراي كنسرت وارد شد كار ما ساده‌تر مي‌شود. خانه مي‌تواند براي اين خدماتي كه ارائه مي‌دهد به صورت قانوني و با عقد قرارداد درصدي را از درآمدهاي كنسرت بردارد. به نظر من اگر دريافت مجوز، احقاق حقوق معنوي، تهيه سالن و... با برنامه باشد،  به نفع همه خواهد بود.

درباره مديرعامل خانه موسيقي برخي‌ها اعتقاد دارند اين مدير نبايد هنرمند باشد و بهتر است از مديران خارج از عرصه موسيقي انتخاب شود. نظر شما چيست؟

به طور كلي نمي‌توان گفت كه هر هنرمندي مدير لايقي نيست، يا هست. از سوي ديگر همه كساني را هم كه در بخش موسيقي فعاليت مي‌كنند نمي‌توان <هنرمند> دانست؛ در دوره ما كساني كه ذوق آهنگسازي يا نوازندگي نداشتند، به بخش آموزش مي‌رفتند و به استخدام وزارتخانه درمي‌آمدند و پشت ميزي مي‌شدند؛ ما نمي‌توانيم آدم‌هاي مسئول و مدير خانه موسيقي را از بين افرادي ناآشنا با موسيقي انتخاب كنيم (مثل برخي از ارگان‌ها كه حتي مسوول موسيقي‌شان را از بين افراد مخالف با موسيقي انتخاب مي‌كنند و من گاهي كه با اين افراد مواجه مي‌شوم، از آنها مي‌پرسم اگر شما اينقدر با موسيقي مخالف هستيد، چرا اينجا كار مي‌كنيد؟) به هر حال مدير يك موسسه و نهاد هنري مانند خانه موسيقي اگر اهل موسيقي نباشد حداقل بايد فردي فرهنگي و آشنا با هنر باشد؛ خانه موسيقي با ادارات ديگر فرق مي‌كند.

درباره اختلاف سلايقي كه در نحوه اداره اين نهاد و سياستگذاري‌هاي آن هست چه بايدكرد؟

اختلاف سليقه خيلي طبيعي است؛ آدم‌ها را با قالب نريخته‌اند كه همه يك چيز را بگويند؛ البته اين اختلاف در هنر خيلي بيشتر قابل مشاهده و لمس است. شما در زندگي شخصي‌تان ممكن است خيلي با ديگر اعضاي خانواده اختلاف داشته باشيد ولي چندان به چشم نمي‌آيد. ولي در هنر اين اختلاف بسيار چشمگير است. اتفاقا اين كه در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها سعي مي‌كنند هنرجويان و دانشجويان را قالب‌ريزي كنند كاملا خلاف طبيعت هنر و هنرمندي است اين اختلاف عقيده بايد جايگاه داشته باشد.

اختلاف سليقه در هنر هم هست ولي گاهي اين اختلاف سلايق به دشمني تبديل مي‌شود.

بله؛ اين اختلاف يا تفاوت وجود دارد و ما بايد با رشد فرهنگي خود اين تفاوت‌ها را درك كنيم و حتي دوست داشته باشيم؛ من نبايد عاشق كار خودم باشم و اصلا موسيقي ديگران را به كل رد نكنم، ما بايد ببينيم ديگران چه نظري دارند؛ مردم آزاد هستند؛ اتفاقا بهترين منتقدان كار من مردم هستند؛ خيلي وقت‌ها مردم عادي از لحاظ فني خيلي بهتر به ايرادهاي كار من اشاره كرده‌اند تا اهل فن؛ در هر حال ما بايد بين خودمان ديالوگ برقرار كنيم؛ اختلاف‌ها را بپذيريم و قبول كنيم كه در هنر قالب‌ريزي غيرممكن است. در كشورهايي كه به تمدن رسيدند رقابت، انتقاد، اختلاف و ديالوگ وجود دارد ولي ما اين فرهنگ را نداريم.

از برنامه‌هاي امسالتان چه خبر، آيا كنسرت داريد و در حال حاضر به چه كاري مشغوليد؟

كنسرت هنوز مشخص نيست؛ ممكن است داشته باشيم و شايد هم نه. ولي در حال حاضر مشغول ضبط كاري در استوديو هستم و بزودي سي‌‌دي تكنوازي‌ام منتشر مي‌شود.

موسيقي فيلم چطور؟

كار خاصي در دست ندارم؛ البته پيشنهاد موسيقي فيلم زياد دارم ولي معمولا تا كاري را نپسندم قبول نمي‌كنم.

آلبوم كنسرت سال گذشته منتشر مي‌شود؟ (منظور صوتي و تصويري)

حقيقتش از ضبط كار سال گذشته راضي نيستم؛ مي‌خواهيم اگر بشود كل كار را به صورت كنسرتي با حضور تماشاچي كم دوباره ضبط كنيم.

خارج از كشور برنامه و كنسرتي داريد؟

بله؛ برنامه‌هاي معدودي هست؛ جالب اين كه حدود 30 سال پيش قرار بود در جشنواره موسيقي بعلبك شركت كنيم كه به علت جنگ لبنان نشد و بعد سال‌ها اين جشنواره تعطيل بود؛ پارسال ما دوباره به آن دعوت شديم. همه كارها انجام شد و ما داشتيم آماده مي‌شديم كه نامه‌اي آمد و باز خبر از لغو آن ‌داد. تابستان امسال نيز دعوت شده‌ايم و قرار است در اين جشنواره شركت كنيم كه بايد منتظر بود؛ در بعضي از ديگر كشورهاي اروپايي هم ممكن است برنامه‌هايي داشته باشيم كه هنوز دقيقا مشخص نيست.

