|
موسیقی سنتی و مقامی ايراني
|

كنسرت گروه «بهار» با صداي هنگامه اخوان به ياد «درويشخان» روز پنجم آذرماه در تالار وحدت برگزار ميشود.
گروه «بهار» اين كنسرت را در دو بخش آواز ابوعطا و ماهور برگزار ميكند.
در بخش نخست،قطعاتي همچون مقدمهگيري ابوعطا براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، دو نوازي سهتار و تنبك، آواز سيخي همراه با سهتار با شعري از سعدي، تصنيف «امان زهجر رخ يار» با شعر و آهنگ امير جاهد، حجاز همراه با تار با شعري از حافظ و سعدي، چهار مضراب حجاز از استاد صبا، ضربي رامكلي براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، آواز چهارپاره همراه سهتار با شعري از هاتف اصفهاني، ضربي ابوعطا يا آهنگي از اديب خوانساري، آواز ديلمان با شعري از سعدي، تصنيف «نرگس مست» با شعر و آهنگي از امير جاهد، رنگ ابوعطا از ساختههاي درويشخان اجرا ميشود.
همچنين در بخش دوم كه در دستگاه «ماهور» است،قطعاتي همچون پيش درآمد از بيتا رضوي، درآمد گشايش با شعري از شفيعي كدكني، تصنيف «به گردش فروردين» با شعر و آهنگ از امير جاهد، آواز شكسته با شعري از شفيعي كدكني، ضربي شكسته، تصنيف «زفروردين» با شعري از ملكالشعرا بهار، آهنگ از زرين پنجه، آواز دلكش با شعري از شفيعي كدكني، آواز عراق با شعري از شفيعي كدكني، چهار مضراب از آذر زرگريان، تصنيف «مرغ سحر» با شعري از ملكالشعرا بهار و آهنگ مرتضي نيداوود، رنگ ماهور از ساختههاي مرتضي نيداوود اجرا ميشود.
دراين كنسرت ،هنگامه اخوان سرپرست گروه و خواننده است و بيتا رضوي سطوتي (سهتار)، آذرزرگريان
(تار)، نغمه فرهمند (تنبك)، مرجان راوندي (عود)، سونيا نظامي (كمانچه) مينوازند.
اين كنسرت در تاريخ پنجم آذرماه ساعت 17 تا 19 در تالار وحدت برگزار ميشود.
مراسم نكوداشت و تجليل از مقام هنري شهريار فريوسفي با حضور حسين عليزاده و هوشنگ ظريف برگزار شد.
در اين مراسم كه با حضور هوشنگ ظريف ، حسين عليزاده، فاضل جمشيدي، عبدالحسين مختاباد، سهيل محمودي، هادي منتظري، مسعود حبيبي، بيژن بيژني، قاسم رفعتي، عباس سجادي، محمدعلي خبري مدير كل دفتر موسيقي ارشاد و تني چند از هنرمندان در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، در ابتدا آياتي از قرآن مجيد پخش و سپس با پخش نماهنگي از زندگي هنري شهريار فريوسفي ، هوشنگ ظريف نوازنده برجسته تار گفت: از تمام كساني كه امروز براي مراسم بزرگداشت فرزند عزيز من آمدهاند ، تشكر ميكنم.

