تبليغاتX
شجر - با حسين عليزاده نخستين مديرعامل خانه موسيقي‌: عادت ‌داريم ‌به ‌همه ‌چيز ‌ايراد ‌بگيريم‌

شجر

موسیقی سنتی و مقامی ايراني

با حسين عليزاده نخستين مديرعامل خانه موسيقي‌: عادت ‌داريم ‌به ‌همه ‌چيز ‌ايراد ‌بگيريم‌

حسين عليزاده نه‌تنها از موسسان، بلكه اولين مديرعامل خانه موسيقي بود كه سال 1378 قدم به اين خانه نهاد. گرچه به دليل مشغله‌هاي مهم‌تر كه آهنگسازي و نوازندگي بود اين خانه را ترك كرد، اما هرگز به آن پشت نكرد. او همچنان با واقع‌بيني و نگاهي منطقي و به دور از افراط و تفريط‌هاي رايج آينده خانه را روشن مي‌بيند به شرطي كه هنرمندان آنجا را خانه خود بدانند و همچون وطنشان از آن حمايت كنند.
اينك دوره 2 ساله كانون‌هاي تخصصي و هيات‌مديره به پايان رسيده است و از سوم خرداد سال جاري انتخابات براي گزينش مديران جديد برگزار مي‌شود؛ به همين مناسبت با نخستين مديرعامل خانه موسيقي كه خود از هنرمندان برجسته موسيقي ايراني است گفتگويي كرده‌ايم كه مي‌خوانيد:

سير موسيقي ساليان اخير، بويژه تفاوت‌هاي آن قبل و بعد از تاسيس خانه موسيقي چگونه بوده است؟

متاسفانه برخي مسوولان و كارگزاران دولتي درك درستي از موسيقي ندارند و مدافع واقعي موسيقي ارزشمند نيستند؛ حتي بعد از 30 سال، هنوز تعريف هنر موسيقي گنگ است، اين كه موسيقي هنري چيست يا موسيقي فاخر كدام است و... تعريفي در دست نيست؛ جالب آن كه از طريق ارگان‌هاي مختلف موسيقايي هم رنگ و بوي آن را حس نمي‌كنيد؛ البته يك سري برنامه‌هاي راديويي نيمه‌شب هست كه مي‌خواهند در اين زمينه فعاليت كنند؛ اما آنها هم به علت نداشتن مديريت و برنامه‌ريزي مناسب راه به جايي نمي‌برند.

از ديگرسو، متاسفانه هر تهيه‌كننده‌اي به خودش اجازه مي‌دهد درباره موسيقي اظهارنظر كنند؛ نه‌تنها آنها بلكه در بسياري جاها براحتي درباره موسيقي اظهارنظر مي‌شود. در صورتي كه در پزشكي يا سياست، افراد غيرمتخصص چنين با جسارت نظر كارشناسي نمي‌دهند.

چه كار بايد كرد؟

به نظرم خانه موسيقي مي‌تواند در اين زمينه مشاوران خوبي براي مديران باشد.

اما به خود اين خانه هم انتقاداتي هست، نظر شما در اين باره چيست؟

بله. اين انتقادات هميشه بوده است اما بايد درباره آن به نكاتي توجه داشته باشيم؛ از نكات بسيار مثبت خانه موسيقي اين است كه آنجا ارگاني نيست كه مال شخص باشد؛ خانه در واقع خانه و وطن همه موسيقيدانان است هرچند كه ممكن است هرازگاهي سياست‌هايش و اجرائياتش دچار گرايش‌هايي شود؛ اما آن هم طبيعي است چراكه در هر انتخاباتي و در هر تغيير و تحولي طبعا گرايش‌هايي هم پديد مي‌آيد.

همان طور كه مردم مملكت و ميهنشان را دوست دارند، هنرمندان هم با غلظت بيشتري اين حس ميهن‌دوستي را دارند و اگر صحبتي مي‌شود و انتقادي هست، علتش اين است كه شايد گمان مي‌كنيم ما دلسوزتر از بقيه هستيم.

قبل از پرداختن به انتقادات شما به عنوان نخستين مديرعامل خانه موسيقي درباره تشكيل اين خانه چه نظري داريد؟

بعد از انقلاب ايجاد خانه موسيقي يك ضرورت اجتماعي و تاريخي بود؛ اساسا تمام هنرمندان با يك دغدغه دائمي زندگي مي‌كنند و هنگامي كه مسائل اجتماعي به آن اضافه مي‌شود، اهميت مضاعف پيدا مي‌كند؛ در عرصه موسيقي هنرمندان با مشكلات زيادي مواجه بوده و هستند و طبيعتا وجود ارگان و نهادي كه از جنس خودشان باشد و بتواند آنها را درك و به مسائل آنها رسيدگي كند بسيار مهم است؛ خيلي وقت‌ها پيشكسوت‌ها فراموش مي‌شدند و مشكلات و مسائل زيادي وجود داشت كه ايجاد خانه موسيقي در اين مسير شكل گرفت.