حمايت از خودساخته ها


در مورد انتقاداتي كه درباره كنسرت هايي كه خانه موسيقي براي هنرمندان سرشناس مي گذارد بايد گفت خانه موسيقي اگر شرايط خوبي مي‌داشت، ايده‌آل اين بود كه براي افراد ناشناخته هم كنسرت برگزار مي‌كرد. اما اين مساله مستلزم اين است كه بودجه‌اي اندازه يك وزارتخانه داشته باشد؛ بعد منتقدان فكر مي‌كنند ما اين عمر و زحمت را از توي خيابان پيدا كرده‌ايم. ما اگر مي‌گوييم آقاي شجريان، اين نيم قرن كار و زحمت و تلاش پشتش هست؛ خانه موسيقي از كساني حمايت مي‌كند كه خودساخته هستند.

بعضي‌ها حساسيت دارند كه بعضي اسم‌ها را مدام مي‌شنوند؛ ما چون ملتي مصرف‌كننده هستيم، دوست داريم اسامي هم براساس مصرف تغيير كنند. خب اين افراد يا گروه‌ها حتما ارزش‌هايي دارند كه مورد اقبال قرار مي‌گيرند؛ شايد آن افرادي كه اعتراض مي‌كنند فقط اعتراض مي‌كنند كه به آنها توجه نمي‌شود و شايد در اصل اعتبار خانه را مي‌خواهند و البته حقشان هم هست؛ اگر هنرمنداني هستند كه كارشان هنري است و ارزش هنري دارد، خانه موسيقي بايد كنسرت‌هايي در حد آنها برگزار كند. حتي اگر اين كنسرت براي 50 نفر باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:45  توسط علی سه تاری  | 

جلال ذوالفنون - هنرمند آهنگ‌ساز و نوازنده‌ي سه‌تار - گروه جواني را 19 و 20 ارديبهشت‌ماه جاري در تالار وحدت به صحنه مي‌برد.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، صبح امروز دونشست خبري در پي هم در تالار وحدت برگزار شد. با پايان نخستين نشست كه درباره‌ي جزييات اجراي گروه كر محمد نوري بود، جلال ذوالفنون به ميان خبرنگارها آمد و برنامه‌هايش را تشريح كرد.

ذوالفنون خبر داد: در اين كنسرت چند آهنگ كه توسط سروش ذوالفنون – نوازنده تار و سروش قهرمان‌لو – نوزانده سه‌تار – ساخته شده اجرا خواهد شد كه تا حدودي بداهه‌نوازي است كه ريشه در رديف دارد.

وي گفت: در اين‌كارها سعي شده كه موسيقي سنتي از حالت ايراني خارج نشود، ولي در تحرك و ريتم آن از موسيقي‌هاي ديگر استفاده شده است.

به گفته‌ي او، اين برنامه در دو بخش اجرا مي‌شود كه در بخش اول آن قطعاتي در نوا و شعر هم اجرا مي‌شود كه روي اشعاري از مولانا و خراساني ساخته شده و در بخش دوم آن، قطعات شور اجرا خواهند شد.

اين هنرمند آهنگساز همچنين گفت: در اين برنامه چند قطعه كه از ذهن مردم ماندگار است، به اجرا درمي‌آيد. من افتخار مي‌كنم كه در كنار جوانان هستم و با آن‌ها مي‌نوازم.

سرپرست گروه ذوالفنون ادامه داد: موسيقي امروز ما نگاه جديدي را دنبال مي‌كند كه لازمه آن حضور جوانان است، زيرا استادان گذشته كه جايگاه بسيار خوبي دارند و پايه‌هاي موسيقي هستند، معمولا نمي‌توانند در كنار هم باشند چون هم‌نشيني بزرگان در كنار هم مانند تركيب آثار باستاني مختلف با هم است كه چيز جالبي نمي‌شود.

وي اضافه كرد: اين‌كار، مانند گذشته از لحاظ ماديات، مردم‌دوستي و مبارزه با سنت‌هاي غلط و تحسين سنت‌هاي پسنديده اجرا خواهد شد و يكي از اهداف آن بداهه‌نوازي گروهي است.

ذوالفنون تصريح كرد: در گذشته تك‌نوازان خوبي داشتيم، ولي در زمينه گروهي شايد به فكر خيلي‌ها نرسيد كه مي‌توان يك گروهي خوب داشت. زيرا اگر ما بخواهيم موسيقي ايران را به دنيا نشان دهيم بايد بداهه‌نوازي كه يكي از اركان‌هاي موسيقي ايراني است به‌خوبي اجرا كنيم.

اين آهنگ‌ساز و نوازنده‌ي سه‌تار گفت: موسيقي هندي كه از جنس موسيقي ايراني است از اين نوع است كه توانسته هنر خود را نشان دهد، اما متأسفانه ما هنوز نتوانسته‌ايم خودمان را نشان دهيم و بيشتر سعي كرديم از غرب الگو بگيريم.