وي در ادامه به بيان خاطراتي از حضور شهريار فريوسفي از 11 سالگياش در هنرستان موسيقي تا آخرين روزهاي مرگش پرداخت و گفت: اين بزرگداشتها بهجاست اما اي كاش قبل از فوت افراد از اين برنامهها گرفته شود.
در ادامه اين برنامه قطعه از ساختههاي پدرام فريوسفي با عنوان
«پرواز پدر» و دكلمهاي از پانيذ فريوسفي در مدح پدر پخش و سپس اركستر زهي
تهران به سرپرستي حسين ميشگان به روي صحنه آمدند و قسمت دوم كنسرتو
ويوالدي را اجرا نمودند.
در ادامه اين مراسم، حسين عليزاده گفت: چهره زيباي شهريار نگاه به
دوردست دارد و عشق و اميد را در دلها زنده ميكند پس بهتر است به جاي اين
يأس و نااميدي از چهره او درس بگيريم و سعي كنيم زندگي نماييم. ما امروز
از شهريار به خاطر زنده بودن و زنده نگاشتنش درس ميگيريم چرا كه كسي كه
هنرمند و روح جامع است با رفتنش اطرافيان را غم انگيز ميكند اما هنرمند
با بودن و نبودنش به ما زندگي ميدهد.
وي ادامه داد: مرگ شهريار براي ما سخت است اما فكر كردن به خوبي هاي
او و موسيقي و وجود شادش به ما زندگي و انرژي ميدهد. در اين مجالس آدم
احساس ميكند يك خانواده بزرگ دور هم جمع شدهاند چرا كه هنرمندان عضو
خانواده ملت هستند و مردم وقتي هنرمندي را از دست مي دهند گويي عضو
خانوادهشان را از دست دادهاند. اين مجالس قوت قلبي به ما و مردم است كه
غم و كمبود هنرمند را به تنهايي به دوش نكشيم.
اين نوازنده تار ادامه داد: چيزي كه مثبت و زيباست وجود دو فرزند از
شهريار فريوسفي است كه وقتي ساز ميزند احساس پدرشان را به ما منتقل
ميكنند.
«حسين عليزاده» در پايان صحبتهاي خود با قدرداني از «هوشنگ ظريف»،
گفت: در جامعه موسيقي همه شاگردان هوشنگ ظريف البته منهاي من همه
موزيسينهاي خوب و انسانهاي خوبي هستند. من معتقدم در موسيقي ايران حضور
شفاهي استاد و انتقال سينه به سينه آموختههاي او به شاگردش هميشه بوده
است اما استادان تنها چند نت و رديف را انتقال ندادهاند بلكه اصل قضيه
روح، منش و دل پاك استاد است كه شاگرد را ميسازد و اين قدرداني جامعه ما
از هوشنگ ظريف است كه تمام وجود و روحش در شاگردانش نهفته است.
اين آهنگساز بيان داشت: وقتي كسي را ميبنيم كه خوب ساز ميزند يا
شاگرد هوشنگ ظريف بوده و يا از درب كلاس او رد شده است. همه خوبيهاي
شهريار فريوسفي و ديگران شاگردان مديون استاد ظريف است.
بزرگداشت شهريار فريوسفي با اجراي گروه موسيقي دالاهو به سرپرستي مسعود حبيبي در فرهنگسراي هنر ساعت 21:45 پايان يافت.

محمدرضا
درويشي در مراسم بزرگداشت پرويز مشكاتيان با تاكيد بر اينكه مشكاتيان به
علت سبك شخصي و درك عميق سنت، تكرار شدني نيست از مسوولان خواست به فرهنگ،
موسيقي و اهالي آن توجه بيشتري داشته باشند.
اين آهنگساز و پژوهشگر موسيقي ايراني در مراسم
يادمان پرويز مشکاتيان كه شامگاه گذشته ـ 15 آبان ماه ـ در تالار فردوسي
مجتمع دکتر علي شريعتي جهاددانشگاهي مشهد برگزار شد، با اشاره به سخن
زندهياد مشكاتيان در مراسم تجليلش در سال 85، اظهار داشت: پرويز مشكاتيان
در آن مراسم گفت: «قدر هنرمند را تا زنده است بدانيد» بنابراين اگر تجليلي
كه در اين 40 روز از او انجام شد، در زمان حياتش صورت ميگرفت، شايد به
اين زودي از ميان ما نميرفت. او با بيان اينكه مشكاتيان
سالها خانهنشين بود ادامه داد:در اين مدت كمتر كسي انديشيد كه او پهلوان
موسيقي ايران است. اما اين موضوع پس از مرگش مشخص شد و بسياري از
بيمهريها و كمتوجهيها با درگذشت او جبران گشت.