درخصوص انجام اين وظايف آيا خانه موسيقي موفق بوده است؟

در سال گذشته مسووليتي كه خانه موسيقي به عهده گرفت خيلي مهم و خوب بود؛ برگزاري كنسرت‌ها و حمايت معنوي از هنرمندان ازجمله كارهاي خوبي بود كه در اين خانه انجام شد. همان طور كه مي‌دانيد، شرايط برگزاري كنسرت بسيار سخت است و خود من تا آخرين زخمه‌اي كه به ساز مي‌زنم نمي‌توانم بگويم كه كنسرت برگزار شد؛ اما در سال گذشته با خيالي آسوده كنسرت گروه هم‌آوايان را برگزار كردم.

از زماني كه مديرعامل خانه بوديد و طرح‌هايي كه داشتيد و اينك كه خانه را در اين وضعيت مي‌بينيد چه برداشتي داريد؟ اصولا شما چه دورنمايي را براي خانه موسيقي ترسيم مي‌كنيد؟

آن موقع كه من مديرعامل بودم، اوضاع با امروز كاملا فرق مي‌كرد. الان گفته مي‌شود خانه حدود 8 هزار نفر عضو دارد. اين تعداد خيلي شوق‌آور است و اين كه اين تعداد به هنر ارزشمندي چون موسيقي اعتقاد دارند و گردهم آمده‌اند باور نكردني است؛ اما من مي‌گويم بياييم يك كاري بكنيم (اين كه مي‌گويم بياييم منظورم هم به دولت است و هم به ملت و هم به هنرمندان)‌.

بياييم خانه موسيقي را از كارهاي ابتدايي فارغ كنيم؛ امروزه در هر جامعه مترقي همه افراد بيمه هستند و از مزاياي اوليه زندگي برخوردارند، خانه موسيقي در اين سال‌ها درگير بيمه اعضا بوده و بسياري از اعضايش را هم بيمه كرده است، دستشان درد نكند.

من مي‌دانم اين كارها خيلي دوندگي دارد، ولي خانه موسيقي بايد از اين پس بيشتر به اعتلاي موسيقي بينديشد. بايد براي راديو و تلويزيون و تمام ارگان‌هايي كه با موسيقي سروكار دارند راهنما باشد؛ ما بايد تجربيات خودمان را به ديگران منتقل كنيم ما هنوز خيلي مشكل داريم.

از ديگر انتقاداتي كه شايد از بدو تاسيس خانه به آن شده است، اين بوده كه مي‌گويند خانه موسيقي وابسته به دولت و حيات خلوت است. در اين باره چه نظري داريد؟

هر كسي كه انتقاد مي‌كند ابتدا بايد راه درست را نشان و پيشنهادش را ارائه دهد. در جامعه ما اين عادت هست كه ما از همه چيز ايراد مي‌گيريم. وقتي به خانه موسيقي مي‌توپيم و آن را به باد انتقاد مي‌گيريم، بايد ببينيم ما چه نقشي در آن داريم؛ بيشتر آن كساني كه انتقاد مي‌كنند اگر نزديك شوند و با مشكلات آشنا شوند آن وقت از ذره ذره پيشرفت آن خرسند مي‌شوند... اما درباره اين صحبت و اين سوال كه خانه حيات خلوت است من نمي‌دانم اين انتقاد را بايد به خانه موسيقي كرد يا به دولت؟! آيا يك نهاد صنفي مستقل اين آزادي را دارد كه براي خودش تصميم بگيرد يا نه؟ اگر ارگان يا يك نهاد مدني هست كه براساس راي اعضا اداره مي‌شود و مي‌خواهد روي پاي خودش بايستد و جداي از سياست‌هاي دولت در عرصه فرهنگ و هنر فعاليت كند ما بايد آن را وابسته دولت بكنيم؟ چرا بايد چنين كاري كرد؟ خانه موسيقي از موسيقيداناني تشكيل مي‌شود كه هيچ اصراري ندارند دولتي باشند؛ حال اگر اين اتفاق بيفتد آن اشكال از نهاد نيست، بلكه اشكال از دولت است كه مي‌خواهد همه چيز را دولتي كند. بنابراين ايراد به خانه موسيقي نيست بلكه ايراد اصلي به قانون و قواعد اجتماعي ما بازمي‌گردد. در واقع اگر دولت به مردم اعتماد داشته باشد و هر كاري را به متخصصان بسپرد، مشكلات حل مي‌شود.