وي درباره تورهاي شهرستاني گروه عنوان كرد: اين يكي از اهداف گروه است، زيرا وقتي مي‌گوييم مي‌خواهيم با فرهنگ‌مان از راه موسيقي ارتباط برقرار كنيم، بايد با شهرستان‌ها در ارتباط باشيم. اگر برنامه‌اي در شهرستان‌ها داشته باشيم حتا از هنرمندان بومي آن‌جا هم دعوت خواهيم كرد تا به‌صحنه بيايند و كار يك‌طرفه نباشد.

استاد جلال ذوالفنون همچنين درباره تلفيق‌ سازهاي ايراني و غيرايراني اذعان كرد: اين‌كار بايد انجام شود زيرا موسيقي فيوژن در همه‌جاي دنيا جاي خود را پيدا كرده است ولي متأسفانه در همكاري كه ما با يكي از گروه‌ها داشتيم، در گروه مقابل توانايي و همكاري لازم را نديديم.

اين بداهه نواز توضيح داد: حدود 4 يا 5 سال است كه كار ضبط ‌شده‌اي با گروه نداشته‌ايم. اما يك كار مناسب و خوب در كهريزك ضبط شده است. يك اثر صوتي هم كه اخيرا آماده شده به نام "سيم آخر" است كه احتمالا تا يك‌ماه آينده پخش خواهد شد.

در ادامه اين نشست بابك رضايي - مديرعامل انجمن موسيقي - هم اين‌ اجرا را گام ديگري در راستاي سياست‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره موسيقي فاخر دانست و چند نفر از نوازندگان گروه ذوالفنون را معرفي كرد.

سهيل ذوالفنون - نوازند تار و آهنگ‌ساز - مهدي نظام دوست - نوازنده دف و تنبك-، سروش قهرمان‌لو - نوازنده سه‌تار و آهنگ‌ساز - و سيدمرتضي فلاحتي - بامداد - خواننده گروه نيز در اين نشست حضور داشتند كه خودشان را معرفي كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:39  توسط علی سه تاری  | 

«محمدرضا شجريان» به همراه گروه آوا از فردا تور موسيقايي خود را در كانادا آغاز و تا آمريكا ادامه مي‌دهد.

در اين كنسرت‌ها كه از فردا در ونكوور كانادا آغاز مي‌شود،گروه آوا در دو بخش به اجراي برنامه مي‌پردازد به طوري كه در بخش اول قطعاتي از ساخته‌هاي سعيد فرج پوري را در دستگاه شور و افشاري و در بخش دوم نيز قطعاتي از ساخته‌هاي درخشاني را در دستگاه ماهور بر روي اشعاري از سعدي،حافظ و مولانا اجرا خواهند كرد.

برنامه‌هاي گروه آوا به اين ترتيب است كه 15 ارديبهشت در تورنتو،21 ارديبهشت در شهر كپرتينو آمريكا،22 ارديبهشت در سالن آمفي‌تئاتر گيبسون در لس آنجلس ،27 ارديبهشت در آمفي‌تئاتر دانشگاه ساكرامنتو آمريكا،28 ارديبهشت در دانشگاه سياتل واشنگتن،3 خرداد در مدرسه ارلاندو اليمپيا آمريكا،4 خرداد در دانشگاه شيكاگو،10 خرداد در مركز هنري واشنگتن دي سي ،11 خرداد در آتلانتا،16 خرداد در نيويورك و 17 خرداد در كانادا به روي صحنه مي‌روند.

اين تور موسيقي اولين اجراي «محمدرضا شجريان» بعد از گذراندن بيماريش است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 13:26  توسط علی سه تاری  | 

مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو     پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟*

امروز تولد غلامحسين بنان است هنرمندي كه از اساتيد بلامنازع موسيقي آوازي ايران به‌شمار مي‌آيد و آثار او به‌طور قطع از ماندگارترين آثار موسيقي آوازي ايران است.

استاد غلامحسين بنان در 10 ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدي در تهران، در خانواده‌اي اهل هنر و فرهنگ به دنيا آمد؛ پدر او کريم خان بنان الدوله نوري، از ديوانيان و داراي آوازي خوش بود و مادرش دختر شاهزاده محمد تقي ميرزا رکني (رکن الدوله)، برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمدشاه قاجار، با نواختن پيانو آشنا بود.

غلامحسين بنان از شش سالگي به توصيه استاد ني‌داوود به‌خوانندگي و نوازندگي ارگ و پيانو پرداخت، او در اين راه از راهنمايي هاي مادرش که پيانو را بسيار خوب مي نواخت بهره ها گرفت؛ اولين استاد او پدرش بود و "ميرزا طاهر ضياءذاکرين رثايي" و "ناصر سيف" از ديگر استادهاي او بودند.

وي در سال 1315 خورشيدي به‌ سمت بايگان در اداره کل کشاورزي استخدام شد و بعد از چندي به شرکت ايران بار که مرکز آن در اهواز بود، منتقل و پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و به پيشنهاد مرحوم فرخ که وزير خواربار بود، به‌ سمت منشي مخصوص وزير به کار پرداخت.