درويشي ابراز داشت: ما
پهلوانهاي موسيقي ديگري هم در ايران از جمله در خراسان داشته و داريم و
بسياري در شرايطي كه جامعه دچار بيهويتي فرهنگي شد، در غربت از ميان ما
رفتند و كسي متوجه نشد، چون اساسا کسي متوجه حضورشان نبود.
اين هنرمند با بيان اينكه چنين
افرادي، حلقههاي آخر يك زنجير هستند، افزود: آيا كسي متوجه است كه با
رفتن افرادي چون نورمحمد درپور يا عثمان محمدپرست، آخرين زنجيره يك تاريخ
فرهنگي تباه ميشود؟ اين تنها يک ضايعه نيست، چون قابل جبران نيست. در چند
سال اخير خراسان هر ماه يك گوهر از دست داده است و ما در غفلت، مشغول
روزمرگي خودمان هستيم و دچار يك بيهويتي ناب فرهنگي شدهايم كه نه محصول
امروز، بلکه محصول نسلهاي قبل از ما حداقل از ابتداي قرن بيستم است كه
امروز نمودش را نشان ميدهد.
مولف دايرهالمعارف سازهاي
ايراني گفت: اين اساتيد دين خود را به فرهنگ ملتشان ادا كردهاند،
دوستدارانشان نيز دين خود را تا حدود زيادي به ايشان ادا كردهاند، اما
اين بين يك ضلع خالي وجود دارد كه دين خود را به فرهنگ، هنر، موسيقي و
استادان موسيقي ادا نكردهاند و آن مسوولاني هستند كه بر صندليها تكيه
زدهاند.
درويشي پرويز مشكاتيان را
چهرهاي خاص معرفي كرد و تاكيد كرد:اين افراد تكرار ناشدني هستند، چون هم
با حفظ ميراث و سنت زندگي كردهاند و هم آن را دچار ظرفيت و حركت تازه
كردهاند. سنت مجموعه آداب و رسوم، باورها و اعتقادات ما در همه حوزهها
اعم از ملي و مذهبي و ... است و اين ميراث گذشتگان داراي اعتبار و هويت
است. من و پرويز چهار سال هم كلاس و هم خانه بوديم و او در سالهاي جواني
حداقل روزي 10 تا 12 ساعت مشق سنت ميكرد.

اين پژوهشگر موسيقي نواحي ايران
در بخش ديگري از سخنانش يادآور شد: از حدود سالهاي 56 و 57 كه ما هنوز
دانشجو بوديم، به تدريج جرقههايي به اعتبار درك سنت در ذهن پرويز زده
ميشد. وي فرد بسيار باهوشي بود و سنتي را كه يك نوازنده ممكن است طي 12
سال بياموزد، در دو سال ياد گرفت و هم زمان نزد چند نفر از جمله دكتر
داريوش صفوت، نورعلي برومند و عبدالله دوامي مشق ميكرد و از معدود افرادي
بود كه از سال اول دانشگاه در سال 57 به مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران
دعوت شد.
وي با اشاره به اينكه پرويز
مشكاتيان مشق سنت را از اين دوران آغاز كرد، خاطرنشان كرد: با عميقتر شدن
ديد او نسبت به سنت، رعايت نعل به نعل آن، اهميتش را براي پرويز كم
ميكرد، چنانكه در همه هنرها اين گونه است اما ايجاد حركت جديد در سنت و
تحول در فرهنگ جامعه بدون شناخت عميق از سنت و پيشينه امكانپذير نيست.
درويشي ادامه داد:كساني در فرهنگ
و موسيقي ما ماندگارند كه داراي درك عميقي از گذشته خود باشند و با اين
درک و ذوق سرشار، جرأت ايجاد حركات نو را داشته باشند. پرويز مشكاتيان اين
دو ويژگي را داشت و سبب شد آثارش شبيه كار گذشتگان نباشد و حتي آثارش با
آثار «عارف» و «شيدا» و امير جاهد نيز تفاوت دارد؛ او در نوازندگي نيز
چنين بود.
وي گفت: پس از او نيز كسي
نميتواند تكرار وي باشد و هر فرد بايد خود نخستينش باشد. پرويز مشكاتيان
با توجه به "سبك شخصي" و "نگاه عميق به سنت" توانست خيلي ضربتي و سريع،
سنت را بشناسد و ظرف دو سال پرونده ماجراي درك رديف را ببندد.

اين محقق موسيقي نواحي ايران با
بيان اينكه آثار اصلي پرويز مشكاتيان تا سن 40 سالگي او نواخته شده است،
ابراز داشت: او در سالهاي اخير خانهنشين و غمگين بود. هر چند كنسرتهايي
برگزار كرد و كارهايي نيز منتشر ساخت، اما كارهاي اصلي او تا 40 سالگياش
بود. تا 18 سالگي که در نيشابور بود و دو سال هم به تهران آمد، بنابراين
كل آثارش متعلق به سن 20 تا 40 سالگي اوست، آثاري كه ميتواند محصول 50
سال زندگي يك فرد باشد.
وي با بيان اينکه كارهاي
مشكاتيان فيالبداهه بود، اظهار داشت: حمايت از موسيقي وظيفه نهادهاي
دولتي است، اگر موسيقي و ادبيات را از كشوري بگيرند هويت آن ملت زير سوال
خواهد رفت و اين ملت ديگر قدرت تفكر نخواهد داشت. وظيفه همه نهادهاي دولتي
اين است كه بفهمند با چه موضوع مهمي طرف هستند، زيرا در غير اين صورت در،
بر همان پاشنه سابق خواهد چرخيد.