پس شما مستقل شدن يا نشدن خانه را در عملكرد دولت مي‌دانيد؟

به نظر من پايه اصلي و شرط اساسي براي استقلال هر تشكلي استقلال اقتصادي است؛ بايد اول ببينيم خانه موسيقي مي‌تواند درآمد كافي داشته باشد و به استقلال اقتصادي برسد؟ يكي از راه‌هاي كسب درآمد برگزاري كنسرت‌هاست. البته راه‌هاي ديگري هم مي‌شود پيدا كرد. به عنوان مثال اگر خانه موسيقي فقط يك سالن مي‌داشت آن وقت اجاره آن به نفع همه فعالان موسيقي ازجمله خود خانه بود يا راه‌هاي ديگر... وقتي 8 هزار نفر اعضاي خانه دلشان قرص باشد كه خانه موسيقي با پشتوانه مالي قوي از آنها حمايت مي‌كند، طبعا آنها هم آثار بهتري به وجود مي‌آورند. الان خانه سينما به اين درآمد رسيده است. فكر مي‌كنم مقداري از فروش بليت سينما مربوط به خانه سينما باشد.

آيا به نظر شما خانه موسيقي هم بايد از هر كنسرتي كه برگزار مي‌شود درصدي بردارد؟

بله. خانه موسيقي هم مثل خانه سينما بايد درصدي را از فعاليت‌هاي هنرمنداني كه تحت پوشش دارد بردارد. البته بهتر است خانه موسيقي مسووليت برنامه‌ها و كنسرت‌ها را خود بپذيرد؛ هر كسي يك وظيفه دارد؛ به عنوان مثال كار ما ساخت و اجراي موسيقي است و اگر خانه در اجراي كنسرت وارد شد كار ما ساده‌تر مي‌شود. خانه مي‌تواند براي اين خدماتي كه ارائه مي‌دهد به صورت قانوني و با عقد قرارداد درصدي را از درآمدهاي كنسرت بردارد. به نظر من اگر دريافت مجوز، احقاق حقوق معنوي، تهيه سالن و... با برنامه باشد،  به نفع همه خواهد بود.

درباره مديرعامل خانه موسيقي برخي‌ها اعتقاد دارند اين مدير نبايد هنرمند باشد و بهتر است از مديران خارج از عرصه موسيقي انتخاب شود. نظر شما چيست؟

به طور كلي نمي‌توان گفت كه هر هنرمندي مدير لايقي نيست، يا هست. از سوي ديگر همه كساني را هم كه در بخش موسيقي فعاليت مي‌كنند نمي‌توان <هنرمند> دانست؛ در دوره ما كساني كه ذوق آهنگسازي يا نوازندگي نداشتند، به بخش آموزش مي‌رفتند و به استخدام وزارتخانه درمي‌آمدند و پشت ميزي مي‌شدند؛ ما نمي‌توانيم آدم‌هاي مسئول و مدير خانه موسيقي را از بين افرادي ناآشنا با موسيقي انتخاب كنيم (مثل برخي از ارگان‌ها كه حتي مسوول موسيقي‌شان را از بين افراد مخالف با موسيقي انتخاب مي‌كنند و من گاهي كه با اين افراد مواجه مي‌شوم، از آنها مي‌پرسم اگر شما اينقدر با موسيقي مخالف هستيد، چرا اينجا كار مي‌كنيد؟) به هر حال مدير يك موسسه و نهاد هنري مانند خانه موسيقي اگر اهل موسيقي نباشد حداقل بايد فردي فرهنگي و آشنا با هنر باشد؛ خانه موسيقي با ادارات ديگر فرق مي‌كند.

درباره اختلاف سلايقي كه در نحوه اداره اين نهاد و سياستگذاري‌هاي آن هست چه بايدكرد؟

اختلاف سليقه خيلي طبيعي است؛ آدم‌ها را با قالب نريخته‌اند كه همه يك چيز را بگويند؛ البته اين اختلاف در هنر خيلي بيشتر قابل مشاهده و لمس است. شما در زندگي شخصي‌تان ممكن است خيلي با ديگر اعضاي خانواده اختلاف داشته باشيد ولي چندان به چشم نمي‌آيد. ولي در هنر اين اختلاف بسيار چشمگير است. اتفاقا اين كه در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها سعي مي‌كنند هنرجويان و دانشجويان را قالب‌ريزي كنند كاملا خلاف طبيعت هنر و هنرمندي است اين اختلاف عقيده بايد جايگاه داشته باشد.