بنان بعد از تغيير کابينه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندي کفالت اداره دفتر و کارگزيني و مدتي هم مسؤوليت تحويل کوپن نان تهران را بر عهده داشت؛ غلام حسين بنان در سال 1321، دو سال پس از بنياد نخستين فرستنده راديويي در ايران، خوانندگي را در راديو آغاز کرد. درآن زمان، روح‌الله خالقي مسؤوليت راديو را بر عهده داشت.

از سال1321 صداي غلامحسين بنان، همراه با همکاري جمعي از هنرمندان ديگر، از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديري نگذشت که نام بنان زبانزد همگان شد و شيفتگان فراواني در سراسر کشور پيدا کرد، در سال 1332 به پيشنهاد خالقي به اداره کل هنرهاي زيباي کشور منتقل و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقي ملي به کار مشغول و در سال 1334 رييس شوراي موسيقي راديو شد.

خالقي او را در ارکستر انجمن موسيقي شرکت داد؛ با بنياد برنامه "گل‌هاي راديو" از سوي "داود پيرنيا"، عرصه تازه و گسترده‌اي براي آواز خواني بنان پديد آمد، او پانزده سال تمام (1350-1335) پاي ثابت در بخش‌هاي مختلف اين برنامه - گلهاي رنگارنگ، گلهاي جاويدان، يک شاخه گل و... - بود.

بنان در آغاز کار در راديو، تنها "آواز" مي‌خواند، ولي چندي بعد به توصيه خالقي، پذيرفت که "تصنيف " نيز بخواند، او با اين کار نه‌تنها به تصنيف‌هاي دوره مشروطيت جلوه و جلاي تازه بخشيد، بلکه آهنگسازان سنتي را نيز به ساخت و پرداخت تصنيف‌هاي ارزشمند برانگيخت.

بنان در طول فعاليت هنري خود، حدود 450 آهنگ را اجرا کرد و آنچه که امتياز مسلم صداي او را پديد مي‌آورد، زير و بم‌ها و تحريرات صداي او است که مخصوص به خود اوست؛ او نه‌تنها در آواز قديمي و کلاسيک ايران استاد بود بلکه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط کامل داشت، تصنيف زيبا و روح پرور "الهه ناز" او بهترين معرف اين ادعاست.

تصنيف‌هايي که با صداي او به يادگار مانده است از بهترين آفريده‌ها در قلمرو موسيقي سنتي به شمار مي‌روند. در اين ميان مي‌توان از فراگيرترين آنها مانند "حالا چرا"، آهنگ، خالقي و شعر، شهريار، "روز ازل" با شعرهاي مرتضي محجويي و رهي معيري، "مي ناب و جام جم" - خالقي و حافظ، "عاشقي شيدا" - تجويدي و منير طه-، و "الهه ناز"، اکبر محسني و کريم فکور - و همچنين سرود "اي ايران" - خالقي و حسين گل گلاب، دلنشين‌ترين يادگاري است که با صداي بنان برجاي مانده است.

بنان در سال 1336 در يک سانحه اتومبيل، يکي از چشمان خود را از دست داد، ولي پس از آن نيز همچنان به خواندن ادامه مي‌داد؛ از سال 1345 به مرور از حجم خواندن خود کاست و چند سال بعد خود را بازنشسته کرد.

او مدت‌ها مبتلا به ناراحتي جهاز هاضمه بود، از طرف ديگر حنجره‌اش نيز آمادگي بيان نيازهاي درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر کنار کشيد و حدود 20 سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيري نداشت، او سرانجام درساعت 7 بعد از ظهر پنجشنبه، هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدي در بيمارستان ايرانمهر قلهک ديده از جهان فرو بست.

پي‌نوشت:

* يك بيت از شعري كه فريدون مشيري براي بنان سروده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:9  توسط علی سه تاری  | 

محمدرضا شجريان در بازيد از نمايشگاه عباس كاتوزيان گفت:در آثار كاتوزيان عناصري نظير رنگ چنان چيده شده‌اند كه همه چيز در خدمت موضوع است و اين مهم بر اين گواه است كه استاد عباس كاتوزيان هنرمند زمانه خود بود.

محمدرضا شجريان عصر روز دوشنبه با حضور در فرهنگسراي نياوران، از 50 سال نقاشي هاي زنده ياد عباس كاتوزيان ديدار كرد.
شجريان در پايان اين ديدار يك ساعته كه اصغر مهرآيين رييس فرهنگسراي نياوران او را همراهي مي‌كرد ،خلاقيت و نگاه منحصر به فرد عباس كاتوزيان را ستود و گفت: آثار استاد كاتوزيان خاص ايشان بود. او در گونه‌اي از نقاشي كه بدان شهرت دارد، به رتبه‌اي دست يافت كه مختص ايشان است و كس ديگري به اين مرحله نرسيد.
شجريان افزود:در آثار او عناصري نظير رنگ چنان چيده شده‌اند كه همه چيز در خدمت موضوع است و نگاه و چشم بيننده بر سوژه و مقصود نقاش متمركز مي شود . اين مهم از نهايت استادي و تسلط او حكايت دارد و بر اين گواه است كه زنده ياد استاد عباس كاتوزيان هنرمند زمانه خود بود.
استاد آواز ايران در دفتر يادبود اين نمايشگاه به يادگار نوشت:تأثري از اين بيشتر نمي شود كه نمايشگاه بزرگ استاد زمانه، جناب كاتوزيان، را بدون حضور خودشان ببينم. يادشان گرامي و آفتاب هنرشان از فرهنگ ايران بركشيده باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:35  توسط علی سه تاری  | 

اول ارديبهشت روز سعدي است و پيوند موسيقي با شعر اين شاعر بزرگ از سوي خوانندگان بسياري از جمله محمدرضا شجريان برقرار شده است.