در ادامه نورمحمد درپور، از
نوازندگان تربت جامي به ديدارش با پرويز مشكاتيان اشاره کرد و مرحوم
مشکاتيان را فردي با شريعت، طريقت، عارف و فردي به حقيقت معرفتي و
وطندوست دانست.
وي در ادامه به اجراي قطعاتي از موسيقي خراساني پرداخت.
همچنين در اين مراسم عليرضا
جواهري، نوازنده سنتور و از شاگردان زندهياد پرويز مشكاتيان و آرش
حيدريان نوازنده تنبك به دونوازي سنتور و تنبك و اجراي قطعات پيش درآمد
همايون، چهار مضراب بيات، چهار مضراب همايون و قطعه «کاروانيان» در راست
پنجگاه و چند مضراب پنجگاه پرداختند. كيوان ساكت نيز در انتهاي مراسم قطعهاي را به ياد پرويز مشكاتيان اجرا كرد.
اين برنامه به همت فرهنگسراي جهاددانشگاهي مشهد با عنوان «يادمان خنياگر آزاده ايران، پرويز مشکاتيان» برپا شد.

موزهي موسيقي ايران شامگاه گذشته جمعه (22 آبانماه) با حضور هنرمندان موسيقي از نسلهاي مختلف پس از 7 سال بازگشايي شد.
در مراسم افتتاحيهي اين موزه
دكتر ايازي سخنگوي شهرداري تهران در سخناني ضمنخيرمقدم به حضار و
گراميداشت ياد پرويز مشكاتيان عنوان كرد: بازگشايي و افتتاح اين موزه
توفيقي براي شهرداري است تا بتواند در خدمت اهالي فرهنگ و هنر باشد و
وظيفهي خود را نسبت به هنرمندان انجام دهد. او با بيان اينكه در حال حاضر
شهرداري اقدامات متعددي در زمينهي فرهنگي در دست اجرا دارد، تصريح كرد:
توجه به موزهها از اهميت بيشتري برخوردار است و بايد از تجربيات
گذشتگانمان بهره بگيريم و آنها را دراختيار آيندگان قرار دهيم. ملت ما
عليرغم سابقهي فرهنگي خود موزهي زيادي ندارد. حال آنكه اين پيشينهي
فرهنگي ايجاب ميكند كه توجه بيشتري به بحث موزهها داشته باشيم. ايازي با اشاره به راهاندازي
سالن «سينماتوگراف» موزهي سينما اظهار اميدواري كرد كه روزي شاهد آن
باشيم كه موزهي موسيقي نيز به جايگاه واقعي خود دست پيدا كند و همهي
هنرمندان سازها و آثار خود را تقديم كنند تا دراين موزه براي آيندگان باقي
بماند.

در
ادامهي اين مراسم پيام احمد محيططباطبايي _ رييس كميتهي ملي موزههاي
ايران _ قرائت شد و پس از آن علي مرادخاني _ مدير موزهي موسيقي ايران _
به ذكر توضيحاتي دربارهي روند بازگشايي اين موزه پرداخت.
مدير موزهي موسيقي در سخناني
يادآور شد: پيشنهاد ساخت موزهي موسيقي سال 73 و پس از اينكه موزههاي
متعدد هنري ايجاد شده، ارائه و پس از آن كه مورد استقبال قرار گرفت.
ساختماني براي احداث اين موزه در نظر گرفته شد كه در ابتدا آن ساختمان كه
موزهي امروزي است بسيار نامناسب بود اما با تلاشهاي دوستان اين ساختمان
نسبتا مخروبه در سال 82 به موزهي موسيقي تبديل شد و مورد بهرهبرداري
قرار گرفت. اما در ابتدا تنها اين موزه را افتتاح كرديم تا اين ساختمان
موزهي موسيقي بماند. چرا كه در سال 82 وسائل زيادي براي ارائه در قالب
موزه نداشتيم، لذا از سال 82 تا اكنون تلاش كرديم تا امكاناتي فراهم شود
تا بتوانيم اين موزه را بهشكل امروزه افتتاح كنيم. مرادخاني در عين حال گفت:
البته هنوز هم موزه بسياري از سازهاي هنرمندان را به صورت اماني به نمايش
گذاشته است تا امشب شاهد افتتاحيهي آن باشيم، لذا اين سازها پس از مراسم
افتتاحيه به صاحبان آنها بازگردانده خواهد شد. موزهي موسيقي در واقع تازه
متولد شده است و ما انتظار داريم كه خود اهالي موسيقي همتشان از اين پس
براي اين موزه بيشتر شود و آثار و سازهاي خود را از اين پس به موزه اهدا
كنند. وي از تمامي افرادي كه در
بازگشايي موزه و ارائهي سازهايشان براي افتتاحيهي موزه همكاري
داشتهاند، تشكر كرد و افزود: اگر چه ما به نوعي وابسته به شهرداري هستيم
اما با اين وجود هويت مستقل داريم و هيات امناي ما از بزرگاني مانند
آقايان سرير، عسگرپور، پيرنياكان و غيره تشكيل شدهاند. بنده بر اين باورم
كه بايد مسائل موزه را به خود خانوادهي موسيقي سپرد تا آنطور كه شايسته
است در اين زمينه تلاش و همكاري كنند.