اختلاف سليقه در هنر هم هست ولي گاهي اين اختلاف سلايق به دشمني تبديل مي‌شود.

بله؛ اين اختلاف يا تفاوت وجود دارد و ما بايد با رشد فرهنگي خود اين تفاوت‌ها را درك كنيم و حتي دوست داشته باشيم؛ من نبايد عاشق كار خودم باشم و اصلا موسيقي ديگران را به كل رد نكنم، ما بايد ببينيم ديگران چه نظري دارند؛ مردم آزاد هستند؛ اتفاقا بهترين منتقدان كار من مردم هستند؛ خيلي وقت‌ها مردم عادي از لحاظ فني خيلي بهتر به ايرادهاي كار من اشاره كرده‌اند تا اهل فن؛ در هر حال ما بايد بين خودمان ديالوگ برقرار كنيم؛ اختلاف‌ها را بپذيريم و قبول كنيم كه در هنر قالب‌ريزي غيرممكن است. در كشورهايي كه به تمدن رسيدند رقابت، انتقاد، اختلاف و ديالوگ وجود دارد ولي ما اين فرهنگ را نداريم.

از برنامه‌هاي امسالتان چه خبر، آيا كنسرت داريد و در حال حاضر به چه كاري مشغوليد؟

كنسرت هنوز مشخص نيست؛ ممكن است داشته باشيم و شايد هم نه. ولي در حال حاضر مشغول ضبط كاري در استوديو هستم و بزودي سي‌‌دي تكنوازي‌ام منتشر مي‌شود.

موسيقي فيلم چطور؟

كار خاصي در دست ندارم؛ البته پيشنهاد موسيقي فيلم زياد دارم ولي معمولا تا كاري را نپسندم قبول نمي‌كنم.

آلبوم كنسرت سال گذشته منتشر مي‌شود؟ (منظور صوتي و تصويري)

حقيقتش از ضبط كار سال گذشته راضي نيستم؛ مي‌خواهيم اگر بشود كل كار را به صورت كنسرتي با حضور تماشاچي كم دوباره ضبط كنيم.

خارج از كشور برنامه و كنسرتي داريد؟

بله؛ برنامه‌هاي معدودي هست؛ جالب اين كه حدود 30 سال پيش قرار بود در جشنواره موسيقي بعلبك شركت كنيم كه به علت جنگ لبنان نشد و بعد سال‌ها اين جشنواره تعطيل بود؛ پارسال ما دوباره به آن دعوت شديم. همه كارها انجام شد و ما داشتيم آماده مي‌شديم كه نامه‌اي آمد و باز خبر از لغو آن ‌داد. تابستان امسال نيز دعوت شده‌ايم و قرار است در اين جشنواره شركت كنيم كه بايد منتظر بود؛ در بعضي از ديگر كشورهاي اروپايي هم ممكن است برنامه‌هايي داشته باشيم كه هنوز دقيقا مشخص نيست.

حمايت از خودساخته ها


در مورد انتقاداتي كه درباره كنسرت هايي كه خانه موسيقي براي هنرمندان سرشناس مي گذارد بايد گفت خانه موسيقي اگر شرايط خوبي مي‌داشت، ايده‌آل اين بود كه براي افراد ناشناخته هم كنسرت برگزار مي‌كرد. اما اين مساله مستلزم اين است كه بودجه‌اي اندازه يك وزارتخانه داشته باشد؛ بعد منتقدان فكر مي‌كنند ما اين عمر و زحمت را از توي خيابان پيدا كرده‌ايم. ما اگر مي‌گوييم آقاي شجريان، اين نيم قرن كار و زحمت و تلاش پشتش هست؛ خانه موسيقي از كساني حمايت مي‌كند كه خودساخته هستند.

بعضي‌ها حساسيت دارند كه بعضي اسم‌ها را مدام مي‌شنوند؛ ما چون ملتي مصرف‌كننده هستيم، دوست داريم اسامي هم براساس مصرف تغيير كنند. خب اين افراد يا گروه‌ها حتما ارزش‌هايي دارند كه مورد اقبال قرار مي‌گيرند؛ شايد آن افرادي كه اعتراض مي‌كنند فقط اعتراض مي‌كنند كه به آنها توجه نمي‌شود و شايد در اصل اعتبار خانه را مي‌خواهند و البته حقشان هم هست؛ اگر هنرمنداني هستند كه كارشان هنري است و ارزش هنري دارد، خانه موسيقي بايد كنسرت‌هايي در حد آنها برگزار كند. حتي اگر اين كنسرت براي 50 نفر باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:45  توسط علی یزدانی  |