-------------------------------

بهار فصل شعر است. سعدي(اول ارديبهشت)،عطار،( 25 فروردين) فردوسي(25 ارديبهشت) و خيام(28 ارديبهشت) از جمله شعرايي هستند كه در اولين فصل سال بزرگ داشته مي‌شوند.
هنر اين هنرمندان تنها در ديوان‌هاي اشعارشان جاي نگرفته‌اند بلكه از گذشته‌هاي دور پيوند ذاتي شعر و موسيقي ايراني باعث شده جايگاه رفيع اين شعرها از درون ديوانها بيرون كشيده شود و هر زمان با صداي يك خواننده به گوش مخاطب برسد. 
اول ارديبهشت با نام سعدي خو گرفته و جايگاه اشعار او در موسيقي سنتي ايران به گونه‌اي است كه خوانندگان بزرگ موسيقي ايراني چون تاج اصفهاني، بنان، محمدرضا شجريان، سيدجواد بديع‌زاده و ... آثاري را از مجموعه اشعار سعدي خوانده‌اند. اما بدون شك شجريان درخواندن اشعار سعدي پيشروست.
توجه به اين شاعر جهاني در آخرين آلبوم او نيز نمايانگر است. شجريان در آلبوم «سرود مهر»، غزل «دوچشم مست ميگونت ببرد آرام جان از دل» و « دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمي‌بينم» را از سعدي در بيات‌ترك خوانده است.
اما توجه او به سعدي ديرين‌تر است. «پيوند مهر» در زمره نخستين آلبومهاي پس از انقلاب شجريان است كه با آهنگسازي «فرهنگ شريف» به تمامي به سعدي اختصاص يافته است. غزلهاي معروف «هر كس به تماشايي رفتند به صحرايي»، «اي ساربان آهسته رو كآرام جانم ميرود» و «بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران» به همراه «خفته خبر ندارد سر بر كنار جانان» با صداي شجريان همراه شده‌اند.
اما آلبوم «نوا» كه به صورت مركب‌خواني عرضه شده يقينا نقطه عطف سعدي خواني استاد آواز ايراني است. شجريان در اين آلبوم غزل «بگذار تا نقابل روي تو بگذريم» و «ما گدايان خيل سلطانيم» را در دستگاه «نوا» چنان با استادي اجرا كرده كه هنوز پس از سالها طنين عارفانه اين اشعار در گوش علاقمندان موسيقي ايراني است. او در ادامه غزل «غم زمانه خورم يا فراق يار كشم» را نيز از سعدي در بيات ترك اجرا كرده است. آهنگسازي پرويز مشكاتيان نيز در اين مركب خواني كه از نوا به بيات ترك و سه‌گاه سرك مي‌كشد همراه شجريان است.
با وجود موفقيت بي‌نظير شجريان در اجراي آوازي اشعار سعدي در آلبوم «نوا» آنچه او به همراه جواب آواز مشكاتيان در آلبوم «دستان» بر روي غزل «از در درآمدي و من از خود بدر شدم..» در «چهارگاه» به نمايش گذاشت اوج تلفيق شعر سعدي و موسيقي ايراني است.
غزل «اي پيك پي خجسته كه داري نشان دوست» در بيات زند در آلبوم «دل مجنون»،‌ «برخيز تا يك سو نهيم اين دلق ازرق فام را» در بيات زند در آلبوم «در خيال» و غزل «شبي ياد دارم كه چشمم نخفت» درشور و در آلبوم «بهاردلكش» و غزل «تو را سريست كه با ما فرو نمي‌آيد» از آلبوم «فرياد» از جمله ديگر اشعار سعدي با اجراي شجريان است.
شجريان سعدي خواني خود را همچنان در كنسرتها و آلبوم‌هايش ادمه مي‌دهد به طوري كه سال گذشته اولين كنسرت خود را با گروه آوا با عنوان «استاد سخن سعدي» برگزار كرد و چندي بعد نيز قسمت دوم اين كنسرت را در قالب آلبوم موسيقي با عنوان غوغاي «عشق بازان منتشر نمود».
بهترين وصف درباره سعدي خواني شجريان را خود او در تصنيف «اگر دستم رسد روزي كه انصاف از تو بستانم» از زبان سعدي و با آهنگسازي فرهاد فخرالديني در چهارگاه بيان كرده است: «من آن مرغ سخندانم كه در خاكم رود صورت هنوز آواز مي‌آيد به معني از گلستانم»

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:33  توسط علی سه تاری  | 

پرويز مشكاتيان گفت: بعد از بازگشت شجريان از تور موسيقايي‌اش در آمريكا در خصوص كنسرت مشتركمان صحبت خواهيم كرد.