در ادامهي اين مراسم با تشويق مكرر حضار استاد ابراهيم قنبريمهر _ سازندهي پيشكسوت سازهاي ايراني _ در سخناني مطرح كرد:
هنگامي كه محبت دوستان را ميبينم، دچار احساسي ميشوم كه نميتوانم آن را
بيان كنم واقعا در برابر اين همه لطف احساس شرمندگي ميكنم و فكر ميكنم
كه محبت همين دوستان است كه مرا تا به امروز در قيد حيات نگاه داشته است. محمدرضا درويشي
پژوهشگر و آهنگساز در ابتداي سخنانش از پرويز مشكاتيان ياد كرد و دربارهي
موزه موسيقي در سخناني مطرح كرد: اين ساختمان پيش از اينكه موزهي موسيقي
باشد، در حال حاضر موزهي سازهاست و فعالشدن ساير بخشهاي آن نيازمند
زماني طولانيتر است. حتي در بخش سازها هم بايد بگوييم كه در حال حاضر
تنها 20 تا 30 درصد سازهاي موجود در ايران در اين موزه وجود دارند، لذا
لازم است كه در اين زمينه اقدامات كافي صورت بگيرد. او در عين حال افتتاح موزه
موسيقي را امري بسيار فرخنده دانست و افزود: فرخندهتر از افتتاح اين موزه
آن است كه ما در اينجا موزهاي زنده داشته باشيم نه اينكه با گورستاني از
سازها مواجه باشيم. به همين دليل تجهيز بيشتر اين موزه از اهميت بسيار
بالايي برخوردار است و لازم است كه مديران عرصهي هنر و موسيقي به حمايت
از اين مركز بپردازند، چرا كه ما خواهان تجهيز بيشتر اين موزه هستيم. درويشي در ادامه به بحث
دربارهي سازها پرداخت و گفت: شايد تاكنون بيشتر از سازها بهعنوان وسائلي
براي لهوولعب ياد شده باشد و مردم هم به همين دليل به درك درستي از ساز
نرسيده باشند. اما ساز علاوه بر نواختن موسيقي جنبههاي ديگري دارد.
امروزه حتي خود جامعهي موسيقي ايران هم بدون توجه به نظر نهادهاي ناظر با
نمونههاي متعددي از آنچه كه به عنوان موسيقي پخش ميشود مخالف است. براي
ما اين مهم است كه ساز چه مينوازد و به همين دليل بنده معتقدم كه بايد به
اين موضوع توجه بيشتري داشته باشيم. او ادامه داد: در تمام دنيا
سازها نشاني براي شناخت ارتباط مابين فرهنگها هستند و يكي از مهمترين
نشانههاي كشف فرهنگ، ساز است. علاوه براين ساز نشانهاي براي تشخيص سطح
رشد فني مردمان ادوار مختلف است و در كنار تمام اين موارد بايد گفت كه
اكثر سازها سمبل و نماد موضوعي خاص نيز محسوب ميشوند، لذا پشت هريك از
اين سازها سمبلها و اعتقادات متعددي نهفته است. درويشي در پايان صحبتهايش هم
به ذكر اسامي افرادي كه دربازگشايي موزهي موسيقي فعاليت و همكاري
داشتهاند پرداخت و اظهار اميدواري كرد: با ارائهي حجم بيشتري از سازها
به موزه، متخصصان بتوانند به طبقهبندي سازها بپردازند.