 

پرويز مشكاتيان در خصوص برگزاري كنسرت مشترك با محمدرضا شجريان گفت: خوشبختانه استاد در حال حاضر قبراق و سرحالند و دوشنبه نيز براي برگزاري تور موسيقايي‌شان عازم آمريكا و كانادا هستند. زماني كه ايشان از سفر برگردند طي صحبت‌هايي با هم براي برگزاري كنسرت به نتيجه خواهيم رسيد.


وي افزود:ما در تمام اين مدت مرتب با هم در تماس بوديم اما همه اينها منوط بر اين است كه ايشان برگردند و مفصل‌تر با هم صحبت كنيم.
مشكاتيان در خاتمه در خصوص زمان احتمالي اين كنسرت اظهار داشت:از زماني كه تصميم به انجام اين كار گرفتيم، قصد داشتيم امسال اين كنسرت برگزار شود اما بايد ببينيم به چه طريق برنامه ريزي خواهيم كرد اما اميدوارم امسال اين اتفاق بيفتد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط علی سه تاری  | 

محمدرضا لطفي عاشق نقاشي است، هرچند كه خود تاكيد دارد كه نقاش نيست، اما مي‌گويد با آبرنگ و طراحي آرام و قرار مي‌گيرم با قلموي نقاشي تمرين مضراب مي‌كنم.

او روزهاي بهاري پركار و شلوغي را پشت سر ‌گذاشته و مي‌گذارد. گروه‌هاي شيدا را براي عرضه‌ي هنرمندي‌شان آماده مي‌كند تا به صحنه بيايند؛ مجموعه‌ي رديف ياحقي را براي انتشار به مرحله‌ي پاياني رسانده است و در تدارك حضور در فستيوال تورنتو نيز هست.

دومين نشست خبري محمدرضا لطفي - نوازنده چيره‌دست سه‌تار و تار ايران - به‌بهانه‌ي برگزاري كنسرت سه‌گانه‌هاي شيدا براي تشريح برنامه‌هاي اين گروه‌ها صبح امروز در تهران برگزار شد.

 گروه‌هاي شيدا كه محمدرضا لطفي آن‌ها سرپرستي مي‌كند، بيش از 13 ماه است كه در حال تمرين هستند تا 26 تا 29 ارديبهشت‌ماه جاري در تالار كشور به صحنه بيايند.

امكانات تالار كشور نسبت به گذشته‌اي كه ميزبان اجراهاي موسيقي بود، 50 درصد بهبود يافته است. اين‌ را لطفي در نشست خبري امروز در موسسه‌ي آواي شيدا عنوان كرد.

وي كه ترجيح مي‌داد كنسرت‌هايش در فضاي باز باشند، به خاطر كمين بهبود امكانات به تالار كشور خواهد رفت.

گروه 15 نفره‌ي همنوازان شيدا، 12 نفره‌ي بانوان شيدا و 8-9 نفره بازسازي شيدا سه شب هم‌زمان ساخته‌هاي جديد و شنيده‌نشده استاد و نوازنده‌ي تار و سه‌تار ايران را عرضه مي‌كنند.

محمدرضا لطفي پنج نقطه موسيقايي، دو تصنيف جديد، يك شعر از هوشنگ ابتهاج (سايه) و يك تصنيف از خودش را ‌آماده كرده است.

خودش تاكيد دارد كه نخستين‌بار است كه هم قطعه را ساخته و هم تصنيف را خودش براي قطعه سروده است. تصنيف او با عنوان "اي ايران اي وطنم" تم عاشقانه و ميهني دارد. آواز تصانيف گروه همنوازان را محمد معتمدي مي‌خواند.

گروه بانوان اما تصنيف مولانا را با خوانندگي عليرضا شاه‌محمدي اجرا مي‌كنند. گروه بازسازي هم متمركز بر اجراي آ‌ثار قديمي‌اند. آثاري از دوره قاجار و بعد از آن؛ با همان ضوابط و زيباشناسي همان دوره. امير اثني‌عشري اين بخش را خوانندگي مي‌كند.

لطفي در همه اجراها خود با نوازندگان همراه مي‌شود، اما هنوز مطمئن نيست كه با گروه شيداي بانوان هم مي‌نوازد يا خير؛ تاكيد دارد به شرايط آن‌ها در هفته‌ي آخر بستگي دارد. او گفت كه بانوان شيدا در سطحي قرار دارد كه نيازي به حضور خودش نيست.

قرار است شيداي بانوان و در پي آن بازسازي شيدا ابتدا به صحنه بيايند و در پي ايشان پس از تنفس هم‌نوازان شيدا اجراي 45 دقيقه‌يي را عرضه كنند.

تالار كشور و بهبود امكانات

لطفي گفت: اجرا در فضاي باز نياز به امكانات دارد. سالن‌هاي حرفه‌يي هم در ايران كم هستند. تالار كشور تنها جايي است كه امكانات دارد و اعلام كرده است كه نارسايي‌هايش را از لحاظ آكوستيكي و... تا 70 درصد حل كرده است. مسؤولان سالن علاقمندند سالن را حر فه‌يي‌تر كنند، بنا بر اين امكاناتي را فراهم كردند تا گروه‌ها با مشكلات كمتري به صحنه بروند. تغييراتي داده شده است، ورودي، آكوستيك، رختكن، دستشويي، رفت و آمد مردم و... از آن جمله است. با اين اوصاف تالار 50 درصد رشد كيفي خواهد داشت. قرار است كل آكوستيك سالن را حرفه‌يي كنند همه سالن را براي موسيقي آماده كنند.

وي تاكيد كرد: اگر به تالار كشور به سالن هنري و با كيفيت بالا تبديل شود مي‌توان گفت دست‌كم در تهران تا ساخت سالن مناسب مي‌تواند پاسخ‌گوي نياز گروه‌هاي موسيقي باشد.

اجرا از تلويزيون و راديو؛ خبري نيست

محمدرضا لطفي ابراز كرد: هر كاري يك مهلت و زماني مي‌خواهد؛ وقتي از شش ماه زودتر شروع به‌كار مي‌كنيم، انتظار داريم بعد از اعلام علاقمندان به ضبط كنسرت براي هر مصرفي با ما تماس بگيرند، بنشينيم و گفت‌وگو كنيم تا به نتيجه دلخواه برسيم. تا حالا كه اين جا نشسته‌ايم، كسي چيزي نگفته است.

قيمت بليط‌ها و همت عالي

در اين نشست بهراد توكلي - مدير برنامه‌ي محمدرضا لطفي - گزارش آماري اين كنسرت و نياوران را ارايه كرد و گفت: در تالار كشور اندازه‌ي سن بزرگتر شده است. تعداد بليط‌ها 100 عدد از كنسرت نياوران بيشتر است، اما ميانگين قيمت‌ها در تالار كشور از كاخ نياوران هفت درصد كمتر و شروع قيمت بليط‌ها از 10 تا 40 هزار تومان است؛ 40 هزار تومان‌ها محدودند.

سرپرست گروه‌هاي شيدا هم اضافه كرد: در حقيقت بليط 40 هزار توماني نداريم، 320 بليط 40 هزار توماني داريم كه 150 عدد آن‌ها دعوتي است، 170 عدد براي فروش؛ با توجه به ميزان ميهمان‌ها فكر مي‌كنم چيزي براي فروش نماند. پس در حقيقت سقف بليط 30 تومان است!

لطفي معتقد است، امكانات رفاهي در هر كشوري متفاوت است. كسي كه وضع اقتصادي‌اش خوب است نبايد همان اندازه براي بليط پرداخت كند كه يك خانواده متوسط، دانشجو و... . 50 سال پيش حتا دوره درويش خان بليط‌هاي "همت عالي" موجود بود كه قيمت نداشت. اما اكنون باب نيست، ما نيز چنين نكرديم چون سنت نشده است.

همه‌ي آثار جديد و شنيده نشده

لطفي گفت: تعدادي از قطعه‌ها در فاصله يك‌سال گذشته ساخته شده‌اند. تعدادي هم از سه سال گذشته؛ اما يك قطعه را در 19 سالگي، وقتي در هنرستان كار مي‌كردم، ساخته‌ام. در كل70 درصد كارها در فاصله سه سال گذشته ساخته شده‌اند.

او عنوان كرد، هيچ وقت براي ساختن يك قطعه، پشت ميز نمي‌نشينم. 70 درصد كارها در سفرها ساخته شده‌اند. برخي تم اصلي‌اش در خيابان شكل گرفته و برخي در خواب آمده‌اند. كار سفارشي نمي‌سازم، دليلي هم ندارم اصراري به اين كار ندارم. كيفيت و حالت انسان متفاوت است، از لحاظ روحي هم روحيه‌ي من كه اكنون اقامت دائم دارم، فرق كرده است.

همدلي بزرگان

اين نوازنده‌ي تار و سه‌تار گفت: هميشه عامل وحدت فاكتورهاي مختلف دارد. بين هنرمندان قانون، قانون اجتماعي است. گاهي به ضرورت است و گاهي خصوصي. همان قوانين بر هنرمندان هم صدق مي‌كند. اتفاقا اين از يك‌سال پيش همدلي به‌وجود ‌آمده است. سال گذشته در نخستين نشست خبري، عليزاده، كياني و... را نديده بودم. اما حالا مذاكره و ملاقات داشتيم. اين نويد را مي‌دهم كه اين نزديكي به‌سمت همدلي بيشتر در حركت است. براي بقيه هنرمندان نام‌آور هم اتفاق مي‌افتد.

وي ياد آوري كرد: هيچ وقت دو نقاش معروف روي يك تابلو كار نمي‌كنند، اما در اجراي موسيقي چنين است. كياني، عليزاده، شجريان، مشكاتيان و من، جريان‌ساز بخشي از موسيقي ايران بوده و هستيم. اما با استقلال و دكترين مجزا به راهمان ادامه ‌داده گاهي كار مشترك با هم انجام دهيم و گاهي شايد به ضرورت كنار هم باشيم.

به‌زعم او، در آينده اين همدلي‌ها بيشتر مي‌شود. هنر جاي دلخوري و غيره و غيره و غيره نيست؛ اگر باشد وارد وادي سطحي‌تري مي‌شود.

اين كنسرت دوم ماست

وي تصريح كرد: كنسرت قبلي‌ام بعد از 25 سال در ايران بود. اين كنسرت شروع جديدي با گروه‌هاي شيدا و با انديشه و هدف و از پيش ساخته شده است. بعد از اجرا هم بايد به هدفي كه مي‌خواستم برسد. آن كنسرت اول من بود . اين كنسرت دوم ماست.