در ادامهي اين برنامه محمدرضا شجريان ـ رييس شوراي عالي موسيقي ـ
گفت: استاد قنبريمهر به دليل منش بزرگوارانهاي كه دارند خيلي كم
دربارهي خود صحبت ميكنند، اما بنده زماني افتخار شاگردي ايشان را
داشتهام و بايد بگويم كه اين چراغ را او در دل من زنده كرده است. بنده
مدتي مزاحم اين مرد بزرگوار بودم و مطالب بسياري از او ياد گرفتهام، اما
همين حجم هم تنها يك درصد از چيزهايي است كه او گفته بود. شجريان ادامه داد: اخيرا
هنگامي كه ديدم ديگر كسي به طور جدي ساز و ساز جديد نميسازد تصميم گرفتم
كه يكبار ديگر به ساخت ساز بپردازم تا ديگران هم شروع كنند. بالاخره يك يا
چند ساز جديد ساخته شود تا اركسترهاي ما هم كمي متنوعتر شود. رييس شوراي عالي خانهي موسيقي
در ادامه به حضور چندين سازش در موزهي موسيقي اشاره كرد و گفت: واقعا
نميدانم كه اين چه جسارتي است كه سازهاي بنده در كنار سازهاي استاد قرار
گرفتهاند. واقعا اين سازها مانند ترقهاي ميمانند كه در كنار يك توپ
قرار گرفته است، اما اگر با اين وجود اين سازها را ارائه كردهام دليلش آن
است كه ميخواستهام كاري براي موسيقي كرده باشيم. اين صحبت من از روي
خودنمايي نيست و تنها دوست داشتهام كه كاري كرده باشيم و اكنون هم جادارد
از تمامي افرادي كه در راهاندازي مجدد اين موزه همكاري داشتهاند تشكر
كنم. در بخش پاياني اين مراسم فرهاد فخرالديني
افتتاح اين موزه را اقدامي بسيار شايسته دانست و گفت: اي كاش اين كار كمي
زودتر انجام ميشد، وقتي عزيزان و رفتگان را به ياد ميآورم و اينكه آنها
چقدر زحمت كشيدهاند و ما هيچ تصوير متحركي از آنها نداريم، افسوس
ميخورم. او ادامه داد: بنده از نزديك
ميديدم كه آقاي خالقي چگونه با اركستر كار ميكند. اما اكنون حتي يك فيلم
هم از اين تمرينها نداريم و لازم بوده كه اين موزه مدتها پيش از اين
تشكيل شود تا به جمعآوري آثار بزرگان بپردازد و موجب شود برخي فيلمها
گرفته شود، چرا كه ارزش هر ملتي به داشتن فرهنگ و هنر است، ملتهاي مختلف
همواره به فرهنگ و هنرهاي خود باليدهاند. فخرالديني در پايان صحبتهايش
هم به نداشتن سالني براي كنسرتهاي موسيقي اشاره كرد و افزود: ما هنوز هم
سالني براي برگزاري كنسرتهاي موسيقي نداريم و بنده اميدوارم كه اين مساله
مورد توجه مسوولان مختلف قرار گيرد. پس از صحبت فخرالديني،
مرادخاني _ مدير موزهي موسيقي _ از دردست احداث بودن سالن كنسرتي با
ظرفيت 5هزار و 700 نفر در تپههاي عباسآباد خبر داد. در مراسم شب
گذشته همايون خرم، داريوش پيرنياكان، محمد سرير، كيوان ساكت، ميلاد كياي،
مجيد درخشاني، سهيل محمودي، عبدالحسين مختاباد، محمدمهدي عسگرپور و جمعي
از هنرمندان و اساتيد موسيقي ايران حضور داشتند و در نهايت پس از صحبتهاي
سخنرانان جلسهي افتتاحيه حاضران اين مراسم در دو گروه به بازديد از
موزهي موسيقي ايران پرداختند. درحال حاضر موزه
موسيقي در بخشهاي مختلفي مانند سالن نمايش سازها، گنجينه موزه، آرشيو
صوتي و تصويري، سالن اجرا و استوديوي ضبط موسيقي (در دست ساخت)، كتابخانه
خصوصي، كارگاه نمايش مراحل ساختوساز، انبار ويژه نگهداري بهينه سازها،
مخزن محصولات مكتوب، كافيشاپ و بخش سمعي و بصري فعال است.

اهالي موسيقي و هنر شامگاه چهارشنبه -20 آبانماه - گردهم آمدند تا ياد موسيقيداني را گرامي بدارند كه ميپنداشت «هدف هنر تعالي تبار انسان است».
مراسم ياد بود و بزرگداشت زنده ياد «پرويز مشكاتيان» با همكاري خانه موسيقي و فرهنگستان هنر در موسسهي فرهنگي هنري آسمان برگزار شد.

«محمدرضا شجريان» در آغاز اين مراسم با تاسف از نبود استاد سنتورنوازي ايران، گفت: حرفزدن دربارهي پرويز مشكاتيان در نبود او برايم سنگين است. او را همگي خوب ميشناسيد. عزيز همه ما بود و من هرگز نميخواهم باور كنم كه ديگر در ميان ما نيست و چه خوب بود كه در مراسم اوليهي او حضور نداشتم، زيرا هيچوقت دوست ندارم بدانم كه عزيزانم را از دست دادهام.
استاد آواز ايران، مشكاتيان را دردانهي موسيقي ايران زمين خواند و افزود: از سال 55 او را ميشناسم. زماني كه در جشن هنر شيراز در كنار حسين عليزاده چهار مضرابش را نواخت استعداد فوقالعادهي خود را نشان داد. آهنگهايش را شنيدهايم و توانايي او را در موسيقي ميدانيم كه چه حال وهوايي دارد.
او تصريح كرد: پرويز را از دست دادهايم ولي يادش براي ما جاودان است و با آن زندگي ميكنيم و به عنوان يك فرد كوچك از خانوادهي موسيقي و خانه موسيقي از تمام شما كه در سراسر ايران يادش را گرامي داشتيد و با احترام او را بدرقه كرديد سپاسگزارم و ما خانوادهي هنر تكتك شما مردم را سپاس ميگوييم كه هنر را ميشناسيد و هنرمند را قدر ميدانيد و به راستي كه ما وامدار محبتهاي شما هستيم و سعي ميكنيم تا بخشي از اين وام را در برابر شما ادا كنيم.

در ادامهي اين مراسم، اعضاي سابق گروه «عارف» متشكل از اردشير كامكار، بهداد بابايي، ارژنگ كامكار و حميدرضا نوربخش قطعاتي از ساختههاي زندهياد مشكاتيان را به ياد او نواختند.
حميدرضا نوربخش ،پيش از اين اجرا گفت: آمادگي و قصد اجراي برنامه نداشتيم اما تصميم جمعي براين بود كه بغضمان را با شما اينگونه تقسيم كنيم.
او با يادآوري خاطره ساخت اين دو قطعه در زمان حيات زندهياد مشكاتيان گفت: پيش از كنسرت گروه عارف يك شب در منزل او جمع شده بوديم و من غزلي از مولانا را كه پيش از اين در اجرايي ديگر خوانده بودم زمزمه ميكردم. همان جا بهداد بابايي پيشنهاد ساخت آهنگي براي اين شعر را داد و كمتر از يك هفته پرويز اين قطعه را ساخته بود و از آنجا كه خاطره آن براي ما عزيز است تصميم گرفتيم در چنين شبي آن را به ياد مشكاتيان اجرا كنيم.
در ادامهي اين مراسم محمد سرير، مديرعامل خانه موسيقي نيز به نيابت از اين مجموعه ،گفت: يادبودهايي كه دراين چند وقت براي پرويز مشكاتيان برگزار شد و ميشود، نشانهي نفوذ و حضور تاثيرگذار آن در لايههاي مختلف مردم است. چه بسا كه دانشگاهيان، شهرستانيها و هر صنف و قشري براي او نكوداشتي برپا كردند و اين اتفاق يگانهاي است كه چنين تاثيرگذاري به واسطهي موسيقي در روح و جان ايرانيان ايجاد ميشود.

او رسوبات آثار مشكاتيان در ميان مردم را ماندگار خواند و گفت: ميراثدار ارزشهاي ما جوانان هستند و حضور مشكاتيان در سالهاي شروع فعاليتش خستگي را از ميان آنها برد و انگيزههاي جديدي را ايجاد كرد تا همگان ياد بگيرند كه چگونه ادامه دهند. در واقع ايدهي او نجاتبخش بود و به همين دليل خانهي موسيقي ايران براي ايجاد زمينهي تكثير اين ايدهها جايزهي ويژهاي را به ياد پرويز مشكاتيان برگزار خواهد كرد.
به گفتهي سرير، اين جايزه در دوبخش نوازندگي سنتور و ساخت قطعات ضربي برگزار خواهد شد و فراخوان آن بهزودي منتشر ميشود.
او ادامه داد: موسيقي ايراني به واقع غمانگيز نيست، اما حسرت فرصتهاي از دست رفته را همواره با خود دارد و اميدواريم اين جايزه رهاورد جديدي براي جوانان باشد تا انگيزههايشان را پررنگتر نمايان كند.