لطفي تاكيد كرد كه با خانه موسيقي مشاركتي در اجراي اين كنسرت نداشته است و همه‌ي سازمان‌دهي با آواي شيداست.

او اضافه كرد: هيچ گروه و انديشه‌اي را قضاوت نمي‌كنم. هنر براي تفرق نيست، براي وحدت است. ذات هنرچنين است همه مي‌خواهيم موسيقي‌هاي گوناگون انتشار يابد چون مردم ايران گونه‌گون هستند.

اجراي قطعات قديمي و خاطره‌ساز نداريم!

اين نوازنده و استاد موسيقي سنتي گفت: نوع كنسرتي كه طراحي شده چنين است. شايد در كنسرت بعدي نواي باغ فردوسي، باغ شيراز و يا نوايي كه شجريان خواند با شكل و فرمي جديد اجرا كنيم، اما اكنون چنين اجرايي نداريم. بعد از 28 سال هر خواننده قوي هم كه بتواند ايران سراي اميد بخواند، موفق نيست و مقايسه ايجاد مي‌شود. حتا شجريان هم به‌خاطر سن و سالش نمي‌تواند؛ نه من، نه شجريان در سال 57 نيستيم. پس كار شكست مي‌خورد.

لطفي اضافه كرد: اگر كارهايي از گذشته را تكرار مي‌كردم، براي من راحتر بود، مردم هم خوشحال‌تر مي‌شدند، اما اين كنسرت طور ديگري طراحي شده است و من وظيفه دارم بدانم بازتاب زندگي‌ام در مردم چيست. مطمئنا بعد از شش ماه قطعاتش جزو خاطرات مردم مي‌شود.

چرا شيداي بانوان تشكيل شد؟

به گزارش ايسنا، محمدرضا لطفي متذكر شد: ابتدا گروه شيداي بانوان را درست كردم، انگيزه‌ام اين بود كه بر توانمندي‌ خانم‌ها كه نقش مهمي در تاريخ‌سازي دارند، تمركز شود؛ آنها در گروه‌نوازي و تك‌نوازي حرفه‌يي هستند. پنج شاگرد تار دارم كه خيلي خوبند كه دو نفرشان در گروه بانوان‌ هستند؛ براي من زن و مرد فرقي ندارد. بر اساس توانمندي افراد گروه هم‌نوازان شكل گرفت كه خود به خود آقا شدند چون بهترين‌هاشان پيش‌تر در گروه بانوان رفته بودند.

وي گفت: اين‌ها آنقدر توانمندند كه نام خودم را كنارشان آوردم. به‌خاطر اجراي خودم در تيرماه سال گذشته اجراي آن‌ها به تاخير افتاد. هنوز نمي‌دانم كه در گروه بانوان اجرايي دارم يا خير؛ ممكن است با هر سه گروه نوازندگي داشته باشم، اما به ضرورت هفته ‌آخر. خودم ترجيح مي‌دهم كه در همنوازان بنوازنم؛ شيداي بانوان گروهي جاافتاده است.

استمرار فعاليت‌ها

فستيوال تورنتو و بقيه‌ي ماجرا

محمدرضا لطفي خبر داد كه شيدايي‌ها براي فستيوال تورنتو دعوت شده‌اند. هشت نفر از هم‌نوازان شيدا 17 جولاي به كانادا مي‌روند، اما درصدي از درآمد مي‌رود در صندوق شيدا. سه سال با اعضاي گروه قرارداد دارم، اولين كسي‌ هستم كه با اعضاي گروه قرارداد بسته و براي انتشار سي‌دي، كتاب، كاست تعهد داده‌ام؛ اين كار به آينده توليدهاي ما كمك مي‌كند.

تاخير فقط نيم ساعت!

لطفي عنوان كرد: قول مي‌دهم تاخير از نيم ساعت، دو دقيقه هم بيشتر نشود. اگر چنين شد با گروه به صحنه مي‌آيم و شروع به اجرا مي‌كنم. كنسرت‌ براي سه گروه زمان‌بندي دارد. بخش اول حداكثر يك‌ساعت، سپس تنفس و در پي‌ آن 45 دقيقه هم‌نوازان به‌صحنه مي‌آيند و در كل از دو ساعت بيشتر روي صحنه نيستند.

در شهرستان‌ها خبري نيست

وي گفت: براي شهرستان‌ها برنامه‌ريزي نكرده‌ايم، من وسواس دارم و مشغول بررسي اشكالات و مطالعه اوليه‌ام.

همخواني بانوان

محمدرضا لطفي با صراحت ابراز كرد: نه چيزي به‌نام هم‌خوان مي‌شناسم، نه تفكيك زن و مرد؛ اما اگر در قانون اساسي و نظام يك كشور چيزي منع شده است، به‌عنوان يك شهروند به آن عمل مي‌كنم، اما تلاش كرده كه آن‌را عوض كنم. فكر مي‌كنم درست نيست كه خانم‌ها را چرخ آخر درشكه‌ در كنار مردان قرار دهيم؛ ترجيح مي‌دهم كه موقعي زني بخواند كه منع قانوني نداشته باشد.

در اين نشست عنوان شد كه تكليف حضور عكاسان خبري در اين كنسرت تاكنون روشن نشده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط علی سه تاری  |