حسين عليزاده از اعضاي سابق گروه عارف نيز در بخش ديگري از اين مراسم نيز از پرويز مشكاتيان سخن گفت.
او بيان كرد: از آن روزهاي سخت مدتي ميگذرد و كمكم همه ما اين باور را پيدا ميكنيم كه مرگ براي همهي ما هست، هرچند كه من هيچوقت نميتوانستم باور كنم كه پرويز در شهر و كشوري كه زندگي ميكند نباشد، اما امروز باور كردم كه مرگ براي افرادي همچون مشكاتيان زندگي دوباره است.
او خاطر نشان كرد: امروز احساس ميكنم كه پرويز تولدي دوباره پيدا كرد و همانطور كه پيش از اين اشاره شد بايد قدردان مردم زنده نيشابور بود كه به ما يادآوري كردند كه مرگ يك انسان بزرگ ميتواند غمانگيز نباشد و من به واسطهي اين تجربه در ذهنم جاي پرويز را عوض كردم و او را در وجود خودم جاودانه نمودم تا هميشه و در همهجا او را حس كنم.
عليزاده گفت: امروز وقتي به ياد پرويز ميافتم شاد ميشوم، زيرا تنها خوبيهايش به يادم ميآيد، البته ما ايرانيها سالهاست كه با غم عجين شدهايم و متاسفانه خيلي كم پيش ميآيد كه شادي ما را دورهم جمع كند و اين غم جزيي از فرهنگ ما شده است، اما حال كه پرويز با رفتنش اين نكته را براي ما يادآوري كرد بهتر است به دنبال شيرينيهاي ديگر زندگي باشيم.
عليزاده با يادآوري مراسم خاكسپاري زندهياد مشكاتيان در نيشابور ،گفت: وقتي جنازهي دوستمان را به گورستان ميبرديم مردم با شيريني از ما پذيرايي كردند و همانجا اشك شوق ريختيم و جنبهي ديگري از اين حس را تجربه كرديم. اين همان حسي است كه هنرمند در هنگام خلق اثرش دارد يعني نميتوان گفت كه او آن زمان غمگين و يا شاد بوده، بلكه حس او فراتر از اين غم و شادي است و اي كاش از اين پس در شاديهاي هم سهيم شويم.
اين نوازندهي تار در بخش ديگري از صحبتهايش يادآور شد: آن زمانها كه در كنار پرويز كار ميكردم فكر ميكردم كه او به برخي از مسائل بياعتناست اما امروز متوجه شدم كه وجود او از تمام احساسات غني است و به همين دليل از اين پس به كسي فكر ميكنم كه شهر و ذهن ما را آباد كرد و از اينرو در مورد او ديگر از مرگ نبايد سخن بگوييم بلكه بايد افتخارهايش را مرور كنيم.

عليزاده در پايان گفت: ما قرار است به زندگي خود ادامه دهيم و چه بهتر كه از اين پس با بردن نام مشكاتيان شاد شويم زيرا اگر باوركردهايم كه او هميشه زنده خواهد ماند پس يادآوري نامش نبايد ناراحتمان كند و بايد اين اميد در دل مردم ايرانزمين بيش از پيش ايجاد شود.
در بخش پاياني اين مراسم گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني و با صداي محمدرضا شجريان قطعهي بلندي را به ياد مشكاتيان اجرا كرد و در فراق او گريست.
دراين مراسم هنرمنداني همچون سعيد فرجپوري، داوود گنجهاي، مجيد مجيدي، داريوش پيرنياكان، نيكي كريمي، هنگامه اخوان، عبدالحسين مختاباد، بيژن بيژني، حسين دهلوي،مهدي آذرسينا، و غيره حضور داشتند.

سلام
باز آمدم! اولین و تنها جمله ای که به ذهنم می رسد. بعد از چند ماه پرمشغله و پرماجرا و بعد از یک شکست بزرگ و چند پیروزی بزرگتر آمدم.
از این به بعد قصد دارم در وبلاگ رویکرد جدیدی را آغاز کنم با نگاهی به ساخت ساز سه تار و تار و مراحلی که باید هنرجو تا ساخت یک ساز خوب و خوش صدا طی کند.
منتظر نظراتتان هستم.